<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427</id><updated>2011-07-08T03:40:02.195-07:00</updated><category term='اشتراک'/><category term='چپ دانشجویی'/><category term='خبر'/><category term='مصاحبه'/><title type='text'>اشتراک</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><link rel='next' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default?start-index=101&amp;max-results=100'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>153</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-9192784203718429927</id><published>2010-03-01T11:05:00.000-08:00</published><updated>2010-03-01T11:08:42.349-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خبر'/><title type='text'>گزارش اولین نشست نمایندگان سایتها و رسانه های حامی کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S4wQUygM4ZI/AAAAAAAAFjY/bbm8w6MDOaw/s1600-h/n318764512070_2214.jpg"&gt;&lt;img style="float: left; margin: 0pt 10px 10px 0pt; cursor: pointer; width: 200px; height: 317px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S4wQUygM4ZI/AAAAAAAAFjY/bbm8w6MDOaw/s320/n318764512070_2214.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5443743998924349842" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;اطلاعیه شماره 1&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اولین نشست نمایندگان سایتها و رسانه های حامی کمپین در تاریخ شنبه 8 اسفند 1388 با شرکت نمایندگان جمعی از سایتهای حامی کمپین برگزار شد. در ابتدای این نشست گزارش هیأت موقت مسئولین اجرائی سایت کمپین از فعالیتهای انجام شده تاکنونی مورد بحث قرار گرفت. این گزارش قبلا به صورت کتبی در اختیار همه سایتها و رسانه های حامی کمپین قرار گرفته بود.&lt;br /&gt;از مهم ترین نکات گزارش تأکید بر این بود که پیش از اعلام آغاز کمپین متن فراخوان کمپین و متن تهیه شده برای امضا به بیش از 180 سایت با گرایشات مختلف سیاسی ارسال گردید و از آنان درخواست شد که با شرکت خود در ایجاد یک کمپین گسترده و نیرومند مشارکت نمایند. به این ترتیب سایتهای آغاز کننده کمپین اقدام لازم را برای قرار دادن کمپین بر پایه هایی گسترده تر انجام دادند. در گزارش همچنین از واکنش برخی از سایتهای خبری در عدم درج فراخوان آغاز کمپین انتقاد به عمل آمد.  تعداد سایتهای حامی کمپین از بعد از اعلام آغاز کمپین به 25 سایت رسیده است. ترکیب متنوع سایتهای حامی کمپین یک شاخص موفقیت نسبی کمپین در تبدیل اعتراض به مجازات اعدام به یک اعتراض وسیع اجتماعی است.&lt;br /&gt;گزارش همچنین به برخی مشکلات تکنیکی در زمینه سازمان دادن فرم امضاء اینترنتی پرداخته و ضمن بر شمردن تلاشهایی که در این زمینه توسط هیأت مسئولین و طراح سایت کمپین به عمل آمده اند به برخی از نواقص موجود نیز اشاره کرده و برطرف کردن این نواقص را یکی از وظائف هیأت دانست.&lt;br /&gt;علاوه بر این در گزارش قید شده بود که با ابتکار برخی از سایتهای حامی کمپین، به ویژه سایتهای اشتراک، ایران تریبون، جنبش کارگری و جنگ خبر، فراخوان کمپین به بیش از 5 هزار ایمیل ارسال شده است. همچنین به ابتکار سایت اشتراک، یکی از سایتهای حامی کمپین، در فیس بوک نیز صفحه ای برای کمپین باز شده است که تاکنون بیش از 1300 نفر به عضویت آن در آمده اند. همچنین اقدام سایت نشریه جامعه شناسی ایران در اختصاص شماره ویژه ای از این نشریه به مجازات اعدام مورد اشاره و قدردانی حاضرین در نشست قرار گرفت.&lt;br /&gt;نشست اول نمایندگان سپس با تأیید کلی گزارش ارائه شده به بحث پیرامون ملزومات و چگونگی پیشرفت کمپین در راه رسیدن به هدف خود پرداخت و نمایندگان مختلف از زاویه دید خود به ارزیابی از موفقیت یا عدم موفقیت تاکنونی کمپین پرداخته و راه حل ها و پیشنهادات مورد نظر خود برای بهبود فعالیتهای کمپین را مورد بحث گذاشتند.&lt;br /&gt;کمپین 2 میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام یک بار دیگر از همه انسانهای آزادیخواه، احزاب و گروههای سیاسی و نهادهای اجتماعی و فرهنگی میخواهد که با حمایت خود از کمپین به تبدیل درخواست لغو مجازات اعدام به یک مبارزه وسیع اجتماعی  یاری رسانند. کمپین از همه سایتها و رسانه ها دعوت میکند که با پیوستن به کمپین به تقویت صفوف مبارزه با مجازات غیر انسانی اعدام بپیوندند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به امید جامعه ای بدون مجازات اعدام&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.k-a-e.com"&gt;کمپین 2 میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام&lt;br /&gt;www.k-a-e.com&lt;br /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1 مارس 2010&lt;br /&gt;10 اسفند 1388&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/583016725296739427-9192784203718429927?l=eshterak1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/9192784203718429927/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2010/03/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/9192784203718429927'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/9192784203718429927'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2010/03/blog-post.html' title='گزارش اولین نشست نمایندگان سایتها و رسانه های حامی کمپین دو میلیون امضا بر علیه مجازات اعدام'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S4wQUygM4ZI/AAAAAAAAFjY/bbm8w6MDOaw/s72-c/n318764512070_2214.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-6376574530791179453</id><published>2010-02-17T01:53:00.000-08:00</published><updated>2010-02-17T01:54:56.662-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خبر'/><title type='text'>منشور مطالبات حداقلی کارگران ایران به مناسبت سی و یکمین سالروزانقلاب 57</title><content type='html'>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S3u82B370xI/AAAAAAAAFhM/X3q7xNlF20g/s1600-h/zjf4p4.gif"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 279px; FLOAT: left; HEIGHT: 217px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5439148611382006546" border="0" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S3u82B370xI/AAAAAAAAFhM/X3q7xNlF20g/s320/zjf4p4.gif" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;سی و یک سال از انقلاب بهمن 57 گذشت. مردم ایران در آنروزها با امید به برخورداری از یک زندگی بهتر و برچیده شدن چتر اختناق و سرکوب در صفی میلیونی به خیابانها آمدند و طبقه کارگر ایران و پیشاپیش آنان کارگران شرکت ملی نفت با اعتصاب سراسری خود و بستن شیرهای نفت کمر حاکمیت استبداد را در هم شکستند و توده های میلیونی مردم با شعار "کارگر نفت ما، رهبر سر سخت ما" پاسخی شورانگیز به این اقدام تاریخی آنان دادند و در روز 22 بهمن 1357 قدرت به دست مردم افتاد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سقوط حکومت استبداد در روز 22 بهمن 1357 برای مردم به جان آمده از ستم و خفقان، بهارانی پر شکوه بود که زن و مرد و پیر و جوان و کودک با سرود بهاران خجسته باد و با شوری وصف ناپذیر به استقبالش شتافتند، مردم همدیگر را در آغوش می کشیدند، اشک شوق می ریختند و در پس قطره های اشک شوق شان رهائی و بهروزی خود را با تمامی وجودشان لمس میکردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینک از آنروزهای پر شکوه و از آن روزهای امید و طراوت و شادابی 31 سال میگذرد، سی و یک سالی که امروز از آن همه امید و طراوات و شادابی چیزی جز فقر و بدبختی، بیکاری و دستمزد زیر خط فقر، طرح قطع یارانه ها و درماندگی میلیونها کارگر و مزد بگیر برای گذران زندگی بر جای نمانده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما زندگی ادامه دارد و مردم ایران هنوز و به حق در حال و هوای تغییر اند و امیدشان را برای دست یابی به یک زندگی انسانی و شاد و مرفه و آزاد از دست نداده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این میان کارگران ایران در طول سالهای گذشته با اعتصابات و اعتراضات جسورانه خود و برپائی تشکلهای مستقل شان به دفاع از حق حیات و زندگی خود برخاستند و امروز بسیاری از آنان به جرم تشکل خواهی و خواست یک زندگی انسانی در پشت میله های زندان بسر میبرند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما برای ما کارگران سلولهای زندان پایان کار نیست، ما میلیونها انسانیم، ما تولید کنندگان تمامی ثروتها و نعمات موجود هستیم، چرخ تولید و زندگی در جامعه در دستان ماست، پشتوانه ما تجربه اعتصاب متحدانه و شکوهمند کارگران نفت در انقلاب بهمن 57 است و ما با این پشتوانه و با اتکا به قدرت میلیونی خود و با الهام از خواستهای انسانی مردم ایران در انقلاب سال 57، امروز و پس از سی و یک سال از بهمن 57 رئوس خواستهای حداقلی خود را به شرح زیر اعلام میداریم و خواهان تحقق فوری و بی قید و شرط همه آنها هستیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1- برسمیت شناخته شدن بی قید و شرط ایجاد تشكلهاي مستقل كارگري، اعتصاب، اعتراض، تجمع، آزادی بیان، مطبوعات و تحزب&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2- لغو فوری مجازات اعدام و آزادی فوری و بی قید و شرط کلیه فعالین کارگری و دیگر جنبشهای اجتماعی از زندان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3- افزايش فوري حداقل دستمزدها براساس اعلام نظرخود كارگران ازطريق نمايندگان منتخب آنها در مجامع عمومی کارگری&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4- طرح هدفمند کردن یارانه ها باید متوقف و دستمزدهاي معوقه كارگران باید فورا" و بي هيچ عذر و بهانه اي پرداخت گردد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5- تامين امنيت شغلي براي كارگران و تمامی مزد بگیران، لغو قراردادهاي موقت و سفيد امضاء، برچيده شدن کلیه نهادهای دست ساز دولتی از محیطهای کار و تدوین و تصویب قانون کار جدید با دخالت مستقیم نمایندهای منتخب مجامع عمومی کارگران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;6- اخراج و بيكار سازي كارگران به هر بهانه اي بايد متوقف گردد و تمامي كساني كه بيكار شده اند و يا به سن اشتغال رسيده و آماده به كار هستند بايد تا زمان اشتغال به كار از بيمه بيكاري متناسب با يك زندگي انساني برخوردار شوند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;7- لغو کلیه قوانین تبعیض آمیز نسبت به زنان و تضمین برابری کامل و بی قید و شرط حقوق زنان و مردان در تمامی عرصه های زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و خانوادگی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;8- برخورداري تمامي بازنشستگان از يك زندگي مرفه و بدون دغدغه اقتصادي و رفع هرگونه تبعيض در پرداخت مستمري بازنشستگان و بهره مندی آنان از تامین اجتماعی و خدمات درمانی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;9- تمامي كودكان بايد جداي از موقعيت اقتصادي و اجتماعي والدين، نوع جنسيت و وابستگي هاي ملي و ن‍‍ژادي و مذهبي از امكانات آموزشي، رفاهي و بهداشتي يكسان و رایگانی برخوردار شوند&lt;br /&gt;10- اول ماه مه بايد تعطيل رسمي اعلام گردد و در تقويم رسمي كشور گنجانده شود و هر گونه ممنوعيت و محدوديت برگزاري مراسم اين روز ملغي گردد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سندیکای کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت تپه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اتحادیه آزاد کارگران ایران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انجمن صنفی کارگران برق و فلز کار کرمانشاه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;21 بهمن ماه 1388 &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/583016725296739427-6376574530791179453?l=eshterak1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/6376574530791179453/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2010/02/57.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/6376574530791179453'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/6376574530791179453'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2010/02/57.html' title='منشور مطالبات حداقلی کارگران ایران به مناسبت سی و یکمین سالروزانقلاب 57'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S3u82B370xI/AAAAAAAAFhM/X3q7xNlF20g/s72-c/zjf4p4.gif' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-1553948382947196440</id><published>2010-02-11T06:28:00.000-08:00</published><updated>2010-02-11T06:31:39.203-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خبر'/><title type='text'>2 میلیون امضاء بر علیه مجازات اعدام</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S3QUtquRIbI/AAAAAAAAFgU/IuSJb3pQcLk/s1600-h/arton6074.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 222px; FLOAT: left; HEIGHT: 320px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5436993424938049970" border="0" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S3QUtquRIbI/AAAAAAAAFgU/IuSJb3pQcLk/s320/arton6074.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;اعدام یکی از فجیعترین اشکال مجازات و قتل آگاهانه است. اجرای مجازات اعدام به هر بهانه و دلیلی تجاوز به حرمت و کرامت انسانهاست. پذیرش اعدام بعنوان یکی از اشکال مجازات، نشان از بربریت حاکم بر سیستم قضایی ایران است. رژیم جمهوری اسلامی نیز با توسل به شرع و برپائی دادگاههای شرعی بیش از سی سال است که با اجرای مجازاتهای ظالمانه، اعدامهای خیابانی و قتل عام گسترده مخالفین سیاسی و اجتماعی خود یکی از ننگین ترین و سیاهترین دوران قضایی ایران را رقم زده است.&lt;br /&gt;اینک نیز با اوجگیری بحران سیاسی در ایران و دستگیریهای گسترده یک بار دیگر خطر مجازات اعدام و قتل وسیع معترضین و فعالین سیاسی و اجتماعی به طور جدی وجود دارد. اعتراض سیاسی جرم نیست، حق بدیهی هر شهروندی است. نظام حاکم اما هر گونه اعتراضی را جرم و گناه تلقی کرده و معترض را به مجازات می رساند. هیچ نظام حاکمی حق ندارد به بهانه اجرای عدالت و یا برای حفظ خود به اعدام که قتل عمد است متوسل شود. پناه بردن به اعدام خصیصه نامشروع ترین نظامهای سیاسی است. اما علیرغم این هیچ نظامی قادر نخواهد بود در جامعه‌ای که نفس مجازات اعدام در آن تقبیح شده باشد آنرا اجرا کند. این روآوری گسترده جمهوری اسلامی به سوی مجازات اعدام تنها بر متن این واقعیت تلخ امکانپذیر است که اعدام در ایران یک شکل پذیرفته شده مجازات است و نه امری تقبیح شده. اعتراض به مجازات اعدام تا امروز تنها به مواردی اندک محدود مانده و صدای مخالفین اعدام کمتر شنیده شده است.&lt;br /&gt;اعدام نه تنها زمینه‌های دست زدن به جرم را از بین نمی برد، بلکه خود ترویج خشونت و زمینه‌ساز جرائم دیگر است. جامعه‌ای برای اصلاح خود به مجازات اعدام دست می‌زند که از اساس بر بیعدالتی استوار باشد. چنین جامعه‌ای را باید تغییر داد. تغییر جامعه نیز توسط آحاد مردم آن امکانپذیر است. شکل دادن به یک اعتراض وسیع بر علیه مجازات اعدام، امروز و بر بطن تحولات سیاسی جاری و افزایش خطر اعدام معترضین خیابانی، یک ضرورت حیاتی است. هیچ‌گاه مثل امروز قباحت مجازات اعدام اینچنین مورد تنفر افکار عمومی قرار نداشته است. این انزجار وسیع را می‌توان در خدمت لغو مجازات اعدام به کار گرفت. کمپین «2 میلیون امضاء بر علیه مجازات اعدام» گامی است در این جهت. این کمپین می‌تواند صدای همه مخالفین مجازات اعدام و مدافعان ارج و حرمت انسان باشد. این کمپین باید بتواند به گام اول و مؤثری برای تبدیل شدن به یک جنبش اجتماعی وسیع بر علیه اعدام تبدیل شود. کمپین متعلق به همه کسانی است که با مجازات اعدام مخالفند. جامعه ایران نباید دیگر این زخم عمیق را بر پیکر خود تحمل کند.&lt;br /&gt;ما از همه انسانهای شریف، از همه آزادیخواهان و از همه مدافعان حرمت و شأن انسان می‌خواهیم که صرفنظر از هر گونه تعلق سیاسی و ایدئولوژیک، این کمپین را متغلق به خود دانسته و با تقویت آن برای لغو هر چه سریعتر این مجازات غیر انسانی اقدام کنند. ما از همه نهادهای اجتماعی و احزاب و سازمانها دعوت میکنیم برای رسیدن به یک جامعه انسانی تر و عاری از اعدام با حمایت خود به این مبارزه یاری رسانند. بگذار کمپین صدایی برای میلیونها مخالف مجازات اعدام باشد. با حمایت فعال خویش، صدها و هزاران سایت اینترنتی می‌توانند به تریبونی برای محکوم کردن اعدام تبدیل شوند. بگذار همه نهادهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایرانی به تریبون فعالان این کمپین تبدیل شوند.&lt;br /&gt;این گام می‌تواند در کنار گامهای دیگر به ایجاد یک جنبش گسترده اجتماعی برای لغو این مجازات غیر انسانی بدل شود. ما از همه تلاشهایی که تا به امروز در این راه شده است و می‌شود قدردانی میکنیم . ما از همه مخالفان اعدام و تلاشگران تا کنونی آن دعوت می کنیم تا با همبستگی در کنار یکدیگر، متحد و قدرتمند در این راستا بکوشیم. ایجاد جنبشی گسترده و متحد برای لغو مجازات اعدام با همبستگی همه‌ی ما ممکن است.&lt;br /&gt;مجازات اعدام باید فوراً لغو شود&lt;br /&gt;کمپین 2 میلیون امضاء بر علیه مجازات اعدام&lt;br /&gt;پنج شنبه 11 فوريه 2010 - 22 بهمن 1388&lt;br /&gt;&lt;a href="http://k-a-e.com/"&gt;&lt;strong&gt;http://k-a-e.com/&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;k-a-e@k-a-e.com &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/583016725296739427-1553948382947196440?l=eshterak1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/1553948382947196440/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2010/02/2.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/1553948382947196440'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/1553948382947196440'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2010/02/2.html' title='2 میلیون امضاء بر علیه مجازات اعدام'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S3QUtquRIbI/AAAAAAAAFgU/IuSJb3pQcLk/s72-c/arton6074.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-2806887761735380597</id><published>2010-02-10T06:18:00.000-08:00</published><updated>2010-02-10T06:20:53.522-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خبر'/><title type='text'>نادر و الهام احسنی بازداشت شدند</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S3LAkVYrveI/AAAAAAAAFgM/1mQjqRwaKfo/s1600-h/1.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer; width: 235px; height: 292px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S3LAkVYrveI/AAAAAAAAFgM/1mQjqRwaKfo/s320/1.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5436619430638108130" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;طبق اخباری که به اشتراک رسیده است، دوشنبه شب 19 بهمن ماه، ساعت 22:30 مامورین وزارت اطلاعات به منزل آقای احسنی یورش بردند که منجر به دستگیری 2 فرزند او به نام های نادر و الهام احسنی گردید. مامورین وزارت اطلاعات در این یورش 5 ماشین مملو از نیرو را بکار بردند. پنج نفر نفر آنها به فرماندهی شخصی بنام حقگو وارد منزل شدند . آنها خانم الهام احسنی و آقای نادر احسنی را دستگیر کردند و بعد از آن اقدام به بازرسی منزل نمودند و کامپیوتر خاتواده و تلفن همراه آنها را با خود بردند.&lt;br /&gt;نادر احسنی از فعالین دانشجوئی و از دستگیر شدگان دانشجویان چپ گرا در 1386 می باشد. نادر احسنی در تاریخ 11 آذر ماه 1386 از جلوی منزل شخصی پدری خود توسط مامورین وزارت اطلاعات ربوده شده بود و به سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوین منتقل شد. آقای احسنی به مدت 68 روز در بند 209 زندان اوین زندانی بود، که 58 روز آن را در سلولهای انفرادی بسر برد. او در طی این مدت تحت وحشیانه ترین شکنجه های جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار داشت.سپس بر اثر فشارهای بین المللی و به قید وثیقه 100 میلیون تومانی آزاد شد.آقای احسنی توسط فردی بنام محمد مقیسه ای(معروف به ناصریان از اعضای کمسیون مرگ قتل عام زندانیان سیاسی سال 1367) رئیس شعبه 28 دادگاه انقلاب مورد محاکمه قرار گرفت و به 1 سال زندان محکوم شد. شعبه 36 دادگاه تجدید دادگاه انقلاب که ریاست آن را فردی بنام احمد زرگر از بازجویان سابق وزارت اطلاعات به عهده دارد عین حکم دادگاه بدوی را مورد تایید قرار داد او اخیرا بنابه احضاریه ای که از اجرای احکام دادگاه انقلاب دریافت کرده بود برای به اجرا در آوردن حکم غیر انسانی 1 سال زندان باید خودش را به زندان معرفی می کرد.&lt;br /&gt;خانم الهام احسنی کارشناس امور بهداشت و استادیار دانشگاه ملی (بهشتی) و از فعالین اجتماعی می باشد.او در 2 ان.جی.او فعال است. ان.جی. او. انجمن گلهای زندگی که به مبتلایان بیماری اچ. آی. وی کمک می کند و ان.جی.او. جهان شایسته برای کودکان که به کودکان کار و خیابانی کمک می کرد.خانم احسنی همچنین در سایر فعالیتهای اجتماعی شرکت داشتند.&lt;br /&gt;در زمان دستگیری نادر و الهام احسنی از طرف مامورین به خانواده احسنی گفته شده که این دستگیری مربوط به پرونده جدیدی است که برای ایشان باز شده و ربطی به پرونده قبلی او ندارد. گمان می رود با توجه به اینکه این دستگیری توسط وزارت اطلاعات انجام شده است، آقای نادر احسنی و خانم الهام احسنی به بند 209 زندان اوین منتقل شده باشند.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/583016725296739427-2806887761735380597?l=eshterak1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/2806887761735380597/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2010/02/blog-post_10.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/2806887761735380597'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/2806887761735380597'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2010/02/blog-post_10.html' title='نادر و الهام احسنی بازداشت شدند'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S3LAkVYrveI/AAAAAAAAFgM/1mQjqRwaKfo/s72-c/1.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-7691195910629929963</id><published>2010-02-05T07:02:00.000-08:00</published><updated>2010-02-05T07:06:34.587-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خبر'/><title type='text'>هجوم گسترده به فعالان چپ</title><content type='html'>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S2wz7NS2pgI/AAAAAAAAFeM/Ivcvk6ZrCLk/s1600-h/aaa.bmp"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 220px; FLOAT: left; HEIGHT: 161px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5434775942603384322" border="0" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S2wz7NS2pgI/AAAAAAAAFeM/Ivcvk6ZrCLk/s320/aaa.bmp" /&gt;&lt;/a&gt;در شب های گذشته ماموران امنیتی تعدادی از فعالان طیف چپ را بازداشت کرده و برای دستگیر کردن تعدادی دیگر از آنها نیز اقدام کرده، اما موفق به بازداشتشان نشدند&lt;br /&gt;&lt;div&gt;بنا به گزارش ندای سبز آزادی : یاشار دارالشفا، دانشجوی جامعه شناسی دانشگاه تهران، از جمله افرادی است که پنجشنبه شب در هجوم ماموران امنیتی به خانه اش بازداشت شده است. ماموران در این هجوم، کاوه دارالشفا و توران کبیری، برادر و مادر او را هم بازداشت کرده اند.&lt;br /&gt;یاشار دارالشفا پیش از این در اعتراضات روز ۱۳ آبان هم بازداشت شده و حدود سه هفته را در زندان اوین گذرانده بود.&lt;br /&gt;مازیار سمیعی، دیگر فعال سابق دانشجویی طیف چپ است که او هم پنجشنبه شب در خانه اش دستگیر شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به نظر می رسد دستگیری این دو با گفته های امید منتظری در دادگاه اخیر بی ارتباط نباشد. آقای منتظری در دادگاه خود از جمله به فعالیت های خود در نشریه سرپیچ اشاره کرده بود و مازیار سمیعی و یاشار دارالشفا هم در این نشریه اینترنتی که گرایش چپ داشته، یادداشت هایی نوشته بودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امید مهرگان، مترجم و نویسنده صفحه اندیشه روزنامه شرق، هم در میان بازداشت شدگان پنجشنبه شب است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گزارش های موثقی هم از حمله به خانه چند نفر دیگر از فعالان طیف چپ به ندای سبز آزادی رسیده است. این افراد در زمان حمله نیروهای امنیتی در خانه نبوده اند و بنابراین بازداشت نشده اند. ندای سبز آزادی برای حفظ امنیت این فعالان، از انتشار اسامی آنها خودداری می کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در روزهای اخیر موج جدیدی از بازداشت ها آغاز شده که از آن جمله می توان از بهار تراکمه (دختر یونس تراکمه و خواهر اردوان تراکمه که او هم از فردای عاشورا در بازداشت است)، نوشین جعفری (روزنامه نگار)، گلناز توسلی (دانشجوی دانشکده هنر دانشگاه آزاد)، سحر قاسمی نژاد (دانشجوی دانشگاه تهران و فرزند یکی از اعدام شدگان دهه ۶۰)، نازنین حسن نیا (دانشجوی دانشگاه تهران)، احسان میرسعیدی (دانشجوی دانشگاه امیرکبیر)، محمد مختاری (دانشجوی دانشگاه کاشان)، وحید عابدینی (فعال سابق دانشجویی)، نوید عابدینی (فعال سابق دانشجویی)، اسماعیل ایزدی (فعال سابق دانشجویی)، علی محمد اسلامپور (خبرنگار در کرمانشاه)، کاوه قاسمی کرمانشاهی (فعال مدنی در کرمانشاه)، نیلوفر لاری پور (ترانه سرا و خبرنگار نشریه چلچراغ) نام برد. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/583016725296739427-7691195910629929963?l=eshterak1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/7691195910629929963/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2010/02/blog-post_05.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/7691195910629929963'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/7691195910629929963'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2010/02/blog-post_05.html' title='هجوم گسترده به فعالان چپ'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S2wz7NS2pgI/AAAAAAAAFeM/Ivcvk6ZrCLk/s72-c/aaa.bmp' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-7274138120330298612</id><published>2010-02-02T18:23:00.000-08:00</published><updated>2010-02-02T18:35:15.046-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خبر'/><title type='text'>معاون قوه قضاییه: ۹ نفر دیگر هم به‌زودی اعدام می‌شوند</title><content type='html'>&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 202px; FLOAT: left; HEIGHT: 320px; CURSOR: hand" border="0" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S2RU_9VpowI/AAAAAAAAFa8/S57-J0G0JxQ/s320/untitled.bmp" /&gt;معاون اول قوه قضائیه از اعدام 9 نفر دیگر در روزهای آینده و "تدابیر لازم " برای جلوگیری از اعتراضات در راهپیمایی 22 بهمن خبر داد . معاون اول قوه قضائیه گفته است : دو نفری كه اعدام شده و 9 نفر دیگر كه به زودی اعدام خواهند شد قطعا در جریان آشوب‌های اخیر دستگیر شده اند و هر كدام به یكی از جریان‌های ضد انقلاب مرتبط بوده و با انگیزه نفاق و براندازی نظام در اغتشاشات حضور یافته‌اند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش رادیو فردا : تقریبا یک هفته پس از اعدام دو نفر به اتهام شرکت در ناآرامی‌های پس از انتخابات، حجت‌الاسلام ابراهیم رئیسی، معاون اول قوه قضاییه، دوشنبه شب اعلام کرد که «۹ نفر دیگر نیز به زودی اعدام خواهند شد». به گفته او، این افراد «با انگیزه براندازی نظام در اغتشاشات حضور یافته‌اند».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دادستانی تهران پیشتر اعلام کرده بود که از میان «متهمان اغتشاشات» تاکنون ۱۱ نفر به اعدام محکوم شده‌اند، اما گفته بود که «احكام ۹ نفر ديگر از محكومان اغتشاشات ماه‌هاي اخير در مرحله تجديدنظرخواهي است».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آرش رحمانی‌پور و محمدرضا علی‌زمانی دو نفر از محاکمه‌شدگان در دادگاه گروهی بازداشت‌شدگان پس از انتخابات موسوم به دادگاه «کودتای مخملی» در سحرگاه پنج‌شنبه دو هفته پیش اعدام شدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در حالی که این دو نفر پیش از انتخابات و حوادث پس از آن بازداشت شده بودند و اصلا نمی‌توانستند در این حوادث نقشی داشته باشند، معاون اول قوه قضاییه در گفته‌های خود که روز سه‌شنبه توسط خبرگزاری نیمه‌رسمی فارس منتشر شد تاکید کرده است که «دو نفری که اعدام شده و ۹ نفر دیگر که به‌زودی اعدام خواهند شد قطعا در جریان آشوب‌های اخیر دستگیر شدند».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این در حالی است که نسرين ستوده، وكيل آرش رحمانى‌پور، روز دوشنبه گذشته به راديوفردا گفت كه تاريخ دقيق بازداشت موكلش روز ۲۷ فروردين‌ماه ۱۳۸۸ بوده كه دو ماه قبل از انجام انتخابات رياست جمهورى بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ابراهیم رئیسی «مسئله کهریزک» را که دست‌کم سه کشته برجای گذاشت «حاشیه‌ای» دانسته و می‌گوید متن اصلی «ظلم بزرگ به نظام اسلامی است».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای رئیسی همچنین هشدار داده است که «ما راه برخورد با اغتشاش‌گران را تا انتها ادامه داده و ریشه فتنه را از میان برمی‌داریم».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«پرونده فرزندان هاشمی به دادسرای تهران ارجاع شده»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;معاون اول قوه قضاییه درباره «پرونده فرزندان هاشمی رفسنجانی» نیز خبر داده است که این پرونده به دادسرای تهران ارجاع شده و «در موعد مقرر در جریان قرار خواهد گرفت».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ابراهیم رئیسی اشاره‌ای به نام فرزندان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی که پرونده دارند، نوع پرونده و نوع اتهامات آنها نکرده است، اما پیشتر دادستان تهران نیز در مصاحبه‌ای با خبرگزاری دولتی ایران، ایرنا، از مهدی هاشمی خواسته بود که به ایران بازگردد تا در برابر اتهامات مطرح شده نسبت به خود دفاع کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دادستان تهران در گفت‌وگوی خود اشاره‌ای به این اتهامات نکرده بود، اما پس از آن که اظهاراتش با واکنش مهدی هاشمی روبه‌رو شد اعلام کرد که «عجله‌ای برای بازگشت وی به ایران نداریم و هر زمان به ایران بازگشت، اقدام قضایی متناسب را خواهیم کرد».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;معاون قوه قضاییه تاکید کرده است که نهاد مربوطه‌اش «به هیچ عنوان رسیدگی به اتهامات کسانی که منتسب به خواص هستند را کنار نخواهد گذاشت».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;محمود احمدی‌نژاد در مناظره‌های انتخاباتی خردادماه آشکارا به نام خانواده اکبر هاشمی رفسنجانی اشاره و فرزندان او را به فساد مالی متهم کرد و از آن زمان تاکنون حامیان او نیز بارها این اتهام را پیش کشیده و به‌ویژه بر مهدی هاشمی انگشت گذاشته‌اند که مدت کوتاهی پس از انتخابات از کشور خارج شد.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/583016725296739427-7274138120330298612?l=eshterak1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/7274138120330298612/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2010/02/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/7274138120330298612'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/7274138120330298612'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2010/02/blog-post.html' title='معاون قوه قضاییه: ۹ نفر دیگر هم به‌زودی اعدام می‌شوند'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S2RU_9VpowI/AAAAAAAAFa8/S57-J0G0JxQ/s72-c/untitled.bmp' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-3263980845575391648</id><published>2010-01-26T07:01:00.000-08:00</published><updated>2010-01-28T05:00:19.331-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اشتراک'/><title type='text'>ورشکستگی بانکها در ایران</title><content type='html'>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S19n1u3z1zI/AAAAAAAAFYA/sExni0yeask/s1600-h/011067.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5431173848444950322" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; HEIGHT: 270px" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S19n1u3z1zI/AAAAAAAAFYA/sExni0yeask/s320/011067.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;خبر درگیری ها در شعبات مختلف بانکهای ملی و ملت و همچنین خبر روز جمعه به نقل از یک معاون رده بالای بانک مرکزی این واقعیت را گوشزد میکند که تورم سالهای اخیر بیش از آنچه تصور می شود در آینده شتاب خواهد گرفت.&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;بنا به اخبار، معاون رده ی بالایی در بانک مرکزی اعلام کرده است که در صورت عدم کمک اضطراری دولت به این دو بانک، آنها تا روز چهارشنبه ۷ بهمن‌ماه، اعلام ورشکستگی می‌کنند .&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;در حالی که در جاهای مختلف از زبان به اصطلاح مسئولین جمهوری اسلامی می شنویم که قصد دارند تا تورم را کنترل کرده و آنرا به حداقل ممکن برسانند ، اما ناگهان خبر احتمال ورشکستگی دو بانک مهم در ایران این اخطار را می دهد که برای گذشتن از این بحران که همیشه برای سیستم های سرمایه داری معضل بوده و خواهد بود ، ناچار خواهند شد تا دست به تولید اسکناس بدون پشتوانه بزنند و این یعنی باز هم تورم.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;کنترل تورم در ایران تقریبا به امری غیر ممکن برای جمهوری اسلامی و سیستم اقتصادی اش بدل شده است که بنا به ماهیت اش امکان تغییر در آن را ندارد. جمهوری اسلامی شاید تصور میکرد که با اقتصاد اسلامی که معیار اش تعدادی شتر برای تنظیم مناسبات مذهبی است بتواند یک کشور را در دوره ی حاکمیت ایدئولوژیک، سیاسی و اقتصادی سرمایه داری بر جهان اداره کند. با تلفیق اسلام با سیستم اقتصادی ای به نام سرمایه داری که ماهیاتا خود روزانه با تناقضات اش دست پنجه نرم میکند و هر چندین سال یکبار بحران هایی را از سر میگذراند، می تواند اداره ی اقتصاد جامعه را بر پایه ی چنین دیدگاهی پیاده کند.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;اکنون در حالی که بحران سیاسی در ایران به نقاط حساسی رسیده است ، به تبع آن می توان انتظار داشت که چنین وضعیتی در اقتصاد این کشور نیز اتفاق بیافتد و ظاهرا نشانه هایش بروز کرده است.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;در همین حال مردم با شنیدن اخبار مربوط به بانکها سراسیمه تر می شوند و ترجیح میدهند تا موجودی خود را از حساب بانکها خارج کنند تا بتوانند زندگی شان را که در حالت کنونی هیچ تضمینی ندارد ، برای آینده ای نامعلوم تضمین کنند. مراجعه به بانکها با گسترده شدن این خبر بیشتر خواهد شد و احتمال ورشکستگی و متلاشی شدن این سیستم نیز بیشتر .&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;تا امروز اخبار پراکنده ای از سطح شهر های مختلف خصوصا تهران بدست آمده که حاکی از درگیری در محل بانکها بدلیل عدم توانایی بانک در پرداخت است. &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;در همین راستا بانکها نیز تلاش هایی را برای دریافت هر چه بیشتر نقدینگی از دست مردم آغاز خواهند کرد. در مواردی که مردم به بانکها بدهکار باشند ، شدت عمل بیشتری بکار خواهد رفت ، وامهایی که به بانکها پرداخت می شوند به اجبار تا چندین ماه بعد گرفته خواهند شد، تمامی پرداخت های اضافی قطع خواهد شد و دولت تلاش خواهد کرد تا نهایتا برای عبور از این مشکل و جلوگیری از آشوب ، اسکناس های بدون پشتوانه تولید کند که نهایتا در جای دیگر گریبان اش را خواهد گرفت.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;بنابراین می توان گفت که سیستم سرمایه داری فاسد در ایران اکنون نشانه های زوال اش را بروز داده است و مردم نمی خواهند تا قربانی اش باشند.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;نشریه الکترونیکی اشتراک&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/"&gt;http://www.eshterak.net/&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/583016725296739427-3263980845575391648?l=eshterak1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/3263980845575391648/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2010/01/blog-post_26.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/3263980845575391648'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/3263980845575391648'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2010/01/blog-post_26.html' title='ورشکستگی بانکها در ایران'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S19n1u3z1zI/AAAAAAAAFYA/sExni0yeask/s72-c/011067.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-4080213130312465953</id><published>2010-01-21T05:34:00.000-08:00</published><updated>2010-01-21T09:55:29.459-08:00</updated><title type='text'>سکوت را بشکنید : جمهوری اسلامی مظنون به ارتکاب جنایت علیه بشریت</title><content type='html'>&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5429187428316634082" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 267px; CURSOR: hand; HEIGHT: 320px" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S1hZM3PUW-I/AAAAAAAAFV8/SYfusr339mc/s320/27tir-2.jpg" border="0" /&gt;گزارشگران بدون مرز در اطلاعیه ای مطبوعاتی ضمن محکوم کردن تشدید دستگیری و ادامه بازداشت‌های خودسرانه و غیر قانونی روزنامه نگاران مینویسد .جمهوری اسلامی ایران با سرکوب هر انتقاد به نهادهای سیاسی و مذهبی حکومت ترور را برقرار کرده است که منجر به خودسانسوری گسترده و فرار روزنامه‌نگاران به خارج از کشور شده است. نگاهداری زندانیان در شرایط دشوار و انفرادی‌‌های دراز مدت، و در زندان‌های مخفی پایمال کردن حقوق اولیه و بینادین انهاست. این نوع زندانی کردن مخفیانه شکلی از " ناپدید کردن اجباری" و نقض حقوق بین‌المللی است که می تواند از مصادیق جنایت علیه بشریت بشمار اید. جامعه جهانی باید سکوت خود را بشکند.&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;متن کامل اطلاعیه گزارشگران بدون مرز به شرح زیر است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گزارشگران بدون مرز تشدید دستگیری و ادامه بازداشت‌های خودسرانه و غیر قانونی روزنامه نگاران در ایران را محکوم می‌کند.جمهوری اسلامی ایران با سرکوب هر انتقاد به نهادهای سیاسی و مذهبی حکومت ترور را برقرار کرده است که منجر به خودسانسوری گسترده و فرار روزنامه‌نگاران به خارج از کشور شده است. نگاهداری زندانیان در شرایط دشوار و انفرادی‌‌های دراز مدت، و در زندان‌های مخفی پایمال کردن حقوق اولیه و بینادین انهاست. این نوع زندانی کردن مخفیانه شکلی از " ناپدید کردن اجباری" و نقض حقوق بین‌المللی است که می تواند از مصادیق جنایت علیه بشریت بشمار اید. جامعه جهانی باید سکوت خود را بشکند.&lt;br /&gt;در تاریخ ٢٤ دی ماه آزاد لطیف‌پوری مدیر نشریه دو زبانه کردی فارسی "یانه" در منزلش بازداشت و به محل نامعلوی انتقال داده شده است. ماموران وزارت اطلاعات در پی بازرسی منزل در و پنجره های خانه این روزنامه‌نگار را شکسته و اعضای خانواده وی نیز مورد توهین و تهدید قرار گرفتند. علت دستگیری و محل نگهداری روزنامه نگار رسما اعلام نشده است.&lt;br /&gt;محل و وضعیت بازداشت بسیاری از روزنامه‌نگار بازداشت شده پس از ده ها روز هنوز به خانواده و وکلای آنها اعلام نشده است. از جمله کیوان مهرگان روزنامه‌نگار اعتماد، نسرین وزیری خبرنگار خبرگزاری ایلنا، عبدالرضا تاجیک روزنامه‌نگار فرهیختگان، ماشااله شمس‌الواعظین سخنگوی کمیته دفاع از آزادی مطبوعات در وضعیت نامعلومی بسر می برند. از سوی دیگر خانواده عمادالدین باقی پس از مکالمه تلفنی کوتاهی با وی شدیدا از وضعیت سلامت این روزنامه نگار و مدافع حقوق بشر ابراز نگرانی کردند. فاطمه کمالی احمدی سرای اعلام کرده است که همسرش در مکالمه خود بدون اعلام محل بازداشت خود به او گفته است "حالم خوب نیست". این روزنامه‌نگار به هنگام بازداشت در روز ٧ دی ماه از سوی ماموران تهدید به مرگ شده بود. عمادالدین باقی در سال ١٣٨٧ در زندان چندین بار قربانی نارسایی قلبی شده بود.&lt;br /&gt;بنا بر اطلاعاتی که به گزارشگران بدون مرز رسیده است بسیاری از روزنامه‌نگاران بازداشت شده در بند ٢٤٠ زندان اوین بسر می‌برند که زیر نظر سپاه پاسداران اداره می‌شود.این روزنامه‌نگاران شدیدا برای اعتراف تحت فشار قرار دارند. نام این روزنامه‌نگاران بر خلاف قوانین قضایی در دفتر زندان و بر روی سایت دستگاه قضایی ثبت نشده است.&lt;br /&gt;نعمت احمدی وکیل بسیاری از روزنامه‌نگاران زندانی از جمله مهسا حکمت، علی حکمت و محمدرضا زهدی می‌گوید: " مشکل عدم ملاقات با موکلین این است که مرحله بررسی پرونده از سوی "کارشناس پرونده" به مراحل قضایی آئین دادرسی اضافه شده است و این مرحله در قوانین ما پیش‌بینی نشده است. در این مرحله نه وکیل و نه حتا قاضی نمی توانند دخالت کند."&lt;br /&gt;٢٦ دی ماه اعلام شد که هیات نظارت بر مطبوعات مجوز انتشار سه نشریه را لغو کرد. این سه نشریه عبارتند از هفته‌نامه همت که پیش از این در تاریخ ٢٣ دی ماه از سوی شعبه نه دادگاه انقلاب تهران توقیف شده بود. نشریه موج اندیشه که از سوی گروه انتشاراتی همت منتشر می‌شد و روزنامه فرهنگ آشتی. دو نشریه همت و موج اندیشه قربانی تصفیه حساب های گروهی میان محافظه کاران شده اند. اما روزنامه فرهنگ آشتی پس از چند بار توقیف از سوی دادگاه‌های مختلف بالاخره از سوی هیات نظارت برای همیشه لغو امتیاز شد. بنا بر اطلاعیه‌ای که بر روی سایت این روزنامه منتشر شده است " علت لغو امتیاز این نشریه انتشار بیانیه های برخی از رهبران نظام و پاسخ این روزنامه به تذکر محمد علی رامین معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد " ذکر شده است. محمدعلی رامین از زمان تصدی به معاونت مطبوعاتی در آبان ماه سال جاری اخطار به روزنامه‌ها و تهدید روزنامه نگاران را افزایش داده است. مشاور تجدیدنظر طلب ‌احمدی نژاد در باره نفی هولوکست اعلام کرده بود که هدفش از " برخوردهای با مطبوعات به منظور "تلطیف" فضای رسانه‌ها است. "&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گزارشگران بدون مرز ياد آور مي شود که ايران با ٤٢ روزنامه نگار و وب‌نگار زندانی بزرگترین زندان جهان برای روزنامه‌نگاران است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گزارشگران بدون مرز انجمن بين المللي دفاع از روزنامه نگاران زنداني و آزادی مطبوعات بر مبنای اصل ١٩ اعلاميه جهانی حقوق بشر است&lt;br /&gt;برای اطلاعات بيشتر:&lt;br /&gt;www.rsf.org&lt;br /&gt;www.rsf-persan. org&lt;br /&gt;persan@rsf.org &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/583016725296739427-4080213130312465953?l=eshterak1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/4080213130312465953/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2010/01/blog-post_21.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/4080213130312465953'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/4080213130312465953'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2010/01/blog-post_21.html' title='سکوت را بشکنید : جمهوری اسلامی مظنون به ارتکاب جنایت علیه بشریت'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S1hZM3PUW-I/AAAAAAAAFV8/SYfusr339mc/s72-c/27tir-2.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-6545271657184615227</id><published>2010-01-13T04:35:00.000-08:00</published><updated>2010-01-13T04:40:16.174-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اشتراک'/><title type='text'>اصلاحات سبز عقبتر از خیابان</title><content type='html'>&lt;blockquote&gt;مسئله ی عدم حمایت از این جنبش در صورتی که یک نیروی پیشرو بتواند یک آلترناتیو قدرتمند تر و نیروی اجتماعی اش را در مقابل جامعه قرار دهد ، می تواند قابل تامل باشد اما در حالی که جامعه در حال دگرگونی است و هر روز مردم در خیابانها تمام تئوری بافی های افراد و احزاب را بر هم میریزند و هیچ نیروی سیاسی ای در صحنه سیاست وجود ندارد که بتواند مبتکرانه تر، هدایت این جنبش را بدست گیرد و یا قویا در مقابل اش با اتکا به یک نیروی طبقاتی صف بندی کند ، این عدم حمایت صرف نمی تواند هیچ دستاورد مثبتی داشته باشد جز اینکه دوایر پاسیفیستی را بازتولید کند. &lt;/blockquote&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sz4-4qLyDkI/AAAAAAAAFJY/n7-uOA0jCMI/s320/n100000144430965_805.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 200px; FLOAT: left; HEIGHT: 320px; CURSOR: hand" border="0" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sz4-4qLyDkI/AAAAAAAAFJY/n7-uOA0jCMI/s320/n100000144430965_805.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;اصلاحات سبز عقبتر از خیابان&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انقلاب 57 ایران یک انقلاب تمام و عیار بود و در این موضوع شاید کمتر مناقشه ای باشد اما این که از نظر طبقاتی چه ماهیتی داشته و البته اینکه پس از آن چه اتفاقاتی افتاد بیش از خود سقوط دیکتاتوری شاه اهمیت داشته است. جمهوری اسلامی بنا به تعریفی که از آن وجود دارد ( یک رژیم اسلامی ایدئولوژیک با مشخصه های اقتصادی ای که داعیه ی مبارزه با امپریالیسم و سرمایه داری را دارد اما تنها در این راه با تناقضاتی روبرو شده است که موجبات اقتصادی بسته را فراهم آورده و منافع طرفداران اقتصاد آزاد را نیز به خطر انداخته است و تمامی این تناقضات و کش و قوس ها به صورت دامنه داری به مرکز سیاست اش پرتاب شده و می شود ) اکنون مستاصل تر از همیشه و به مرحله نابودی اش هر روز نزدیک تر می شود. امروز ریشه کن شدن این سیستم را براحتی می توان در آینده نزدیک به تصور در آورد ، اما سقوط جمهوری اسلامی تمام ماجرا نخواهد بود. تاریخ تکرار می شود و به طرز شگفتی هر بار نیروهایی در آن توفیق می یابند که امتحان شان را بارها پس داده اند. ما شرایط موثر در اتفاقات ایران را می نگریم و سپس از جوانب لازم به ارزش گذاری این اتفاقات خواهیم پرداخت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;جهان تک قطبی و ایران&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;تاریخ ایران مداما در گردونه ای در حرکت است که عمدتا یک قسم تاثیرگذار در آن دعواهای بین المللی است که به این منطقه نیز وارد می شود. انقلاب ایران در سال 57 بواسطه ی مشارکت همین نیروهای خارجی به سمت ارتجاع خمینی جهت دار شد تا ایران تحت نفوذ شوروی قرار نگیرد. انقلاب مشروطه در ایران و پس از آن تلاش برای تثبیت مجلس و کم کردن اختیارات شاه ، بدلیل حمایت مذهبی ها و آخوندهای سردسته شان مانند شیخ فضل الله نوری از شاه و همچنین دخالت روسها و قرارداد تقسیم ایران بین روس و انگلیس به ورطه نابودی کشیده شد. در مراحل دیگری از تاریخ همانند کودتاها و تغییرات جناحین قدرت به سمت ارتجاع ، دائما دست دخالتگر نیروهایی که همیشه اینجا را صحنه مناسبی برای تامین منافع شان و یا حداقل کم کردن از منافع دیگران می دانستند در کار بوده است. مختصر شاید بد نباشد اشاره کنیم که حداقل تاریخ این نشان را دارد که شرکت و قرار گرفتن در موازنات سیاسی به نفع منافع خارجی هیچ دستاورد مفیدی برای جامعه ی ایران نداشته است.&lt;br /&gt;اکنون نیز جمهوری اسلامی به عنوان یک رژیم غیر متعارف در سیستم کنونی سرمایه داری جهانی ، یک محل دعوای جدید در خاورمیانه ما بین اتحاد غرب ، ناتو و از سوی دیگر روسیه و چین ، سازمان همکاری شانگهای در آمده است و همچنان محل منازعه است. اگر چه این دعوای قدرت در خارج از مرزهای ایران در جریان است ، اما بنا به شرایط امروز ، بی تاثیر بر فضای داخلی ایران نیست.&lt;br /&gt;ذهنیتی که اکنون موجود است مشتقی است از کلیه عوامل اجتماعی تاثیر گذار بر مردم و آن ذهنیت یک جانبداری نسبی از دموکراسی و سیاست های پیاده کننده آن است. این ذهنیت بسته به عوامل مختلفی از جمله مربوط به عدم کارایی جمهوری اسلامی و تبلیغات غرب ستیزانه و در واقع در درجه ی اول بی ارزش شدن این دست تبلیغات و ارزش شدن بی ارزش های دیروزی است و همچنین از دیگر سو مربوط به تبلیغات جهت دار رسانه ها ، کانون ها وتمامی دستگاه ایدئولوژیک سرمایه داری در ایران است که بنا به اینکه جمهوری اسلامی حافظ منافع شان نیست با تمام قوا مبارزه شان را در این عرصه با نام "دموکراسی" پیش می برند.&lt;br /&gt;این تبلیغات بدلیل اینکه محیط و موقعیت مناسبی برای رشد و نمو در ایران داشته است ، توانسته است بخوبی جا بیافتد و راه باز کند ، همانطور که در برخی جمهوری های جدا شده از اتحاد شوروی نیز توانست بخوبی زمینه های انقلابات رنگی را فراهم سازد. رشد آگاهی مردم نسبت به حقوق اولیه شان و حتی خواست های دموکراتیک شان اکنون به آنجایی رسیده است که حاضرند برایش بجنگند (اگر چه نمی توان این جنگ را صرفا با رشد آگاهی توضیح داد و مسائل دیگری نیز دخیل هستند) اما این اتفاق در ابتدای شکل گیری و وقوع اش کاملا در مسیری قرار داشت که شاید می توانست بلافاصله مسیر قطعی اعتراضات را در همین طرح رنگی خلاصه کند.&lt;br /&gt;در واقع در چند سال گذشته اتفاقات این جمهوری ها و انقلابات مخملی در آنها توانست به صورتی نسبی منافع نظامی و سیاسی آمریکا و غرب را در این کشورها فراهم کند و اگر چه واکنش های تند روسیه در دوران جدید در جاهایی برای جلوگیری از پیشبرد این منافع کارساز بود (همانند حمله گرجستان به اوستیای جنوبی و عکس العمل نظامی روسیه ) اما در مجموع و تا آنجایی که به ایران مربوط است ، چنین سناریویی نیز برای آن از سوی آمریکا و نیروهای موازی اش در ایران و یا خارج از ایران از یک سو و روسیه در مقابل در جریان است.&lt;br /&gt;ما برخلاف سخنگویان ایرانی – آمریکایی و یا وابستگان به حمایت های روسیه نیازی به دفاع از هر یک از طرفین نداریم اما خواه ناخواه این شرایط می بایست واضح باشد تا بتوان درست به این اتفاقات نگریست.&lt;br /&gt;همانطور که در بالا گفته شد پروژه ی انقلاب رنگی در ایران به دلیل زمینه های مناسبی که در طی سالها استبداد و نبود یک آلترناتیو قدرتمند ایجاد شده و همچنین بواسطه ی پولهای سرمایه گذاری شده و چهره های ساخته شده ، می خواهد که با اتکا به نیرویی که اکنون موجود است صحنه ی سیاسی ایران را درنوردد ، اما گذشته از هر شرایطی که بتواند بر این اتفاق تاثیر بگذارد ، آنچیزی که بیش از همه مهم است این است که ایران همانند دیگر کشورهایی که این اتفاق در آنها با حمایت آمریکا بوقوع پیوست ، نیست و وجود احزاب سیاسی بعضا قدرتمند در نزدیکی مرزهای کشور، سازمانهای دینی و غیر دینی و همچنین جنبش های اجتماعی ای که هنوز سر باز نکرده اند می تواند معادلات را بر هم بزند همچنان که تا همینجا نیز برخی معادلات برهم خورده اند اما راهها برای نئولیبرال ها همچنان باز است.&lt;br /&gt;تصور میکنیم نیازی به توضیح نیست که اتفاقات مربوط به انتخابات در ایران در حقیقت همان پروژه انقلاب رنگی و یا یک تصحیح رژِیم از بالا با مشارکت !!بدون خشونت !! پایین بوده است. زیرا بنا به وضوح این اتفاقات در دوره ی پس از انتخابات ، حرکتهای سیاسی و ابتکار عمل اصلاح طلبان و همچنین دفاع آگاهانه ی برخی چهره ها از مخملی بودن این سناریو و تاکید و حمایت از این طرح به صورت روشن و واضح ، در حقیقت حجت را تمام کرده است. اما برای مبرا شدن از اتهام تاکیداتی را وارد می کنیم.&lt;br /&gt;بیانیه ی 5 تن از به اصطلاح روشنفکران دینی (مهاجرانی، سروش، کدیور، بازرگان، گنجی) نکات و نمایه های قابل تاملی دارد که بصورتی مبهم در بیانیه 17 موسوی نیز نهفته است.&lt;br /&gt;در جاهایی از این بیانیه که به وضوح بسیار عقب تر از خواست های اعتراضات امروزی مردم است این چنین خواست این جنبش را عنوان می کند که " ... استعفای آقای محمود احمدی نژاد و برگزاری مجدد انتخابات ریاست جمهوری تحت نظارت نهادهای بی طرف..." ، در حالی که بازگشت به انتخابات درون سیستم جمهوری اسلامی مدتهاست که از میان گزینه های مردم خارج شده است و رجعت دوباره به آن تنها معنای سیاسی ای که دارد همان است که ما نتیجه گرفته ایم یعنی تامین منافع این گروه و به قدرت رساندن شان و در عین حال حفظ حاکمیت جمهوری اسلامی .&lt;br /&gt;اما نکته ی جالب و توصیه ی دلسوزانه در انتهای این بیانیه هویدا می شود و آن بدین شکل که " نپذیرفتن این خواستهای بهینه جنبش سبز، و افزودن سرکوب و ارعاب نه تنها ما را از بحران عبور نخواهد داد، بلکه ایران را در بحران عمیق تری فرو خواهد برد، و تبعات سهمگینی از پی خواهد آورد، که مسئولیتش با "صاحب ولایت مطلقه" است. " (تاکید از ماست)&lt;br /&gt;ناگفته پیداست که همچنان هیچ گسست ایدئولوژیک و سیاسی بین این افراد با حاکمیت جمهوری اسلامی بوقوع نپیوسته است و این اتفاق هیچ گاه نخواهد افتاد. لفظ " ... ما را ... " در بالا یک اشتباه لپی نیست بلکه یک همدلی سیاسی و انتفاعی است.&lt;br /&gt;نگرانی از " ... بحران عمیق تری ..." که واهمه از آن وجود دارد در حقیقت پاره شدن تمامی پیوند های مردم با این حاکمیت است که تا امروز به درجه ی زیادی این اتفاق افتاده است. شعارهای " بدون خشونت " ، " آرام " و " رفراندوم " اگر دوام بیاورد پلکان خوبی خواهد بود برای تامین منافع تمامی دست اندر کاران این جنبش اما نگرانی کنونی برای روشنفکران ما پی بردن به خواست مردم و مشاهده ی مبارزات آنها در ایران است.&lt;br /&gt;همچنین فائزه هاشمی در روزنامه سبز اشاره کرده بود که : "انقلاب مخملی در مفهوم عام آن می تواند به معنی اصلاح طلبی و بیان مسالمت آمیز ضرورت اصلاحات و تلاش برای انجام آن باشد که چیز بدی نیست." که این جمله نیازی به توضیح ندارد.&lt;br /&gt;پس نهایتا این سناریو به نفع چه کسی است؟ در حقیقت به نفع کارگردان اش یعنی در درجه ی اول آمریکا.&lt;br /&gt;در ایران بنا به اینکه این تحول با روش استفاده از یکی از جناحین داخل حکومت به عنوان بازیگردان اصلی ظاهر شده است و همصدایان نئولیبرال ایرانی – آمریکایی شان مدتهاست با آنها همدلی کرده اند ، پس در درجه ی دوم این الگوی پیاده کردن منافع آمریکا در ایران به نفع تشنگان قدرتی همانند سازگاراها در خارج و اصلاح طلبان به حاشیه رانده شده در داخل است.&lt;br /&gt;انقلاب مخملی یا رنگی چیزی بیشتر از یک کودتای مدرن نیست و بسیار کمتر از یک انقلاب حقیقی است. نتیجه ی پیاده شدن چنین شکلی از تحول در ایران می تواند بسیار متفاوت تر از کشورهایی باشد که با این شیوه "دموکراتیزه" شدند.&lt;br /&gt;گرجستان پس از این تحول رنگی، در سال 2007 با یک موج اعتراض گسترده علیه ساکشویلی روبرو شد که استفاده از اهرم زور عليه تظاهر کنندگان و اعلام حالت فوق العاده توسط وی باعث تعجب اکثر مردم گرجستان شده بود. معترضان خواستار ايجاد تغييرات در زمان انتخابات و سيستم انتخاباتي اين کشور شده اند و همچنین خواستار برکناری ساکشویلی و تغییراتی در قانون. در همین حال تمامی رسانه های مخالف توسط وی بسته شدند و این اتفاقات و حالت فوق العاده موجبات عکس العمل ناتو را نیز فراهم آورد.&lt;br /&gt;اوکراین پس از وقوع انقلاب نارنجي شاهد افت وضعيت اجتماعي و اقتصادي خود در نظام بين الملل و در داخل کشور خود بوده است. در کنار نابسامانی های اقتصادی این کشور و نقطه ضعف اصلی اش در مسئله گاز و بدهی هایش به روسیه که به بحرانی نیز منجر شده بود ، اصرار یوشچنکو در پیوستن این کشور به ناتو باعث نارضایتی مردم این کشور شد و تداوم این برخوردها به انتخابات نزدیکی بستگی دارد که بزودی برگزار خواهد شد.&lt;br /&gt;مجموعا در این کشورها و دیگر کشورهایی که اینچنین دستخوش تحولات سیاسی شده اند ، بواسطه ی ورود سیاستمداران زیر نفوذ غرب تغییرات مثبتی در وضع اجتماعی و اقتصادی مردم حاصل نشده است و تنها شاید در مورد جمهوری اسلامی بتوان به عنوان انتخابی ما بین بد و بدتر خلاصه اش کرد. این تنها بدون توجه به مسائل داخلی پیچیده ایست که در ایران وجود دارد و اگر وجود مسئله استقلال یک قسمت از گرجستان در این کشور موجب جنگ در آن شد ، وجود انواع اقوام جدایی طلب در ایران ، تنوعات و بنیادگرایی مذهبی و احزاب و سازمانهای مدعی قدرت و مسلح می تواند نتایج متفاوت تری را بوجود آورد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;آنچه در درون جامعه جریان دارد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سرنگونی جمهوری اسلامی به عنوان حکومتی که از ابتدای به قدرت رسیدن اش هزاران نفر را به شیوه های مختلف به کام مرگ کشانده است آرزوی هر انسانی است که در آن کشور زندگی میکند و یا کرده است. از نگاه کسانی که دور از ایران به آن می نگرند نگاه به اعتراضات کنونی که در خیابانها در جریان است غالبا حس همدردی با آسیب دیدگان این حوادث و همچنین احساس نزدیک شدن به یک پیروزی در جنگی که سالهاست علیه جمهوری اسلامی در جریان است را زنده می کند. سرنگون شدن این حکومت به عنوان حکومتی که کنترل اش بر جامعه بی اغراق در دورانی فراگیر بوده و امروز حتی از اداره و کنترل ساده ترین امور موبوط به یک جامعه بازمانده است و ناچار است دست به وحشیانه ترین اعمال برای کنترل اوضاع بزند، براستی نقطه ی امیدی است برای خواستاران سرنگونی.&lt;br /&gt;اما برای کسانی که در ایران روزانه با این حکومت و قوانین اسلامی و محدود کننده اش درگیر هستند ، مسئله کمی متفاوت است. انسان ذاتا محافظه کار است اما زمانی که دیگر راهی به جز استفاده از خشونت و زور برای دفاع از خودش و منافع و حقوق اش در مقابل نبیند ، بناچار از آن استفاده خواهد کرد. زمانی که خاتمی در دور اول ریاست جمهوری اش با رای های بالایی به این پست رسید ، مردم به خاتمی اری نگفته بودند اما به کل سیستم جمهوری اسلامی نه گفته بودند. رای به خاتمی در واقع رای ای بود به کنار رفتن سیستم حاکم بر جامعه و انتظارات از این رای ، انتظاری بر این مبنا بود که این فرد بتواند سیستم را تغییر بدهد و به قول خودشان اصلاح کند. اما چنین اتفاقی نمی افتاد و نیافتاد. در دور دوم خاتمی رای چندان قابل ملاحظه ای کسب نکرد و این به دلیل دلسردی جامعه از این پروسه (انتخابات) ، برای کسب نتیجه ی مطلوب بود. 18 تیر 78 نقطه ای بود که توانست خاتمی ، اصلاحات اش و موج سیاسی ای که با خودش آورده بود را کنار زد و قدم بعدی را سرنگونی کامل این سیستم ببیند. جنبش دانشجویی که بحث اش در اینجا نمی گنجد این تعریف را مقابل جامعه قرار داده بود اما جامعه همچنان بنا به اینکه شرایط کشور پس از بر سر کار آمدن احمدی نژاد شکل دیگری گرفته بود ، بنا به خواست مدارایی که برای طبقه ی متوسط به عنوان روش زندگی بود و بنا به محافظه کار بودن اش ترجیح داد تا بایستد و یک دعوای بین المللی را که وعده رژیم چنج را میداد نظاره کند.&lt;br /&gt;تمامی تمنای این خواست یعنی تغییر رژیم جمهوری اسلامی همچنان می خواست تا بصورتی "بدون خشونت" پایان یابد و این نه تنها خواست جناحین پرو غرب در ایران بود بلکه به شکلی خواست طبقه ی متوسط جامعه بود.&lt;br /&gt;انتظار یک "گذار مسالمت آمیز و بدون خشونت " به سمت دموکراسی که معنای ای جز تغییر حکومت با کنترل اوضاع و اعتراضات اجتماعی و همچنین جلوگیری از رادیکال شدن اعتراضات را نداشت ، علاوه بر اینکه مدل ایدالی برای اپوزیسیون راست بوده و همچنان هست ، بلکه به تبع آن برای اقشار طبقه متوسط و البته بورژوازی غیر وابسته به حکومت نیز مدل قابل قبولی می باشد.&lt;br /&gt;اما این نیاز به تغییر رژیم که فراگیر در جامعه موجود بود در لحظه ای که نتایج به نفع احمدی نژاد در دور دوم ریاست جمهوری اش اعلام شد و بحث تقلب را باز کرد، بصورت یک اعتراض اجتماعی خود را بروز داد. در دوران پیش از انتخابات ، جناح اصلاح طلب که منسجم و با چهره های تازه و همچنین با زمینه سازی های گسترده خود را وارد صحنه انتخاباتی می کرد توانست بواسطه ی طرح شعارهای برنامه ریزی شده ای که اساسا به اجرا در آمدنشان در سیستم جمهوری اسلامی غیر ممکن بود ، تعداد بسیاری از جوانان و خواستاران تغییر را بار دیگر به سمت خودش بکشد.&lt;br /&gt;اگر چه تجربه ی خاتمی برای بسیاری مانع از این می شد تا بار دیگر به موسوی اعتمادی داشته باشند، اما تنها حمایت درصدی که بتواند از انتخاب دوباره ی احمدی نژاد جلوگیری کند و همچنین باعث تقلب در انتخابات شود کافی بود.&lt;br /&gt;بنابراین وقوع تقلب در انتخابات و تبلیغات حول آن ، احساس بسته بودن تمام راه های آسان برای رسیدن به خواستهای سرکوب شده ی سی ساله در بین کسانی که رای داده بودند و همچنین به موازات آن کنار نرفتن موسوی و تایید تقلب از سوی وی و طرفداران اش ناچارا اعتراض را به خیابان کشید.&lt;br /&gt;اما از فردای اعتراضات خیابانی که به سبب تقلب در انتخابات آغاز شد ، در حقیقت دیگر تنها طرفداران موسوی در خیابان نبودند ، بلکه حاصل تحمل یک عمر نفرت و کینه از بدترین نوع مصائب بشری که بر سر مردم ایران در این سال ها آمده بود بواقع به خیابان ریخته شد تا علاوه بر اعلام این نفرت بتواند به حقوقی که تا دیروز در بستر قوانین بدنبالش بود ، امروز در خیابانها رنگ واقعیت ببخشد.&lt;br /&gt;در واقع جناح اصلاح طلب داخل حکومت (موسوی،کروبی) به همراه یاران خود در خارج از کشور میخواستند با ایجاد یک موج حول مسئله انتخابات ،مردم را به خیابانها بکشانند و با تظاهرات آرام و "در سکوت" نتیجه را به نفع خود تغییر بدهند. در حال حاضر تعداد افرادی از قشر عادی مردم که توهمی نسبت به موسوی داشته باشند کمتر شده است و این تصور که موسوی در سمت رئیس جمهور بتواند تغییر عمده اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در ایران به اجرا بگذارد در رده ی مسائلی است که کمترین پشتوانه ای را نمی تواند پیدا کند.&lt;br /&gt;در حقیقت موضوعی که بعد از انتخابات 22 خرداد نمود فوق العاده ای داشت و جامعه را به واکنش های امروزی اش رساند ،نقش همان تناقضات سی ساله اجتماعی و اقتصادی جمهوری اسلامی بود. جریان سبز اصلاح طلبان که اتفاقا بخش خارج از کشور آن به خوبی وظایف اش را برای به انجام رساندن یک انقلاب مخملی انجام داده بود ، این فاکتور را از معاملاتش حذف کرده بود و همین فاکتور باعث شد که تا امروز حتی پیش بینی روند رو به جلوی این جنبش برای اصلاح طلبان غیر ممکن شود.&lt;br /&gt;نطفه ی تغییر ، پیشتر از هر چیز در اعتراضات طبقه ی متوسط بسته شده است . طبقه ی کارگر در ایران شاید از پس از کودتای 28 مرداد به بعد در ایران رنگ یک تشکل مستقل و تشکیل اتحادیه ی آزاد و به دنبال آن امکان دخالت و مشارکت سیاسی را نیافته است و تا امروز و خصوصا از لحظه ی سلطه ی جمهوری اسلامی بر جامعه حتی نتوانسته است نفس بکشد . هر چند غریبانه تر این است که گویی امروز آزادی تنها در دموکراسی تعریف می شود و برابری انسانها ، موهوم نا آشنایی است که گوش ساکنان زمین تاکنون آن را نشنیده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اعتراضات ایران&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز بدلیل موج گسترده ی این جنبش همه ناچارند مواضع شان را در این رابطه بیان کنند. ما اگر بخواهیم بر پایه ی منافع طبقه ی کارگر و در راه پیروزی بر نظام سرمایه داری مواضع مان را شرح دهیم آن را نه بر پایه ی افسانه های گذشته و نه منافع یک سازمان بلکه بر پایه واقعیات موجود شرح خواهیم داد.&lt;br /&gt;در درجه ی اول اگر بخواهیم جابجایی قدرت را فراتر از یک سیستم کنترل شده و کاملا زیر و رو کننده ببینیم ، می توان امکان تصاحب قدرت را برای جانشین بعدی پس از سرنگونی جمهوری اسلامی به اندازه های متفاوتی فراهم دید و یا برای فراهم کردن اش کوشید. اما این اتفاق تا چه اندازه می تواند برای چپ ایران امیدوار کننده باشد؟&lt;br /&gt;با اتکا به واقعیاتی که درباره ی احزاب چپ خارج از کشور به عنوان نمایندگان چپ ایران وجود دارد و مسائل و اختلاف نظرها و حتی بی هویتی های سیاسی ، هیچ توهمی وجود ندارد که هیچ یک از آنها توان صف بندی اجتماعی و سیاسی را در داخل ایران ندارند و در حقیقت پس از هر تحولی نیازمند این هستند تا خود را به جامعه ، از نزدیک بشناسانند. بی عملی سیاسی یا فرض کردن خود به عنوان رهبر یا حل شدن در پوپولیسم ،هر سه نتیجه برخوردی سطحی و خطرناک با یک پدیده اجتماعی است.&lt;br /&gt;بر این اساس ، آنچه واضح است این است که بنا به مشخصه های موجود امکان هدایت مبارزات مردم برای چپ در این مرحله تقریبا نزدیک به صفر است. اما این بدین معنا نخواهد بود که هیچ امکانی برای تقویت این نیرو وجود نداشته باشد. همانطور که تجربه ی انقلابات و همچنین تحولات اجتماعی نشان داده است ، گذشته از غیر قابل پیش بینی بودن حوادث ، همیشه دعواهای سیاسی پس از هر انقلابات نیز نقش تعیین کننده ای در تثبیت حکومت بعدی داشته اند.&lt;br /&gt;اما در درجه ی دوم می بایست برای حوادث ایران و جنبش موجود یک طرح منطبق با آن موجود باشد که چیزی بیشتر از یک پاسیفیسم غیر مسئولانه و یا در مقابل اش یک حمایت کورکورانه باشد.&lt;br /&gt;مسئله ی عدم حمایت از این جنبش در صورتی که یک نیروی پیشرو بتواند یک آلترناتیو قدرتمند تر و نیروی اجتماعی اش را در مقابل جامعه قرار دهد ، می تواند قابل تامل باشد اما در حالی که جامعه در حال دگرگونی است و هر روز مردم در خیابانها تمام تئوری بافی های افراد و احزاب را بر هم میریزند و هیچ نیروی سیاسی ای در صحنه سیاست وجود ندارد که بتواند مبتکرانه تر، هدایت این جنبش را بدست گیرد و یا قویا در مقابل اش با اتکا به یک نیروی طبقاتی صف بندی کند ، این عدم حمایت صرف نمی تواند هیچ دستاورد مثبتی داشته باشد جز اینکه دوایر پاسیفیستی را بازتولید کند.&lt;br /&gt;در عین حال با توجه به خصلت های طبقاتی و اجتماعی این جنبش ، گذار حداقلی که مد نظر رهبران اولیه اش بوده و تمامی خطوط قرمز تعیین شده از سوی رهبر سبز و حکومت را زیر پا گذاشته است و بر این اساس نمی توان بی تفاوت از آن گذر کرد و آن را همیشه با خطوط اولیه اش تداعی کرد .&lt;br /&gt;در حال حاضر بدترین انتخاب برای تقویت جنبش چپ و خصوصا نیروی سیاسی طبقه ی کارگر کنار راندن آن از سیاست است و البته با توجه به اینکه لزوما از بالا ، توان ورود به صحنه ی سیاسی ایران به دلیل نداشتن یک حزب سیاسی مربوط به خواست های این طبقه و نیروی طبقاتی اش وجود ندارد ، می توان راه را برای ورود به این صحنه ، ساختن یک حزب سیاسی و یا حداقل حضور گسترده و تاثیر گذاری سیاسی در آینده باز کرد.&lt;br /&gt;چنین انتظاری نیازمند وجود آزادی تشکل و سازماندهی است که در حال حاضر فراهم نیست . لازمه ی تاثیر بر شرایط سیاسی و اجتماعی در آینده بدون شک دست یابی به دسته ای از آزادی های اجتماعی است که می تواند برای طبقه ی کارگر ایران نیز راهگشا باشد و این با کنار ماندن از سیر رویدادها بوقوع نخواهد پیوست.&lt;br /&gt;در همین حال باید اشاره کرد که اگر امروز نیز کوچکترین امکانی برای تشکیل حلقه ها و جمع های کارگری وجود دارد نباید از آن به سادگی گذشت و می بایست در راه آن کوشید تا بتوان بدان گستردگی بخشید.&lt;br /&gt;اما در حالی که به نظر می رسد امروز چنین امکانی نیست ، ما در صدرامور برای تحقق چنین امکانی که از نظر ما بنیان حقیقی هر سازمان سوسیالیستی می باشد تلاش خواهیم کرد که این تلاش ممکن است از راه های مختلف بتواند موفق شود اما موکدا هیچ ربطی به کنار ماندن از خیابانهای ایران ندارد.&lt;br /&gt;این تلاش می بایست حتی برای تاثیر گذاری بر این جنبش و وارد کردن خواست های طبقاتی اش به آن آینده نزدیک را فدای آرمان نامعلومی نکند. باید با نگاه دقیق به این اعتراضات ، درجه ی مطالبات اش را افزایش داد ، چرا که امروز این راه می تواند بسیار بیشتر به یک حزب طبقه کارگر در رسیدن به قدرت کمک کند تا بی توجهی به اینچنین اعتراض اجتماعی و سیاسی ای. رادیکال تر شدن این جنبش ، ورود مطالبات بالاتر و همه گیر شدن آن می تواند بیش از این که امروز می بینیم ذهنیت آشفته ی اپوزیسیون راست را در هم بریزد و آنها را در صحنه ی سیاسی به عقب بزند و حتی اگر این چنین نشود ، حداقل مطالبات حقیقی طبقه ی کارگر را وارد سیستم فکری جامعه کرده ایم.&lt;br /&gt;در حال حاضر هیچ یک از نیروهای سیاسی طلایه دار مطمئنی برای این جنبش نیستند. بعد از کم شدن نفوذ اصلاح طلبان بر این جنبش اکنون سناریوهای مختلفی پیش روی جامعه باز است که هر کدام بسته به جایگاه طبقاتی و پراتیک فعالین آن می تواند راه را برای هر نیرویی وابسته به جایگاه اش باز کند.&lt;br /&gt;روی کار آمدن هر سناریویی گام اول یعنی سرنگونی جمهوری اسلامی را می طلبد هر چند با سنجش نشانه های طبقاتی این سرنگونی. اما بنا به عدم توان طبقه کارگر در اجرایی کردن هر تحول و بی نصیب بودن از حقوق اولیه اش و عدم دسترسی به آگاهی طبقاتی به عنوان سرمنشا این مشکل ، ما پیش از هر چیز از تغییرات دموکراتیک هم به عنوان پلی برای رسیدن به آرمان مان حمایت خواهیم کرد.&lt;br /&gt;ما گسترده ترین دموکراسی را با دموکراسی پارلمانی نیم بند عوض نخواهیم کرد ، اما شاید ناچار هستیم تا امروز به هزاران دلیل برای کسب آزادی سلب شده ی اولیه مان در همه جا مبارزه کنیم تا راهمان را هموار کنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نشریه الکترونیکی اشتراک&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/"&gt;http://www.eshterak.net/&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/583016725296739427-6545271657184615227?l=eshterak1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/6545271657184615227/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2010/01/blog-post_13.html#comment-form' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/6545271657184615227'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/6545271657184615227'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2010/01/blog-post_13.html' title='اصلاحات سبز عقبتر از خیابان'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sz4-4qLyDkI/AAAAAAAAFJY/n7-uOA0jCMI/s72-c/n100000144430965_805.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-5446172495012975462</id><published>2010-01-11T04:53:00.000-08:00</published><updated>2010-01-11T08:39:27.027-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اشتراک'/><title type='text'>اطلاعات حساب بانکی سران جمهوری اسلامی در کشورهای خارجی</title><content type='html'>&lt;a href="http://www.ireport.com/docs/DOC-375960"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 320px; FLOAT: left; HEIGHT: 239px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5425465159329464658" border="0" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S0sf0SsXQVI/AAAAAAAAFSo/afmRefE2sXA/s320/030822_braindrain300.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;منبع CNN ireport - ترجمه شده توسط سایت اشتراک&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;......&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خلاصه گزارشی از حساب های بانکی سران جمهوری اسلامی ایران در بانک های خارج از کشور&lt;br /&gt;( با تشکر ویژه از یکی از طرفداران جنبش سبز که در یکی از بانک های مالزی مشغول بکار است)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1- غلام حسین الهام: 25 میلیون دلار در دبی، 13 میلیون دلار در ترکیه، 17 میلیون دلار در سوئیس ، 0.7 میلیون دلار در بیروت&lt;br /&gt;2- س.ح. پناهیان: 11 میلیون دلار در بانک اسلامی شارجه، 4 میلیون یورو در مالزی&lt;br /&gt;3- مسعود کاظمی: 45 میلیون یورو در آلمان ، 2/4 میلیون دلار در دبی،&lt;br /&gt;4- علی هاشمی بهرمانی : 2/5 میلیون دلار در کویت، 11 میلیون یورو در بلژیک ، 23 میلیون دلار در دبی، یک حساب نامعلوم در سوئیس&lt;br /&gt;5- محمد محمدی: 12 میلیون دلار در دبی ، 17 میلیون دلار در کویت ، 8 میلیون یورو در ترکیه&lt;br /&gt;6- مهدی احمدی نژاد: 18 میلیون یورو در بلژیک ، 45 میلیون یورو در سوئیس ، 14 میلیون دلار در بانک اسلامی شارجه&lt;br /&gt;7- نازیه خامنه ای : 7 میلیون دلار در ترکیه، 65 میلیون یورو در آلمان ، 122 میلیون پوند در انگلیس&lt;br /&gt;8- صادق محصولی : 14 میلیون یورو در امارات متحده عربی ، 24 میلیون دلار در ترکیه، 3 میلیون یورو در مالزی&lt;br /&gt;9- مجتبی خامنه ای : 1 بیلیون پوند در انگلیس ( بلوکه شده ) ، 2/2 بیلیون یورو در آلمان، 766 میلیون دلار در قطر ، یک حساب نامعلوم در سوئیس&lt;br /&gt;10- حسین معادیخواه: 15 میلیون دلار در کویت ، 45 میلیون یورو در اتریش، 7 میلیون دلار در امارات متحده عربی&lt;br /&gt;11- عیسی کلانتری : 2/3 میلیون یورو در بلژیک ، 2/1 میلیون دلار در ایتالیا،&lt;br /&gt;12- حسین طائب: 122 میلیون دلار در امارات متحده عربی ، 42 میلیون یورو در ایتالیا&lt;br /&gt;13- مسعود حجاریان کاشانی : 92 میلیون دلار در اتریش، 7/13 میلیون دلار در قطر&lt;br /&gt;14- سردار احمد وحیدی : 32 میلیون دلار در امارات متحده عربی ، 65 میلیون دلار در ترکیه، 122 میلیون دلار در آلمان ( بلوکه شده)&lt;br /&gt;15- عباس کدخدائی : 5/2 میلیون یورو در ایتالیا، 1/7 میلیون دلار در کویت ، 32 میلیون دلار در کویت&lt;br /&gt;16- مجتبی مصباح یزدی: 184 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 221 میلیون دلار در شرکت سهامی النخل ، 55 میلیون یورو در اسپانیا&lt;br /&gt;17- علی مصباح یزدی: 45 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 17 میلیون دلار در ترکیه، 65 میلیون پوند در بانک برکلی انگلیس، 75 میلیون دلار در آفریقای جنوبی ، 110 میلیون یورو در آلمان&lt;br /&gt;18- حسین فیروز آبادی: 320 میلیون دلار در مالزی ، 65 میلیون دلار در امارات متحده عربی ، 103 میلیون دلار در کویت، 17 میلیون دلار در ترکیه، یک حساب نامعلوم در سوئیس&lt;br /&gt;19- پرویز فتاح: 16 میلیون دلار در ترکیه، 2/5 میلیون یورو در ترکیه، 22 میلیون دلار در سوئیس&lt;br /&gt;20- حسن شجونی : 5/66 میلیون دلار در دبی ، 39 میلیون دلار در کویت، 2/11 میلیون دلار در بیروت، 8 میلیون دلار در مالزی&lt;br /&gt;21- ح عسگر اولادی : 172 میلیون دلار دربلژیک، 120 میلیون یورو در آلمان ، 420 میلیون دلار در شرکت سهامی النخل، 42 میلیون دلار در ترکیه، 219 میلیون دلار در مالزی ، یک حساب نامعلوم در سوئیس&lt;br /&gt;22- حسین جنتی : 288 میلیون دلار در دبی، یک حساب نامعلوم در ترکیه که به مقدار 200 میلیون دلار گارانتی شده است، 150 میلیون دلار در ژاپن، 32 میلیون دلار در مالزی&lt;br /&gt;23- سکینه خامنه ای : 25 میلیون دلار در مالزی ، 14 میلیون دلار در قطر، 112 میلیون دلار در دبی&lt;br /&gt;24- اسفندیار رحیم مشائی: 2/5 میلیون یورو در آلمان ، 32 میلیون یورو در ایتالیا، 41 میلیون دلار در دبی&lt;br /&gt;25- ح محمدی عراقی : 4/48 میلیون دلار در دبی، 4/2 میلیون دلار در بیروت، 56 میلیون دلار در اسپانیا&lt;br /&gt;26- علی اکبر ولایتی: 244 میلیون یورو در آلمان، 6 میلیون یورو در اتریش، 56 میلیون دلار در مالزی&lt;br /&gt;27- محمد محمدی ری شهری : 241 میلیون دلار در شرکت سهامی النخل، 121 میلیون دلار دردبی، 48 میلیون دلار در آلمان ، 43 میلیون یورو در ایتالیا&lt;br /&gt;28- محسن هاشمی بهرمانی: 35 میلیون دلار در امارات متحده عربی ، 65 میلیون یورو در بلژیک&lt;br /&gt;29- معصومه هاشمی ثمره: 11 میلیون دلار در قطر، 9/5 میلیون دلار در مالزی&lt;br /&gt;30- علی لاریجانی: 185 میلیون یورو در اتریش، 16 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 112 میلیون یورو در مالزی&lt;br /&gt;31- عباس آخوندی: 9 میلیون دلار در امارات متحده عربی ، 2/5 میلون دلار در بانک بیروت&lt;br /&gt;32- محسن رفیق دوست: 129 میلیون دلار در بلژیک، 44 میلیون دلار در کویت، 92 میلیون دلار در مالزی&lt;br /&gt;33- حمید حسینی: 30 میلیون دلار در مالزی، 82 میلیون یورو در اسپانیا&lt;br /&gt;34- محمد حسینی: 14 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 7 میلیون دلار در کویت، 3 میلیون دلار در ترکیه، 11 میلیون پوند در انگلیس&lt;br /&gt;35- محمود حسینی: 2/3 میلیون دلار در ترکیه، 4/11 میلیون دلار در کویت&lt;br /&gt;36- مجتبی هاشمی ثمره: 28 میلیون یورو در اسپانیا ، 76 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 124 میلیون دلار در مالزی&lt;br /&gt;37- کامران دانشجو: 76 میلیون یور در اتریش، 2/7 میلیون دلار در مالزی&lt;br /&gt;38- احمدرضا رادان: 98 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 65 میلیون دلار در کویت، 121 میلیون دلار در آفرقای جنوبی&lt;br /&gt;39- یداله جوانی: 22 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 5 میلیون دلار در هند، 23 میلیون یورو در پرتغال&lt;br /&gt;40- غلامرضا فیاض: 65 میلیون دلار در مالزی، 9/40 میلیون دلار در کویت&lt;br /&gt;41- علیرضا فیاض: 23 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 17 میلیون یورو در ترکیه، 7 میلیون یورو در ایتالیا&lt;br /&gt;42- علی مبشری: 12 میلیون یورو در بلژیک ، 19 میلیون دلار در مالزی ، 42 میلیون دلار در کویت&lt;br /&gt;43- محمد نقدی: 142 میلیون یورو در امارات متحده عربی، 24 میلیون دلار در امارت متحده عربی، 66 میلیون دلار در مالزی&lt;br /&gt;44- فرهاد دانشجو: 3/2 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 6/5 میلیون دلار در ترکیه&lt;br /&gt;45- خسرو دانشجو: 11 میلیون دلار در ترکیه، 7 میلیون دلار در جمهوری چک&lt;br /&gt;46- حمید حسینی : 2/4 میلیون دلار در مالزی ، 28 میلیون دلار در امارات متحده عربی&lt;br /&gt;47- محمدباقر خرازی: 120 میلیون دلار در لبنان، 86 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 42 میلیون دلار در بانک برکلی شعبه آفریقای جنوبی&lt;br /&gt;48- مهدی هاشمی ثمره: 7/5 میلیون دلار در ترکیه، 44 میلیون دلار در کویت&lt;br /&gt;49- حمید رسای: 62 میلیون دلار در مجارستان، 32 میلیون یورو در آلمان ، 18 میلیون پوند در انگلیس، 14 میلیون دلار در امارات متحده عربی&lt;br /&gt;50- حسین موسوی اردبیلی: 21 میلیون دلار در کویت، 110 میلیون دلار در امارت متحده عربی&lt;br /&gt;51- علی مبشری: 7 میلیون یورو در اتریش، 4/22 میلیون دلار در امارات متحده عربی&lt;br /&gt;52- حسین شریعت مداری: 225 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 54 میلیون دلار در شرکت سهامی النخل، 65 میلیون یورو در بانک HSBC انگلیس، 156 میلیون دلار در مالزی ، 600 میلیون دلار در بانک سنت پیترزبورگ روسیه&lt;br /&gt;53- حسین شاهمرادی: 56 میلیون دلار در امرات متحده عربی، 64 میلیون دلار در مالزی، 7 میلیون دلار در هند&lt;br /&gt;54- کامران دانشجو: 24 میلیون دلار در ژاپن، 43 میلیون دلار در مالزی&lt;br /&gt;55- داود احمدی نژاد : 55 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 48 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 8 میلیون دلار در بانک سنت پیترزبورگ روسیه&lt;br /&gt;56- عبداله عراقی: 84 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 127 میلیون دلار در لبنان ، 76 میلیون دلار در مالزی، حساب محرمانه در سوئیس&lt;br /&gt;57- بهاء الدین حسینی هاشمی: 45 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 80 میلیون دلار در مالزی&lt;br /&gt;58- محی الدین فاضل هرندی: 52 میلیون دلار در عمان، 45 میلیون دلار در عربستان سعودی&lt;br /&gt;59- احمد جنتی : 450 میلیون یورو در بلژیک ، 143 میلیون دلار در شرکت سهامی النخل، 124 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 267 میلیون دلار در مالزی، 118 میلیون دلار در آفریقای جنوبی، یک حساب نامعلوم در سوئیس&lt;br /&gt;60- علی جنتی: 35 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 155 میلیون دلار در ترکیه، 55 میلیون یورو در آلمان، یک حساب نامعلوم در سوئیس&lt;br /&gt;61- حسین صفار هرندی: 38 میلیون دلار در امارات متحده عربی، 20 میلیون دلار در مالزی، یک حساب نامعلوم در ترکیه&lt;br /&gt;62- مرتضی رفیق دوست: 120 میلیون یورو در آلمان، یک حساب نامعلوم در سوئیس&lt;br /&gt;63- م ح پارسا: 43 میلیون دلار در ترکیه، 12 میلیون دلار در مالزی&lt;br /&gt;64- فاطمه عسگر اولادی: 43 میلیون دلار در قطر، 16 میلیون دلار در ترکیه&lt;br /&gt;65- علی اکبر محتشمی: 125 میلیون دلار در شارجه، 85 میلیون دلار در کویت، 200 میلیون دلار در مالزی ، یک حساب نامعلوم در سوئیس&lt;br /&gt;66- یاسر بهرمانی هاشمی: 22 میلیون یورو در آلمان، 12 میلیون یورو در اتریش، 14 میلیون دلار در امارات متحده عربی&lt;br /&gt;67- غلامعلی حداد عادل: 12 میلیون دلار در ترکیه، 4/2 میلیون دلار در مالزی، 43 میلیون دلار در امارات متحده عربی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لینک منبع خبر: &lt;a href="http://www.ireport.com/docs/DOC-375960"&gt;http://www.ireport.com/docs/DOC-375960&lt;/a&gt;#&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/583016725296739427-5446172495012975462?l=eshterak1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/5446172495012975462/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2010/01/blog-post_11.html#comment-form' title='26 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/5446172495012975462'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/5446172495012975462'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2010/01/blog-post_11.html' title='اطلاعات حساب بانکی سران جمهوری اسلامی در کشورهای خارجی'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S0sf0SsXQVI/AAAAAAAAFSo/afmRefE2sXA/s72-c/030822_braindrain300.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>26</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-3000667569257443606</id><published>2010-01-10T05:02:00.000-08:00</published><updated>2010-02-02T18:32:08.665-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خبر'/><title type='text'>تعداد زیادی از دیپلماتهای ایرانی به کشورهای محل کار خود پناهنده شده اند</title><content type='html'>&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 300px; FLOAT: left; HEIGHT: 180px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5425097052640353778" border="0" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S0nRBqalnfI/AAAAAAAAFRY/oiCE3E6-wWM/s400/030822_braindrain300.jpg" /&gt;علاوه بر کنسول جمهوری اسلامی در نروژ، عده زیاد دیگری از دیپلماتهای ایرانی در کشورهای مختلف نیز طی چند ماه گذشته کار با رژیم جمهوری اسلامی را ترک کرده و به کشورهای محل کار خود پناهنده گردیده اند...&lt;br /&gt;&lt;div&gt;بنا به گزارش سایت جنبش راه سبز: علی اکبر امیدمهر، دیپلمات سابق جمهوری اسلامی که به عنوان سفیر در کشورهای هند، پاکستان و افغانستان خدمت کرده است شب گذشته در مصاحبه ای با صدای امریکا اعلام کرد که علاوه بر سفیر جمهوری اسلامی در نروژ، عده زیاد دیگری از دیپلماتهای ایرانی در کشورهای مختلف نیز طی چند ماه گذشته خدمت به جمهوری اسلامی را ترک و به کشورهای محل کار خود پناهنده گردیده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گفته دکتر امیدمهر طی تنها دو هفته گذشته پنج نفر از دیپلماتهای جمهوری اسلامی از کشورهای محل اقامت خود تقاضای پناهندگی کرده اند. این پنج نفر علاوه بر محمد رضا حیدری، کنسول ایران در نروژ، که پناهندگی وی از طریق مطبوعات نیز اعلام گردیده است، شامل دو دیپلمات ایرانی در آلمان، یک دیپلمات در فرانسه و یک دیپلمات در انگلستان میباشد که به همراه خانواده های خود تقاضای پناهندگی کرده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امیدمهر توضیح میدهد که دلیل اینکه پناهندگی این افراد هنوز در مطبوعات منعکس نگردیده است این است که در کشورهای اروپائی مثل آلمان و غیره از لحاظ قانونی دولت مجاز به اعلام عمومی اطلاعات مربوط به پناهندگی افراد، از قبیل نام و ملیت آنان نمیباشد، و این حق برای خود پناهنده ها محفوظ است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی اضافه میکند که دیپلماتهای فوق به دلیل آنکه هنوز در پی تدارک و تثبیت امنیت خود و خانواده خود میباشند از اعلام اخبار مربوط به پناهندگی خود خودداری کرده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امیدمهر همچنین اضافه میکند که در طی ماههائی که از آغاز جنبش سبز آزادی طلبی مردم میگذرد کلا بیست و هفت نفر از دیپلماتهای جمهوری اسلامی خدمت را ترک و به کشورهای غربی پناهنده شده اند. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/583016725296739427-3000667569257443606?l=eshterak1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/3000667569257443606/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2010/01/blog-post_10.html#comment-form' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/3000667569257443606'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/3000667569257443606'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2010/01/blog-post_10.html' title='تعداد زیادی از دیپلماتهای ایرانی به کشورهای محل کار خود پناهنده شده اند'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S0nRBqalnfI/AAAAAAAAFRY/oiCE3E6-wWM/s72-c/030822_braindrain300.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-4620095330236226271</id><published>2010-01-08T13:01:00.000-08:00</published><updated>2010-02-02T18:32:21.901-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خبر'/><title type='text'>بعد از کهریزک ، شکنجه و کشتار بازداشت شدگان در پادگان عشرت آباد</title><content type='html'>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S0kl8VA48SI/AAAAAAAAFRQ/-XOJ21fBZ6E/s1600-h/17438_106679002681310_100000176317807_176724_5140422_n.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 320px; FLOAT: left; HEIGHT: 240px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5424908944507728162" border="0" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S0kl8VA48SI/AAAAAAAAFRQ/-XOJ21fBZ6E/s320/17438_106679002681310_100000176317807_176724_5140422_n.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;تعدادی از دستگیر شدگان روز عاشورا توسط سپاه و نیروهای بسیج در پادگان عشرت آباد نگهداری میشوند به گزارش منابع خبری تعداد دستگیر شدگان بالای 500 نفر است و در شرایط بسیار بدی نگهداری میشوند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;در این رابطه سایت اخبار روز مینویسد&lt;/strong&gt; : &lt;span style="color:#663300;"&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="color:#330000;"&gt;گزارش زیر چندین بار از طریق پست الکترونیکی برای ما ارسال شده است و نتوانسته ایم در مورد صحت آن اطلاعات بیشتری کسب کنیم. این گزارش را جهت آگاهی و همچنین پیگیری منتشر می کنیم:&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;اطلاعاتی را که من به شما میدهم در موثق بودنش شکی نکنید . چرا که خبری را که من به شما میدهم واقعیتی است که با چشمان خود ظرف چند روز گذشته شاهد آن بوده ام. و عذاب وجدان باعث شد که سکوت نکنم .&lt;br /&gt;تعدادی از دستگیر شدگان روز عاشورا توسط سپاه و نیروهای بسیج در پادگان عشرت آباد نگهداری میشوند. تعداد آمار ارائه شده دستگیر شدگان توسط نیروی انتظامی جدای این دستگیر شدگان توسط سپاه پاسداران در این بازداشتگاه میباشد. سپاه و بسیج در دستگیری های عاشورا بصورت خودسر عمل کرده و دستگیرشدگان توسط نیروهای خود را به این پادگان انتقال داده اند.&lt;br /&gt;تعداد دستگیر شدگان در این پادگان بالای ۵۰۰ نفر هستند که خانمها را در اتاق هایی جدا و آقایان را در اتاق هایی دیگر در شرایط بسیار بد نگهداری می کنند.&lt;br /&gt;سپاه که مسئولیت این پادگان را در اختیار دارد هنوز قانع نشده که دستگیر شدگان توسط خود را به نیروی انتظامی یا مراجع قضایی بسپارد. شدیدترین شکنجه ها و اذیت و آزار را علیه این دستگیر شدگان به عنوان محارب به خدا اعمال میکنند تا جایی که دو نفر از این دستگیر شدگان در این بازداشتگاه ظرف ۴٨ ساعت از زمان بازداشت به خاطر شرایط بازداشتگاه و احتمالا ضرب و شتم کشته شدند. از کشته شدگان احتمالی بعدی من به شخصه دیگر خبری ندارم.&lt;br /&gt;درب این بازداشتگاه حتی با مراجعه و اصرار مسئولین قضایی و انتظامی از سوی سپاه به روی این افراد مسئول جهت بازدید در طی مدتی که خبرهایی از این بازداشتگاه در سایتها پیچید باز نشد.&lt;br /&gt;اوضاع و شرایط در این بازداشتگاه برای بازداشت شدگان بسیار بد است.&lt;br /&gt;احتمال وقوع فاجعه ای بسیار فراتر از کهریزک در این بازداشتگاه وجود دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#330000;"&gt;&lt;em&gt;در این رابطه :&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=26357"&gt;&lt;strong&gt;- &lt;/strong&gt;کهریزک دوم؟در پادگان عشرت آباد چه می گذرد؟ &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.irannews-ina.com/News-Details.aspx?newsId=30315&amp;amp;back=1"&gt;&lt;strong&gt;-&lt;/strong&gt; شکنجه و کشتار بازداشت شدگان عاشورا در پادگان عشرت آباد همچنان ادامه دارد &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.iranglobal.info/I-G.php?mid=2-55964"&gt;&lt;strong&gt;- &lt;/strong&gt;۵۰۰ دستگیر شده روز عاشورا در وضعیت نامناسبی قرار دارند &lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/583016725296739427-4620095330236226271?l=eshterak1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/4620095330236226271/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2010/01/blog-post_08.html#comment-form' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/4620095330236226271'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/4620095330236226271'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2010/01/blog-post_08.html' title='بعد از کهریزک ، شکنجه و کشتار بازداشت شدگان در پادگان عشرت آباد'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S0kl8VA48SI/AAAAAAAAFRQ/-XOJ21fBZ6E/s72-c/17438_106679002681310_100000176317807_176724_5140422_n.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-8779152245938858682</id><published>2010-01-06T14:48:00.000-08:00</published><updated>2010-02-02T18:32:35.264-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خبر'/><title type='text'>آغاز دور جدید از اعدام‌های سیاسی در کردستان</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S0Z5jY9uMFI/AAAAAAAAFPo/PO38dzV7RcU/s1600-h/2930656454_cb61b69013.jpg"&gt;&lt;em&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 320px; FLOAT: left; HEIGHT: 213px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5424156450118053970" border="0" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S0Z5jY9uMFI/AAAAAAAAFPo/PO38dzV7RcU/s320/2930656454_cb61b69013.jpg" /&gt;&lt;/em&gt;&lt;/a&gt;&lt;em&gt;گزاش ها حاکی از آن است که فسیح یاسمنی،زندانی سیاسی کرد امروز چهارشنبه ساعت 4 صبح به دار آویخته شد.&lt;br /&gt;شایان ذکر است نامبرده به اتهام عضویت در حزب دمکرات کردستان ایران اعدام شده است. فسیح یاسمنی اهل روستای هندوان شهرستان خوی در آذربایجان غربی است..&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنا به گزارش بی بی سی فصیح یاسمنی، فعال کرد 27 ساله ایرانی صبح روز چهارشنبه، 16 دی ماه به اتهام محاربه به دار آویخته شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;سایت مرکزی حزب دمکرات کردستان ایران ضمن اعلام این خبر، اتهام وی را هواداری از یکی از احزاب کرد مخالف حکومت جمهوری اسلامی عنوان کرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سازمان حقوق بشر کردستان سال گذشته در بیانیه ای در مورد حکم اعدام فصیح یاسمنی به اتهام محاربه ابراز نگرانی کرده و از مسئولان قوه قضاییه خواسته بود تا حکم اعدام آقای یاسمنی را لغو کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این بیانیه با اشاره به اینکه فصیح یاسمنی به بیماری صرع مبتلا بوده از دست اندر کاران خواسته شده در حکم دادگاه بدوی تجدید نظر و سلامتی او را تضمین کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در همین حال آسو صالح، عضو سازمان حقوق بشر کردستان در گفتگو با بی بی سی فارسی گفت که اتهام آقای یاسمنی عضویت در پژاک(حیات آزاد کردستان) عنوان شده و حکم اعدام او در دادگاههای استان و دیوانعالی کشور تایید شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای صالح همچنین گفت که هم اکنون بیش از 340 نفر از زندانیان زندان های ایران اتهام عضویت و یا همکاری با پژاک را در پرونده خود دارند و به احکام حبس های بلند مدت و یا اعدام محکوم شده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گفته این فعال حقوق بشر کردستان ، دست اندر کاران از تحویل جسد فصیح یاسمنی به خانواده اش خودداری کرده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آسو صالح به بی بی سی گفت آقای یاسمنی در حالی اعدام شده که پزشکان به اعضای خانواده اش گفته بودند که حکم اعدام او به دلیل ابتلایش به بیماری صرع باید تا درمان کامل متوقف شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این اعدام حدودا یک ماه و نیم بعد از اعدام احسان فتاحیان، جوان ۲۸ ساله کرد ایرانی به اتهام عضویت در حزب کومله و تبلیغات علیه نظام جمهوری اسلامی در سنندج انجام شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گفته سازمان های مدافع حقوق بشر، در حال حاضر دست کم ده نفر دیگر نیز به جرم عضویت یا حمایت از گروه های کرد مخالف در ایران به اعدام محکوم شده اند. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/583016725296739427-8779152245938858682?l=eshterak1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/8779152245938858682/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2010/01/blog-post_06.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/8779152245938858682'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/8779152245938858682'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2010/01/blog-post_06.html' title='آغاز دور جدید از اعدام‌های سیاسی در کردستان'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S0Z5jY9uMFI/AAAAAAAAFPo/PO38dzV7RcU/s72-c/2930656454_cb61b69013.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-3857035487169512017</id><published>2010-01-05T13:33:00.000-08:00</published><updated>2010-02-02T18:32:56.397-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خبر'/><title type='text'>علیرغم تهدید و احضار دانشجویان دامنه اعتصاب در دانشگاه ها روبه گسترش است</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S0O4UOcOE_I/AAAAAAAAFMg/NYa9dFZ2UhI/s1600-h/camp_logo.GIF"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 320px; FLOAT: left; HEIGHT: 126px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5423381033897563122" border="0" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S0O4UOcOE_I/AAAAAAAAFMg/NYa9dFZ2UhI/s320/camp_logo.GIF" /&gt;&lt;/a&gt;بر اساس گزارشهایی که در منابع خبری دانشجویی منتشر شده است علیرغم تهدید وزارت علوم و دیگر دست اندر کاران امور دانشگاهها و احضار و ارجاع دانشجویان به دفتر پیگیری ، دانشجویان دانشگاههای ایران درحمایت از دانشجویانی که دستگیر شده و یا در نا آرامی های اخیر مورد خشونت قرار گرفته اند از حضور در امتحانات سر باز زده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش خبرنامه امیرکبیر دانشجویان دانشگاه امیرکبیر از روز شنبه ۱۲ دی ماه برای اعلام حمایت از ۱۲ دانشجوی دربند این دانشگاه اعلام کردند در امتحانات پایان ترم شرکت نمی کنند.&lt;br /&gt;تا پایان روز دوشنبه بیش از ۴۰ امتحان پایان ترم توسط دانشجویان لغو شده است. در دانشکده عمران ۸ امتحان، دانشکده فیزیک ۶ امتحان، دانشکده شیمی ۵ امتحان، دانشکده مهندسی پزشکی ۳ امتحان، دانشکده مکانیک ۴ امتحان، دانشکده معدن و متالورژی ۴ امتحان، دانشکده کامپیوتر ۳ امتحان، دانشکده نساجی ۲ امتحان، دانشکده برق ۱ امتحان و دانشکده کشتی سازی ۱ امتحان تاکنون لغو شده است.&lt;br /&gt;در این مدت مسئولین دانشگاه از هر ابزاری برای فشار بر دانشجویان معترض استفاده کرده اند. ۱۵ دانشجو در روز اول امتحانات به کمیته انضباطی احضار شدند. پس از آن در روز یکشنبه هنگامی که تحریم امتحانات ادامه پیدا کرد، حراست دانشگاه وارد عمل شد و با تماس تلفنی تعدادی از دانشجویان را به دفتر حراست احضار کرد. این در حالی است که اصولا حراست دانشگاه از نظر قانونی حق احضار کردن دانشجویان را ندارد. باقری معاون حراست، به دانشجویان احضار شده گفته است که باید خود را به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات معرفی کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هنگامی که تهدیدها و احضارهای حراست و ارجاع دانشجویان به دفتر پیگیری نیز با بی اعتنایی و عدم مراجعه دانشجویان مواجه شد، علیرضا رهایی رییس انتصابی و بی کفایت دانشگاه به اداره کل آموزش دستور داد تا در پرتال آموزشی دانشجویانی که در امتحانات شرکت نکرده اند فورا نمره صفر درج شود. در ضمن به دستور شخص رهایی، پرتال آموزشی دانشجویان به روی اساتید دانشگاه بسته شده و نمرات صفر نیز بدون اطلاع اساتید و مستقیما توسط اداره آموزش کل دانشگاه در پرتال آموزشی دانشجویان ثبت شده است. این اقدام غیرقانونی و توهین آمیز رهایی موجب خشم و اعتراض اساتید و گسترش حمایت آن ها از دانشجویان شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نکته جالب در مورد تحریم امتحانات، استقبال و حضور تعداد زیادی از دانشجویان ورودی جدید دانشگاه در این حرکت است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گفتنی است با وجود گسترش فشارها و تهدیدها، تحریم امتحانات روز دوشنبه نیز ادامه داشت و قرار است در روزهای سه شنبه و چهارشنبه نیز ادامه یابد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;در همین رابطه :&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;- &lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2010/01/098635.php"&gt;۳ روز تحريم امتحانات: لغو بيش از ۴۰ امتحان پايان ترم در دانشگاه پلی تکنيک، اميرکبير &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;- &lt;a href="http://www.dw-world.de/dw/article/0,,5084861,00.html"&gt;تحریم امتحانات دانشگاه پلی‌تکنیک علیرغم تهدید وزارت علوم &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;-&lt;a href="http://www.autnews.de/node/5837"&gt; بیانیه دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر: تا آزادی بی قید و شرط همکلاسی هایمان در امتحانات دانشگاه شرکت نمی کنیم &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;- &lt;a href="http://http//www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=26241"&gt;دانشجویان کرمانشاه به اعتصاب می پیوندند &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;- &lt;a href="http://norooznews.info/news/16010.php"&gt;ادامه اعتراضات در دانشگاه پلی تکنیک؛ لغو بیش از ۴۰ امتحان پایان ترم &lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/583016725296739427-3857035487169512017?l=eshterak1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/3857035487169512017/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2010/01/blog-post_05.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/3857035487169512017'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/3857035487169512017'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2010/01/blog-post_05.html' title='علیرغم تهدید و احضار دانشجویان دامنه اعتصاب در دانشگاه ها روبه گسترش است'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/S0O4UOcOE_I/AAAAAAAAFMg/NYa9dFZ2UhI/s72-c/camp_logo.GIF' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-3023284736104033965</id><published>2010-01-02T17:07:00.000-08:00</published><updated>2010-01-02T17:10:40.366-08:00</updated><title type='text'>جنگی بی سر و صدا علیه "دانشجویان ستاره دار"</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sz_uhc8DwLI/AAAAAAAAFKI/Cwnlgq-HIhg/s1600-h/untitled.bmp"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 364px; FLOAT: left; HEIGHT: 400px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5422314734848557234" border="0" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sz_uhc8DwLI/AAAAAAAAFKI/Cwnlgq-HIhg/s400/untitled.bmp" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;وال استریت جرنال زیر عنوان "رژیم در جنگی آرام علیه دانشجویان ستاره دار در ایران" می نویسد پشت صحنه وقایع جاری در خیابان های تهران، رژیم بی سر و صدا به سرکوبی بعضی از بهترین دانشجویان کشور از طریق محروم ساختن آنان از تحصیل و تخصص مشغول است. ملیشای طرفدار دولت روز چهارشنبه درحمله ای به دانشجویان در شمال شرقی ایران آنان را مضروب کرد. پس از اعتراض های گسترده سراسری یکشنبه گذشته، دهها دانشجوی دانشگاه در چارچوب سیاستی خصمانه علیه دانشجویانی بازداشت شده اند که به دانشجویان ستاره دار معروف اند.&lt;br /&gt;در بیشتر جاها، ستاره بودن به معنای ارشد بودن است. اما در ایران این به معنای بودن نام شما در فهرست دانشجویانی است که وزارت اطلاعات آنان را یک تهدید می شناسد. این همچنین به معنای منعی نسبی یا کامل از تحصیل است.&lt;br /&gt;این واژه پس از آن شکل گرفت که بعضی از دانشجویان از وضعیت خود با دیدن ستاره هائی که در مقابل نامشان در ورقه های امتحانی گذاشته شده بود آگاه شدند.&lt;br /&gt;مهرنوش کریمی، دانشجوی بیست و چهارساله دانشکده حقوق در ماه اوت فهمید که ستاره دار شده است. او در امتحان ورودی سراسری امسال برای رشته حقوق در میان هفتاد هزار نفری که امتحان داده بودند در ردیف پنجاه و پنجم بود.این رتبه می توانست جای او را در دانشکده موردانتخاب اش تضمین کند. اما بجای آن، دولت به او گفت به خاطر وضعیت ستاره اش نمی تواند وارد انشکده حقوق بشود.&lt;br /&gt;خانم کریمی میگوید فکر میکند بدان جهت به او ستاره دادند که در مبارزات انتخاباتی بهار گذشته میر حسین موسوی رهبر اپوزیسیون برای احراز مقام ریاست جمهوری داوطلبانه همکاری میکرد. او همچنین در چندین اعتراض ضد دلتی جنبش سبز شرکت کرده بود، که ایران را تکان داده است.&lt;br /&gt;خانم کریمی در مصاحبه ای تلفنی از محل زندگی اش در اصفهان میگوید آنها به من گفتند بیش از این اجازه تحصیل یا کار در این کشور را ندارم. چرا؟ برای اینکه به موسوی رای دادم؟ یا شال گردن سبز داشتم؟&lt;br /&gt;بنا به اظهارات مصطفی معین، وزیر سابق آموزش، که در ماه سپتامبر در وسائل ارتباط جمعی رسمی نقل شد، از سال ۲۰۰۶ که این شیوه به اجرا درآمد بیش از هزار دانشجو، از طی دوره های تحصیلی بالاتر منع شده اند.&lt;br /&gt;رژیم دانشجویان ستاره دار را از طریق شبکه ای از نیروهای امنیتی و خبرچین هائی شناسائی میکند که برای حفظ کنترل بر جامعه بکار میگیرد. وزارت اطلاعات منظما ایمیل ها و مکالمات تلفنی افرادی را زیر نظر دارد که آنان را ناراضی و فعال می شناسد.&lt;br /&gt;صالح نیک بخت، وکیل مدافع چند دانشجوی ستاره دار در تماسی تلفنی که با او در تهران انجام گرفت میگوید دولت بشدت از شورش دانشجوئی در وحشت است زیرا آنان جوان و آرمان گرا هستند و بارها نشان داده اند آماده اند در مقابل بی عدالتی بایستند. دانشگاههای ایران نظیر یک بمب ساعتی هستند.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/583016725296739427-3023284736104033965?l=eshterak1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/3023284736104033965/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2010/01/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/3023284736104033965'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/3023284736104033965'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2010/01/blog-post.html' title='جنگی بی سر و صدا علیه &quot;دانشجویان ستاره دار&quot;'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sz_uhc8DwLI/AAAAAAAAFKI/Cwnlgq-HIhg/s72-c/untitled.bmp' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-7402800585849919216</id><published>2009-12-28T02:07:00.000-08:00</published><updated>2009-12-28T02:41:01.389-08:00</updated><title type='text'>زمین زیر پای جمهوری اسلامی داغ می شود</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SziEWJYTmSI/AAAAAAAAFAk/vI9kf2l_Ogc/s1600-h/2.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer; width: 320px; height: 180px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SziEWJYTmSI/AAAAAAAAFAk/vI9kf2l_Ogc/s320/2.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5420227667550247202" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;حضور باشکوه و استبداد ستیز مردم تهران و بقیه شهرهای ایران، حاکمیت را در موضع دفاعی فرو برده و از صبح امروز موج جدیدی از بازداشت ها و ارعاب ها توسط وزارت اطلاعات و پلیس امنیت تهران شروع شده است. تایمز آنلاین در آخرین گزارش از ایران آورده است که دست کم دیروز 15 نفر به ضرب گلوله کشته شده اند و احتمالا تعداد کشته ها از این هم متجاوز است. فیلم هایی از اصابت گلوله به مردم و زیر گرفتن مردم توسط خودروهای نیروهای امنیتی در یوتیوب منتشر شده است که قصاوت در برخورد با معترضان رو بیش از پیش انعکاس می دهد. ضمنا رئیس پلیس تهران از بازداشت 300 نفر خبر داده است که این در نوع خود نشان دهنده شدت برخورد با معترضان بوده است. ضمنا رضا الباشا خبرنگار سوری تلویزیون دبی از روز گذشته و هم زمان با درگیری های بین تظاهر کنندگان و پلیس مفقود شده است و تاکنون هیچ خبری از نامبرده منتشر نشده است .&lt;br /&gt;در همین راستا اسامی چند تن از افرادی که در تظاهرات دیروز بوده اند منتشر شده است. یکی از آنها خواهر زاده میرحسین موسوی است، پیکر بیجان ایشان در بیمارستان ابن سینای تهران بود اما طبق آخرین اخبار منتشره در پارلمان نیوز،خواهر زاده میر حسین موسوی اعلام کرده است که: "جنازه برادرم را از بیمارستان ابن‌سینا برده‌اند و ما هرکجا دنبالش می‌گردیم کسی مسئولیت قبول نمی‌کند" تحولات حاضر در ایران سرعت فوق العاده ای گرفته است و حتی این شایعه در تهران دهان به دهان می چرخد که "خامنه ای در تهران نیست".&lt;br /&gt;دیشب در نجف آباد حکومت نظامی اعلام شد، همچنین طبق اخبار رسیده از تهران، در ورودی و خروجی محلات پلیس مستقر است و خودرو رو متوقف می کند و با الفاظ زشت و زننده با مردم عادی برخورد می کند و داخل خودروها رو می گردند. این کار نیز به خاطر ایجاد رعب و وحشت انجام می شود و در بعضی از موارد با عکس العمل شدید مردم مواجه می شود.&lt;br /&gt;امروز دوشنبه نیز اعتصاب عمومی اعلام شده بود اما تا کنون خبری مبنی بر موفقیت یا عدم موفقیت این اعتصاب منتشر نشده است و برخی کارشناسان سیاسی پیش بینی می کنند که اگر اعتصاب عمومی امروز به نتیجه برسد، عمر جمهوری اسلامی از امروز به فردا است. ضمنا امکان ارسال و دریافت پیامک (اس ام اس) از شب گذشته برای شهروندان تهرانی وجود ندارد. به دنبال این اعتراضات از صبح امروز دستگیری هایی آغاز شده است.&lt;br /&gt;طبق گزارشات رسیده عمادالدین باقی فعال برجسته حقوق بشر در ایران صبح امروز دوشنبه در منزلش بازداشت شد. بازداشت باقی درحالی پس از حوادث خونین روز عاشورا صورت می گیرد که وی در جریان برگزاری مراسم تشییع و تدفین حضرت آیت الله العظمی منتظری نیز بارها از سوی نیروهای امنیتی تهدید شده بود.&lt;br /&gt;رئيس مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم، از تشکل های اصلاح طلب دستگير شد.&lt;br /&gt;خبرگزاری دولتی برنا در این زمینه نوشت: سید حسین موسوي تبريزي به همراه برخي ديگر در مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم دستگیر شدند.&lt;br /&gt;محمد باقريان، مشاور ارشد مهندس موسوي، نیز امروز دستگیر شده است. قربان بهزاديان نژاد رييس ستاد انتخاباتی موسوی هم امروز دستگير شد.&lt;br /&gt;در ادامه دستگیری ها دبیر کل نهضت آزادی ایران ساعاتی پیش بازداشت شد. دکتر ابراهیم یزدی، امروز ساعت سه بامداد توسط مامورین وزارت اطلاعات در خانه شخصی خود در تهران بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. یزدی پیش از این در جریانات بعد از انتخابات ریاست جمهوری در حالی که در بیمارستان بستری بود برای 72 ساعت بازداشت شده بود. گفتنی است دکتر ابراهیم یزدی متولد 1310 در شهر قزوین است و یکی از مشاورین آیت الله خمینی رهبر انقلاب ایران بوده است. او پس از انقلاب در دولت مهندس بازرگان معاون نخست وزیر و وزیر خارجه بود و پس از آن هم به نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای اسلامی انتخاب شد. پس از وفات مهندس مهدی بازرگان در دی ماه 73 وی به دبیر کلی نهضت آزادی انتخاب شد.&lt;br /&gt;خبر دیگری نیز مبنی بر دستگیری دکتر محمد صادق ربانی، استاد بازنشسته دانشکده علوم دانشگاه تهران وعضو هيات اجرايی شورای ملی صلح ( برادر مرحوم آيت الله حاج مهدی ربانی املشی ، دادستان کل کشور در زمان خمينی) امروز يک شنبه عاشورا در ساعت ۱۳:۳۰ در تقاطع خيابان های استاد نجات الهی و طالقانی در حالی که به سمت خانه می رفت توسط افراد بسيجی بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شد.&lt;br /&gt;ضمنا اخباری مبنی بر دستگیری فعالین دانشجویی و دانشجویان دانشگاه تهران و علامه به دست اشتراک رسیده است که تا ساعاتی دیگر اخبار دقیقتری از این موضوع را منتشر می کنیم. طبق اخبار تازه منتشر شده، امید منتظری" دانش جوی حقوق دانشگاه علامه" در جریان حمله به منزل اش  بازداشت شده است.&lt;br /&gt;طبق اخباری که از تشکلهای مختلف خارج از کشور به دستمان رسیده است، این تشکلها در مقابل سفارت های جمهوری اسلامی در کشورهای مختلف جمع خواهند شد و در بعضی از کشورها هم قصد اعتصاب غذا در مقابل سفارت جمهوری اسلامی وجود دارد.&lt;br /&gt;تمام شواهد و قراین نشان از این می دهد که راهپیمایی اعتراضی مردم بر ضد حکومت و شعارهایی که عمدتا بر ضد شخص خامنه ای بود، پایه های جمهوری اسلامی را بیشتر از قبل لرزانده و  احساس خطر را تا این حد هیچگاه حس نکرده بودند. این یک پیشروی در جنبش دموکراتیک مردم محسوب می شود و باید با اتحاد هزینه های جنبش را به حداقل رساند.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/583016725296739427-7402800585849919216?l=eshterak1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/7402800585849919216/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/12/blog-post_28.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/7402800585849919216'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/7402800585849919216'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/12/blog-post_28.html' title='زمین زیر پای جمهوری اسلامی داغ می شود'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SziEWJYTmSI/AAAAAAAAFAk/vI9kf2l_Ogc/s72-c/2.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-2136266785458443422</id><published>2009-12-25T15:21:00.000-08:00</published><updated>2009-12-25T15:29:25.806-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مصاحبه'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اشتراک'/><title type='text'>گفتگوی اشتراک با نسان نودينيان در رابطه با فعاليت در خارج از کشور</title><content type='html'>&lt;blockquote&gt;زمين سياست و فعاليت سياسي در خارج از كشور بكر نيست. جامعه ايران تحزب يافته است و خارج از كشور هم به اين شكل. انسجام فعالين سياسي در گرو زدن اين گراشات فرقه اي و خود محور بيني است. در گرو اين است كه تولرانس و پتانسيل بالايي از فعالين سياسي و احزاب مسئول ايجاد شود. وضع كنوني براي فعالين سياسي و احزاب سياسي قابل دوام نيست. &lt;/blockquote&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SzVJnrsHQTI/AAAAAAAAE7U/Ai2uDlNgCR8/s1600-h/nesan+n.bmp"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 320px; FLOAT: left; HEIGHT: 240px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5419318672701735218" border="0" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SzVJnrsHQTI/AAAAAAAAE7U/Ai2uDlNgCR8/s320/nesan+n.bmp" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;در خارج از مرزهای ایران هزاران پناهنده ایرانی سکونت دارند که به دلایل سیاسی ، اجتماعی یا داشتن عقایدی متضاد با حکومت حاکم مجبور به ترک ایران شده اند و همواره در محل سکونتشان به افشاگری علیه سیاستهای ضد انسانی جمهوری اسلامی پرداخته و افکار عمومی را متوجه اوضاعی که در ایران در حال گذر است نموده و با فراخوان کمپینهای متعدد در صدد مقابله با جمهوری اسلامی برآمده اند . اما این کمپینها چقدر موفق بوده یا چه باید کرد تا جمهوری اسلامی را درخارج کشور ایزوله کرد و سوالهای از این نوع بهانه ای شد تا گفتگوی داشته باشیم با نسان نودینیان از فعالین سیاسی که در رابطه با موضوع مورد بحث ما تجارب زیادی را از سر گذرانده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نسان نودینیان ممنون از اینکه وقتتان را در اختیار ما قرار دادید&lt;br /&gt;- قصد داریم تا نظر شما و عقاید و تجربیاتتان را در رابطه با فعالیتهای خارج از کشور جویا شویم . در این رابطه ابتدا از تجربیات خودتان برایمان بگوئید .&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;جواب: تجربه فعال من در عرصه كار و فعاليت حزبي در خارج از كشور محدود است به سالهاي ۱۹۹۱تا اواخر سال ۲۰۰۶حدود ۱۶سال. ۱۶سال فعاليت در عرصه خارج از كشور فعاليت و سازماندهي در عرصه پناهندگي٬ فعاليت در عرصه تشكيلات خارج از كشور٬ سازماندهي اولين پاتوقهايي كه محمل جمع كردن ايرانيان در خارج از كشور بود تحت عنوان «خانه هاي حزب» و مسئوليتهاي حزبي. از اوائل سالهاي ۱۹۹۲تا سال ۲۰۰۰ ما با موج روي آوري وسيع و گسترده هزاران نفر از ايران به خارج از كشور و بويژه به آلمان بوديم. در ايندوره سازماندهي٬ دفاع و فعال كردن پناهندگان ضرورت و اهميت بسيار بالايي در نقشه و فعاليت حزبي و اجتماعي پيدا كرده بود. دهه ۹۰ ميلادي دوره اي پر تحرك و بسيار فعال براي فعالين كمونيست و اپوزيسيون چپ در خارج از كشور بود. قبل از انقلاب ۵۷ توده ايرانياني كه در خارج از كشور زندگي ميكردند از طيف و طبقات اجتماعي تشكيل ميشدند كه عمدتا بعنوان مهاجر و تجارو بازرگان صاحب ملك و ثروت بودند. و يا اينكه براي ادامه تحصيل در آكادمي و دانشگاه ها به خارج از كشور مهاجرت كرده بودند را تشكيل ميداد.&lt;br /&gt;اين طيف مشكلي بعنوان دوره پناهندگي و مصاحبه و كيس سياسي براي مجاب كردن ادارات دولتي٬ از جمله دادگاه هاي پذيرش و تاييد حق پناهندگي نداشت٬ و يا خيلي كم بود. ايندوره و سالها قبل تر٬ فعاليت اين طيف معين در شكل كنفدراسيون ايرانيان تعريف ميشد كه اساسا بر گرايش دولت و نظامهاي حاكم سنت و فرهنگ آنها و در يك كلام ناسيوناليسم و شوينيسم استوار بود. حزب توده نفوذ معيني در شكل دادن به افكار و سنت سياسي اين دسته از مهاجرين داشت. بازتاب وجود اين گرايشات در فرهنگ سياسي٬ جلسات و گردهمايي و مناسبتهايي كه برگزار ميشد٬ انعكاس داشت. بيشتر گردهمايي ها در ارتباط با نوروز و مراسم ايرانيان در چهارشنبه سوري و يا برگزاري مراسم هاي مذهبي در سفارتخانه ها و كنسولگريها در ماه محرم و اين قبيل جلسات بود. اين دسته مشغله هاي سياسي و مشكلات مهاجرين بعد از دهه نود را نداشتند. اكثريت قريب به اتفاق آنها در جامعه انتگره شده بودند. و صاحب كار و شغل و موقعيت شغلي و اجتماعي بودند. اما٬ از دهه نود ببعد٬ با فرار وسيع ايرانيان٬ بدليل سياسي ـ امنيتي و مالي٬ فرار از اعدام٬ زندان٬ سنگسار و يا در دوره جنگ ۸ساله ايران و عراق فرار از مصائب خانمان برا نداز جنگ و سربازي و فرار از جبهه هاي جنگ٬ فقر و فلاكت و ناتواني مالي در تامين معيشت در ايران٬ چهره سياسي و مشغوليات ايرانيان خارج از كشور دگرگون ميشود.&lt;br /&gt;بر اين اساس٬ ما در آندوره ميبايست بر آن سياست و فعاليت عملي و اجتماعي متمركز ميشديم كه راه تسهيل استقرار آنها را بعنوان شهروند تامين ميكرد. از جمله اين فعاليتها؛ كار ميان ايرانيان بعنوان يك اقليت پناهنده٬ يعني آشنا كردن آنها با حق و و حقوقشان بعنوان مهاجر٬ دفاع از اين حقوق٬ كمك به آنان براي حل مسائل مربوط به زندگي و مسكن و معيشت شان و غيره. اين بخش از فعاليت دامنه عمل وسيعي داشت. ورود به كشورهاي اروپايي با اولين مساله دوره پناهندگي٬ پذيرش و يا قبولي آنها بعنوان پناهنده سياسي و دريافت "پاس" سياسي٬ مشاوره دادن٬ شفاف كردن كيس پناهندگي٬ تاييديه و ده ها كار ريز و درشت كه بطور واقعي زندگي روزانه آنها را بخود مشغول كرده بود. جنبه ديگر از فعاليت ما٬ فعاليت در ميان ايرانيان پناهنده و مهاجر بعنوان بخشي از محرومان و زحمتكشان ايراني با هدف بسيج آنان بر عليه جمهوري اسلامي و در جهت تحقق اهداف و سياستهاي پرولتري و فعاليت انترناسيوناليستي بود. بسيج ايرانيان و وسيع كردن مبارزه ايرانيان در مقابل جمهوري اسلامي و اطلاع رساني وسيع و پردامنه به افكار عمومي در مورد ماهيت ارتجاعي و ضد انساني اسلام سياسي و نظام حاكم فوكوس اصلي تر ما بود.&lt;br /&gt;دهه نود ميلادي به نظر من به اين لحاظ و رشد سازماني و قدرت احزاب سياسي دوره مهمي بود. در اين دهه بيشتر سازمانهاي سياسي طيف چپ و كمونيستها٬ و احزاب راست و سلطنت طلب همه طرفدار حقوق پناهندگي بودند. موج وسيع و رو به ازدياد پناهنده و مهاجر ايراني تحرك بيشتري را در احزاب سياسي و اپوزيسيون ايجاد كرده بود٬ هر كسي تلاش ميكرد نيرو جلب و جذب كند. اما٬ به نظر من حزب ما(حزب كمونيست كارگري) با توجه به توان و ظرفيتهاي كادري و انبوه نشريات سياسي و بويژه نشريه همبستگي و فدراسيون پناهندگان٬ توانستيم بيشترين نيرو را به سازمان فدراسيون و حزب جلب كنيم. اين تحرك و محبوبيت٬ توان و سازماندهي آكسيون و اعتراض به جمهوري اسلامي ما صد چندان كرده بود. در دهه نود خارج از كشور صحنه اعتراضات دائمي٬ راديكال و قدرتمند كمونيستها و چپ بود. به نظر من سالهاي طولاني خارج كشور در تصرف كمونيستها و اپوزيسيون چپ بود. جمهوري اسلامي جرئت ابراز وجود سياسي و فعاليتهاي تروريستي و تفرقه افكنانه را نداشت. ده ها مورد از رو در روي و به تعطيل كشيده شدن مراسم سخنراني و جلسات عناصر جمهوري اسلامي٬ مردم و افكار عمومي در خارج از كشور را تجربه كرده اند.&lt;br /&gt;تجارب من خارج از كار در عرصه پناهندگي رهبري و هدايت فعاليت حزبي هم است. چند دوره دبير كميته و از اعضاي كميته آلمان و عضو كميته تشكيلات خارج از كشور حزب كمونيست كارگري و چند سالي همزمان دبير كميته كلن اين حزب بودم. تلاش من و همكاران حزبي ام آندوره در جهت جمع كردن وسيعتر مهاجرين ايراني در كلن ثمر بخش بود. مثلا براي اولين بار خارج از دفاتر شورا )پاتوقهاي فدراسيون سراسري پناهندگان در محل به دفتر شورا مشهور شده بودند. در دفتر شورا در كلن هر هفته ده ها نفر جمع ميشدند٬ از مسائل و مشكلاتشان در هايمهاي پناهندگي و موانع و مشكلات پيشرفت دوره پناهندگي و ده ها موضوع ديگر از اين قبيل صحبت ميكردند٬ هر هفته به تعداد اعضاي دفتر و شورا افزوده ميشد٬ و به مرور به صفوف حزب هم وارد ميشدند٬ فضايي كاملا صميمانه٬ مشكل گشا و عملا اين تجمعات هفتگي به محمل و وسيله بسيار زنده اي براي آشنايي طيف وسيعي از مهاجرين با همديگر و آشنايي بسيار نزديك با حزب كمونيست كارگري بود) به اسم حزب خانه هاي حزب را سازماندهي ميكرديم٬ تعداد زيادي هم به خانه حزب ميامدند٬ عضوگيري ميكرديم و هر هفته به بهانه اي مسائل سياسي و برنامه اي حزب تبليغ و ترويج ميكرديم. حزب ما بر اثر روي آوري به جامعه و دروازه هاي باز شورا و خانه هاي حزب عملا به حزب مرجع و قابل اتكايي تبديل شده بود. جمع بندي مورد به مورد تجارب كار٬ متاسفانه در ظرفيت اين مصاحبه هم نيست. مثلا اگر من به بررسي تجارب و فعاليت مفيد ما در عرصه پناهندگي و جايگاه اقدامات ارگان وقت و نشريه همبستگي اين ارگان بپردازم ميتوانم به موارد زيادي از لحظات شيرين و فراموش نشدني حق دائم پناهندگي ده ها و صدها خانواده اشاره بكنيم. اينها كساني هستند٬ كه آن سالها تلاشهاي واقعا هركولي و پر انرژي را براي حق پناهندگي در خيابان بشكل آكسيون اعتراضات و تظاهرات در مقابل سفارت و كنسولگريهاي جمهوري اسلامي را به نمايش گذاشتند. فرزندان اين خانواده ها اكنون در مدارس و دانشگاه هاي آلمان به تحصيل مشغولند و ده ها نفر از آنها داراي مقام و شغل هستند. مواردي اتفاقي خانواده و اين جوانان را ديده ام٬ اينها هنوز شوق شادي و رضايت از كاري كه چند سال با هم و با حزب كمونيست كارگري در آن سالها انجام داده ايم را فراموش نكرده اند.&lt;br /&gt;تجارب تظاهراتهاي آن سالها٬ تلاشهاي مستمر و دائمي از پيوند سياسي و حمايت از اعتراضات در ايران٬ سازماندهي ده ها كمپين حمايتي از كارگران٬ بعنوان مثال كمپين حمايتي از كارگران صنعت نفت٬ و ده ها و صدها فعاليت ديگر در چند سال گذشته موقعيت فعاليت سياسي و راديكال عليه جمهوري اسلامي را فراهم كرده. امروز اين تجارب هنوز قابل اتكا هستند. با وجود تمام اين پيشرويها٬ اما٬ ما هنوز در قدمهاي اوليه براي رسيدن به نهادهاي پر قدرت توده اي بوديم. گرايشات و سنت و فرهنگ جريان و احزاب راست هنوز ميتوانستند٬ براي آئين و رسمهاي ملي شان نيروي بيشتري جمع كنند. هنوز كار جدي براي غلبه بر موانع سياسي ـ فكري در ميان توده مهاجرين انجام نگرفته بود. ما هنوز و در شرايط كنوني به ظرف جمع كردن بيشترين توده هاي ده ها هزار نفري تبديل نشده بوديم. در يك كلام ما بيشتر ظرف اعتراض تظاهرات و اعتراضات مقطعي٬ با بسيج كم به نسبت تعداد ايرانيان مهاجر و پناهنده بوديم. جنبش قدرتمند توده اي كه اشتياق بالايي براي انجام اعتراضات توده اي را به نمايش بگذارد٬ بوجود نياورديم. موانع ما زياد بودند. جمهوري اسلامي هم بيكار ننشسته بود. به نظر من نقشه و سياستهاي معيني را به منظور جلوگيري طيف وسيعتر مهاجرين و پناهندگان سياسي به احزاب چپ و كمونيست بويژه كمونيسم كارگري را به بهانه هاي مختلف٬ سازمان دادن نهادهاي فرهنگي را باز توليد ميكرد. در داخل كشور٬ خانواده هاييكه به ايران سفر ميكردند٬ مورد اذيت و آزار و سوال به منظور ايجاد رعب و ترس به دفاتر سازمان اطلاعات ميبرد٬ و در ضمن پرسشنامه هايي را در مقابل آنها به منظور جمع آوري اطلاعات شخصي از فعالين سياسي قرار ميداد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- شما از ابراز وجود چپ و كمونيستها و حزب كمونيست كارگري صحبت كرديد٬ اين سوال پيش كشيده ميشود كه آيا حضور شما صرفا به سازماندهي و جمع كردن پناهنده گان سياسي و طيف نسبتا ضعيفي از مهاجرين ايراني محدود بود. در صورتيكه يك حزب كمونيستي بعنوان وظيفه انترناسيوناليستي بايد وجه تمايز خود را بويژه با ساير احزاب چپ و كمونيستي در سطح بين المللي به منظور شكل گيري يك صف بندي كمونيستي ـ كارگري و خدمت به امر وحدت بين المللي طبقه كارگر مورد تاكيد قرار دهد.&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;جواب: دامنه پرداختن به اين سوال به قبل از دهه نود بر ميگردد. ما در آندوره و اوائل دهه نود ميلادي شاهد سازماندهي تعداد زيادي از نهادهايي به اسم كميته همبستگي كارگران در كشورهاي مختلف بوديم. بررسي فعاليت و اثر گذاري اين كميته هاي همبستگي كارگري در اين مصاحبه ضرورتي ندارد. اما٬ به نظر من وجود اين كميته هاي همبستگي و جلب حمايت جنبش كارگري بين المللي از جنبش كارگري ايران تاثيرات مفيد٬ موثر و قابل توجهي در معرفي جنبش كارگري و اعتراضات كارگري در آندوره بجا گذاشت. و همزمان زمينه هاي پيشبرد مبارزه نظري با سازمانها٬ متفكرين و جريانات فكري در جنبش چپ جهاني بر سر مسائل مختلف مربوط به مبارزه طبقاتي را فراهم كرد. كه خود زمينه هاي مساعدي را براي دخالتگري فراهم نمود. و در عين حال يك جهت سياسي و طبقاتي را در ميان فعالين چپ و كمونيست به منظور حمايت و پشتيباني از مبارزات كارگري و شركت در اين مبارزات را تقويت بخشيد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SzVJn52fDFI/AAAAAAAAE7c/t8xzzLYqsMM/s1600-h/C95EEDE7-17E1-4588-B706-7C66AE82A541_mw800_mh600.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 320px; FLOAT: left; HEIGHT: 240px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5419318676503333970" border="0" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SzVJn52fDFI/AAAAAAAAE7c/t8xzzLYqsMM/s320/C95EEDE7-17E1-4588-B706-7C66AE82A541_mw800_mh600.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;- از لزوم این شکل فعالیت که شاید برای بسیاری که ناچار شده اند از ایران خارج شوند تنها راه فعالیت باشد برایمان بگویید. چگونه می توان عرصه های مختلف این فعالیتها را تقسیم بندی کرد یعنی به جز آکسیون و اعتراض خیابانی چه شکل های دیگری را در بر میگیرد؟&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;جواب: تقسيم بندي فعاليت براي يك پناهنده و مهاجر كمي مشكل است. كم نيستند٬ كساني كه بصورت مقطعي مثلا در عرصه پناهندگي و كار متشكل با ارگانهاي مدافع پناهنده٬ همبستگي فدراسيون سراسري پناهندگان فعاليت مشترك و سازماني داشته اند. و بعد از عبور از مشكلات و مقررات پناهندگي و گرفتن پاس و حق اقامت دائم فعاليت مشترك را كنار گذاشته اند. و كم نيستند كساني كه با فعاليت مشترك در عرصه پناهندگي به كار سياسي و سازمانيافته پرداخته و به مرور به كادرهاي بسيار با تجربه٬ مجرب٬ محبوب و سازمانده٬ مبلغ در احزاب سياسي تبديل شده و تا سطح كادرهاي مركزي ارتقا يافته اند.&lt;br /&gt;دسته ديگر از مهاجرين ايراني فعالين سياسي و كادرهاي احزاب سياسي هستند٬ كه به دلائل امنيتي و جاني ايران را ترك كرده و در كشورهاي اروپايي هستند. خوب اين دسته با تمايلات سياسي معيني كه دارند در ظرف و قالب سياسي و تشكيلاتي خود قرار ميگيرند٬ به فعاليتهاي سياسي و حزبي ادامه ميدهند. اين دسته به نسبت دسته اول و مهاجريني كه بيش از سه يا چهار دهه است و در اروپا اسكان يافته اند٬ زياد نيستند. مساله اصلي براي ما و احزاب سياسي و كمونيستي سازماندهي و فعال كردن دسته اول بود. كار ساده اي نبود. موانع زياد بودند و هنوز اين موانع در مقاطع سياسي و با هر التهاب سياسي در ايران ابراز وجود ميكند. و صف بندي هاي سياسي را شكل ميدهد. ما الان در خارج از كشور ده ها ارگان و نهاد را مي بينيم كه فعالانه در عرصه هاي اجتماعي و مدني دفاع از حقوق كودكان٬ دفاع از حقوق زنان٬ عليه سنگسار٬ قتلهاي ناموسي و اعدام و .......فعاليت ميكنند. احزاب سياسي و اپوزيسين راست و چپ هم به وفور حضور دارند. فعاليت مجازي و ميديايي هم كم نيستند. راديوهاي محلي و چاپ و تكثير ادبيات سياسي احزاب هم به وفور قابل دسترس هستند. آكسيون و اعتراضات خياباني هنوز يك وجه به نظر من وجه ضعيف و كم توان اين فعاليتها را تشكيل ميدهند. سازماندهي توده وسيع مهاجرين ايراني در خارج از كشور صرفا از كانال فعاليت آكسيوني و خياباني عملي نيست. جهت عمده فعاليت اپوزيسيون كمونيست و چپ بايد مقابله با گرايش هاي سياسي و بازدارند كه هر دوره اي موانع جدي در دامن زدن به حركت اعتراضي راديكال و انقلابي را بوجود مياورند٬ است.&lt;br /&gt;اين مصاف و مقابله با عوامل بازدارنده سياسي ـ فكري صرفا از كانال اعتراض خياباني پيش نميرود. متاسفانه احزاب موجود كمونيستي و چپ در شرايط كنوني٬ عليرغم نقشه هاي تشكيلاتي تدوين شده٬ هنوز در مقابل جريانات راست بويژه اكثريت و سلطنت طلب و ناسيوناليستها و جريانات اصلاح طلب قوي نيستند. مشخصا در چند ماه گذشته٬ اين ضعف با وضوح تمام نمايان بود. اين جريانات از قدرت بسيج در ميان مهاجرين ايراني برخوردار بودند. فرهنگ و سنت حاكم٬ در كنار ناسيوناليسم ايراني قدرت بسيج جريانات راست را بيشتر كرده. ظرفيت اتحاد اين جريانات و صف بندي اينها به رهبري مثلا اكبر گنجي بيشتر از هر دوره اي بود. اكثريتي ها و اطلاح طلبان در خارج از كشور در جريان كنفرانس برلن شكست عظيمي خوردند. چپ و كمونيستها دست بالا داشتند. اما٬ عدم كارايي چپ و كمونيستها در عرصه سازماندهي توده اي٬ ايجاد نهادهايي كه بصورت دائم ظرف جمع كردن توده مهاجرين ايراني را متحد نگه دارد٬ وجود ندارد. و يا اگر موجودند هنوز از توان بالايي براي بسيج توده اي را ندارند.&lt;br /&gt;در خارج از كشور همچنانكه گفتم٬ ده ها نهاد و ارگان اجتماعي و مدني فعال هستند. ده ها و صدها كار بسيار موثر و جدي توسط اين ارگانها عليه اعدام٬ سنگسار و يا دفاع از حقوق كودك و يا عليه قتل هاي ناموسي و دفاع از كارگران و جلب حمايت و همبستگي بين المللي انجام گرفته. اما٬ متاسفانه هنوز در فراخوان به يك تظاهرات صفوف چپ و كمونيستها ضعيف تر از ساير جريانات راست٬ است. در يك كلام اگر تنها تظاهرات و اعتراض خياباني صرفا كاري كه مردم را جمع كند٬ نيست. بايد بگويم٬ سازماندهي توده اي مهاجرين ايراني كماكان از كانال جمع كردن و تعريف ظرفهايي در قالب نهاد و ارگانهايي است٬ كه مسائل سياسي٬ موانع فكري و اتحاد و همبستگي آنها را بيشتر ميكند٬ است. همين الان وقتي تعدادي احساس تنهايي ميكنند٬ احتمالا مراجعه آنها به مساجدي كه در دسترس است بيشتر از نهاد و كانونهايي اجتماعي و مدني٬ است.&lt;br /&gt;بعد از تحركات اعتراضي دوره كنوني اين ضعف در ارگان و احزاب چپ و كمونيستها را ميزند. بايد ما بيشتر از اين بجنبيم. بايد ما بتوانيم بر بال دستاوردهاي انساني و آزادي بخشي كه جلوه هاي درخشاني از حضور ما را تاكنون به نمايش گذاشته بر ضعفهاي تاكنوني كه بسيار هم جدي هستند٬ غلبه كنيم. تجربه اين دوره از اعتراضات بخوبي پتانسيل بالا از انزجار و تنفر مهاجرين از جمهوري اسلامي را ثابت كرد. بايد جنبيد و اين نيرو را جمع كرد. بسيج و سازماندهي كرد. ارگان و نهادهاي باز و دائمي را جلو رويشان باز كرد. از كار جنيور و كم توقع دوري كنيم٬ به فعاليت ماگزيماليستي و راديكال روي آورد. آوازه فعاليت راديكال و انقلابي چپ و كمونيستها همه جا طنين انداز است. اما٬ جنيوريسم و قانع بودن به كار مقطعي هم مريضي سياسي جدي است كه هر لحظه با فرهنگ غالب باز توليد ميشود. در جواب كنكرت به سوال بايد بگويم اين ضعف اساسي را داريم و كلي فعاليت. من براي غلبه به اين ضعفها خوشبين هستم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- رویکرد احزاب به این شیوه فعالیت چیست؟ آیا در دستور کارهای روزمره شان هست؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;جواب: واقعيت اين است كه مردم ايران در دو جغرافياي مختلف زندگي ميكنند. در ايران و خارج از كشور. جنبش و حزبي كه بخواهد در ايران پيروز شود بايد فضاي ايرانيان خارج از كشور را متوجه خودش كند. از ميان آنها بيشترين سازمان توده اي و حزبي را بسازد. فعاليت در خارج كشور پشت جبهه داخل نيست. عرصه مستقلي است. بايد قائم بذات در خارج كشور رشد كند. توده اي بشود. و منبع جذب بيشترين حمايتهاي مردم آزاديخواه و امكانات بين المللي باشد. براي ما اين نوع فعاليت يكي از وجوه مبحث "حزب و جامعه" است. در انتهاي سوال اول به ضعفهايمان اشاره كردم. هنوز سنتهاي چپ سنتي با سخت جاني تمام بر سنت كار حزب و جامعه اي تاثير ميگذارد. هر چند گامهاي بزرگي در راه كار بر روي افكار عمومي انجام گرفته. اما كماكان محيط اجتماعي چپ نه افكار عمومي غرب و نه توده هاي ميليوني ايرانيان مهاجر بلكه عمدتا طيف محدود سياسيون و پناهندگان ايراني است كه رقم بسيار پائيني را تشكيل ميدهد. متشكل كردن و بسيج مردم در ايندوره بيش از حد ضروري شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- چگونه می توان فعالین خارج از کشوری را در یک ظرف منسجم علیه خواستهایی متحد کرد؟ آیا چنین امکانی وجود دارد؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;جواب: امكان ايجاد يك ظرف كه فعالين خارج از كشور را متحد كند٬ منفي نيست. اما به نظر من براي فعاليت پايدار و موثر و تاثير گذار كه بسيج توده وسيعي از ايرانيان را تامين كند٬ با توجه به تجارب من عملي نيست. تلاشهاي جدي هم براي ايجاد ظرف منسجم كردن فعالين هم ديده نميشود. موانع و سنتهاي قوي از جمله فرقه گرايي و خود محور بيني هم به وفور وجود دارد. در يكي از آكسيونهايي كه چند ماه قبل در مركز شهر كلن برگزار شد٬ تعدادي از فراخوان دهندگان كه چپ هم بودند٬ اعلام كردند ما حضور هيچ پرچمي را تحمل نميكنيم. تعدادي با پرچم سه رنگ سلطنتي حضور داشتند. از آنها خواسته شد كه پرچمشان جمع كنند. به يكي از آنها گفتم امروز پرچم سلطنتي ها را جمع ميكنيد٬ و فردا هم پرچم قرمز من اجازه ندارد بر افراشته شود. در تظاهرات راست ها و سبزها هم چپ ها و كمونيستها هم اجازه سخنراني ندارند. اخيرا هم ميگويند كه شعار "مرگ بر جمهوري اسلامي" "خشونت" است. از دادن اين شعار هم جلوگيري ميكنند.&lt;br /&gt;زمين سياست و فعاليت سياسي در خارج از كشور بكر نيست. جامعه ايران تحزب يافته است و خارج از كشور هم به اين شكل. انسجام فعالين سياسي در گرو زدن اين گراشات فرقه اي و خود محور بيني است. در گرو اين است كه تولرانس و پتانسيل بالايي از فعالين سياسي و احزاب مسئول ايجاد شود. وضع كنوني براي فعالين سياسي و احزاب سياسي قابل دوام نيست. اوضاع بشدت بحراني و پر التهاب كنوني در ايران مساله انسجام هاي مقطعي و درازمدت را ضروري كرده است. همه بر اين امر مهم واقفند. اما عملا هم تلاش سازمانيافته و مسئولانه اي انجام نميگرد. به هر درجه از طرف چپ و كمونيستها فعاليت حزب و جامعه اي گسترش يابد٬ امكان انسجام فعالين سياسي بيشتر فراهم ميشود. انسجام فعالين با اراده و جمع عددي چند نفر با شعارهاي راديكال هم عملي نيست. به هر درجه در سطح سبك كاري و سازمانيابي توده اي را دامن بزنيم٬ امكان اشتياق و اشتها براي انسجام حول شعارهاي راديكال بيشتر ميشود. اگر اين انسجام انجام شود٬ بايد قدرت فراخوان به جامعه٬ بر افكار عمومي در سطح بين المللي موثرتر و جدي تر خواهد٬ شد.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/583016725296739427-2136266785458443422?l=eshterak1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/2136266785458443422/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/12/blog-post_25.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/2136266785458443422'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/2136266785458443422'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/12/blog-post_25.html' title='گفتگوی اشتراک با نسان نودينيان در رابطه با فعاليت در خارج از کشور'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SzVJnrsHQTI/AAAAAAAAE7U/Ai2uDlNgCR8/s72-c/nesan+n.bmp' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-3953214603695071999</id><published>2009-12-18T07:04:00.000-08:00</published><updated>2009-12-18T07:08:37.130-08:00</updated><title type='text'>درباره کنفرانس رزا لوکزامبورگ</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SyuaPDOOrjI/AAAAAAAAE5M/O3M-sgz-tqo/s1600-h/plakat.png"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 203px; FLOAT: left; HEIGHT: 320px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5416592560196857394" border="0" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SyuaPDOOrjI/AAAAAAAAE5M/O3M-sgz-tqo/s320/plakat.png" /&gt;&lt;/a&gt;از سال 1996 کنفرانس بین المللی رزا لوکزامبورگ هر ساله در دومین شنبه ماه ژانویه در برلین برگزار می شود. این کنفرانس به ابتکار مارکسیست های سراسر آلمان و روزنامه مستقل junge Welt (دنیای جوانان) گشایش یافت. فوکوس اصلی سخنرانی ها و بحث هایش در مورد فعالیت های جنیش چپ و احزاب سراسر دنیا و تجزیه و تحلیل اتفاقات سیاسی جهان و همچنین بحث در مورد تحولات و مبارزات سیاسی در آلمان است.&lt;br /&gt;تقریبا 2000 نفر با عقاید گوناگون و از هر رده سنی هر ساله در این کنفرانس گرد هم می آیند تا در مورد نظرات رزا لوکزامبورگ، تئوری چپ و سیاست، تاریخ و حضور جنبش های ضد استکباری و چشم اندازهای تغییرات اجتماعی به بحث و گفتگو بپردازند. سخنرانان و شرکت کنندگان تلاش می کنند تا در یک بحث مقوله های گوناگون سیاسی به جمع بندی کلی برسند. همه آنها متحدانه در جستجوی راههایی برای جلوگیری از توسعه نئو لیبرالیسم خون آشام و طبعا مبارزه با سرمایه داری با اعتقاد به ضرورت چشم انداز سوسیالیستی هستند. شرکت کنندگان در این کنفرانس لزوما با قرائت و نقطه نظرات junge Welt موافق نیستند.&lt;br /&gt;بین مهمانان اصلی بین المللی که برای سخنرانی دعوت می شوند عموما تنها یک سخنران از آلمان حضور دارد. موانع ترجمه همزمان زبانهای مختلف حل شده است و بطور معمول کنفرانس به زبانها انگلیسی، اسپانیولی و آلمانی ارائه می شود. علاوه بر این حدود سی سازمان، حزب و ناشر مختلف به معرفی خود در غرفه اطلاعات می پردازند. در روز بعد از کنفرانس نیز تظاهرات بزرگی به افتخار رزا لوکزامبورگ و کارل لیبکنشت در برلین انجام می شود. بسیاری از شرکت کنندگان از فرصت هر دو روز استفاده می کنند.&lt;br /&gt;کنفرانس رزا لوکزامبورگ توسط روزنامه junge Welt برنامه ریزی می شود و حمایت اتحادیه های کارگری و رسانه ها و احزاب چپ را با خود همراه دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اطلاعات بیشتر در سایت کنفرانس قابل مشاهده است&lt;br /&gt;http://www.rosa-luxemburg-konferenz.de&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/583016725296739427-3953214603695071999?l=eshterak1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/3953214603695071999/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/12/blog-post_18.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/3953214603695071999'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/3953214603695071999'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/12/blog-post_18.html' title='درباره کنفرانس رزا لوکزامبورگ'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SyuaPDOOrjI/AAAAAAAAE5M/O3M-sgz-tqo/s72-c/plakat.png' height='72' width='72'/><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-527172783619627026</id><published>2009-12-15T12:27:00.000-08:00</published><updated>2009-12-30T08:58:26.966-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مصاحبه'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اشتراک'/><title type='text'>گفتگوی اشتراک با حمید پرنیان در رابطه با همجنسگرایی در ایران</title><content type='html'>&lt;blockquote&gt;همجنسگرایی قبل از این که با قرائت دولتی از دین مشکل داشته باشد، با نگرش پدر و&lt;br /&gt;مادرها، دوستان، و همکاران فرد همجنسگرا مساله دارد. یکی از این مساله ها،&lt;br /&gt;مساله ی توجیه و دلیل آوری دینی است. می خواهم بگویم حتی اگر ما دارای قانون&lt;br /&gt;اساسی سکولاری هم باشیم، باز همجنسگرایی با عدم پذیرش روبروست.&lt;/blockquote&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;blockquote&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SyfzHTetfrI/AAAAAAAAE2k/D5kVwq-pfpg/s1600-h/hamid1.jpg"&gt;&lt;/a&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;اشتراک: تشکر می کنیم از حمید پرنیان که این گفتگو را پذیرفت.&lt;/span&gt; &lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Syf0qrFvEtI/AAAAAAAAE28/5vzlJep2BhY/s1600-h/hamid1.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 175px; FLOAT: left; HEIGHT: 228px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5415566090894774994" border="0" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Syf0qrFvEtI/AAAAAAAAE28/5vzlJep2BhY/s320/hamid1.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;حمید پرنیان: من از شما متشکرم، چون به گفتگو نشستن با یک همجنسگرا و شنیدن خواسته های سیاسی-اجتماعی اش به ذهن هر اداره کننده ی یک پایگاه خبری- تحلیلی نمی رسد و بنابراین من دوباره از شما متشکرم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;- اگر می شود ابتدا خودتان را معرفی کنید.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;حمید پرنیان هستم، سردبیر چراغ، نشریه‌ی دگرباشان جنسی ایرانی، و یک همجنسگرا.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;- لطفا در همین ابتدا در رابطه با کلمه ی دگرباشان جنسی که نام نشریه شماست کمی توضیح بدهید.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;دگرباشان جنسی برگردان نسنجیده ی واژه ی queer است. معنی این کلمه در لغت به معنی عجیب و غریب و در ریشه به معنی قطع کردن عرض و گذشتن از عرض است. اما در فرهنگ کوچه بازار انگلیسی زبان ها به عنوان یک ناسزا برای همجنسگرایان به کار برده می شد. بعدها دانش پژوهان امورجنسی از این کلمه برای نامیدن حوزه ی جدیدی در مطالعات جنسی و جنسیتی استفاده کردند.&lt;br /&gt;پس از رواج این واژه و مثبت شدن اش از آن برای نامیدن تمامی تنوع های جنسی استفاده شد. تنوعاتی مانند زنان و مردان همجنسگرا، مردان و زنان دوجنسگرا، ترنس سکسچوال ها، و همه ی کسانی که زندگی جنسی شان با نرم ها و هنجارهای جنسی-اجتماعی جامعه در تضاد قرار دارد.&lt;br /&gt;با این پیش زمینه من به سئوال شما جواب می دهم. دگرباشان جنسی یعنی همه ی کسانی که رفتارها و اندیشه های جنسی شان با رفتارها و اندیشه های غالبی و مشروع جامعه متفاوت است و لزوما مختص همجنسگرایان نیست. اما از آن جایی که همجنسگرایی موضوع روز حقوق بشر است می شود از طریق آزادی رفتار همجنسگرایی به آزادی رفتارهای جنسی نامتعارف دیگر کمک کرد. رفتارهای نامتعارفی که دقیقا مانند همجنسگرایی ناآگاهانه مورد ستم قرار می گیرند. مثل کسانی که دوست دارند در سن بالا ازدواج کنند، زن هایی که عقیم هستند و یا از بچه آوری سر باز می زنند، یا مردان دگرجنسگرایی که از الگوهای غالب مردانه آزار می بینند و دوست دارند برای خودشان مردانگی ای را ایجاد کنند که جامعه نمی پسندد و با آن مخالفت می کند.&lt;br /&gt;بنابراین آزادی همجنسگرایی فقط به معنی آزادی همجنسگرایان نیست. &lt;a name="OLE_LINK2"&gt;&lt;/a&gt;&lt;a name="OLE_LINK1"&gt;آزادی همجنسگرایان، آزادی جنسی همه ی مردم از قیود یا بندهای ناروایی است که سنت و فرهنگ به اجبار به پای آن ها بسته و مانع آزادی آن ها شده است.&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;- خواهش می کنیم کوتاه در مورد واژه ی ترنس سکسچوال توضیح دهید.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;من سکسولوژیست نیستم اما برای نزدیک کردن ذهن شما به پدیده ی ترنس سکسچوال می توانم از جمله ی معروف آن ها استفاده کنم. ترنس سکسچوال های مرد-به-زن می گویند؛ «ما درون مان زنی داریم که در بدن مردانه ی ما زندانی است». این جمله تفاوت همجنسگرایان با ترنس سکسچوال ها را نشان می دهد.&lt;br /&gt;ترنس سکسچوال کسی است که احساس می کند زنی است که به اشتباه تن مردانه دارد و یا مردی است که به اشتباه تن زنانه دارد. آن ها معمولا با عمل تغییر جنسیت مشکل خودشان را برطرف می کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;- با این اوصاف فرق همجنسگرایان با ترنس سکسچوال ها چیست؟&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;همجنسگرایان از تن شان راضی هستند و نیاز به عمل تغییر جنسیت نمی بینند. زن همجنسگرا خودش را یک زن می داند و مرد همجنسگرا خودش را یک مرد. اما مشکل همجنسگرایان این است که جامعه نمی خواهد سبک زندگی جنسی آن ها را بپذیرد. جامعه آن ها را وادار می کند که سبک زندگی دگرجنسگرایان را اختیار کنند و یا این که خودشان را ترنس سکسچوال بدانند و عمل تغییر جنسیت را انجام دهند.&lt;br /&gt;حتما می دانید که سال هاست همجنسگرایی از لیست اختلالات جنسی انجمن روانشناسی آمریکا حذف شده است و همجنسگرایی بیماری نیست. اگر شما اختلال یا مشکلی را در زندگی آن ها می بینید ناشی از جنگ خونینی است که آن ها برای احقاق حقوق خودشان و زیستن بر مبنای نیازهای جنسی و درونی شان دارند. &lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Syfzp5S-8iI/AAAAAAAAE2s/8qlhMt2WJQw/s1600-h/arts_be-like-others_584.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 314px; FLOAT: left; HEIGHT: 177px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5415564978016940578" border="0" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Syfzp5S-8iI/AAAAAAAAE2s/8qlhMt2WJQw/s320/arts_be-like-others_584.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;- آیا واقعا ترنس سکسچوال ها خودخواسته تن به عمل تغییر جنسیت می دهند یا جو اجتماعی و فرهنگی جامعه ناچارشان به این کار می کند.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;این که آن ها احساس می کنند زنی هستند که به اشتباه مرد شده اند و یا مردی هستند که به اشتباه زن، دلیل بر این نیست که بخواهند که تن شان را دستکاری کنند و یا متحمل درد شدید بریدن یکی از اعضای شان بشوند. جامعه ی دگرجنسگرا نمی تواند بپذیرد که یک مرد زنانگی بکند و یک زن مردانگی. بنابراین به اجبار به آن ها القا می کند که یا زن بشوند یا مرد.&lt;br /&gt;پس دوستان ترنس سکسچوال من مجبورند برای حفظ امنیت خودشان و کم کردنِ خطرات زیستن نامعمول تن به این عمل وحشیانه ی تغییر جنسیت بدهند. حال بعضی شان خودخواسته و بعضی ها هم همانطور که اشاره کردید بر اثر اجبار و فشار فرهنگی و اجتماعی.&lt;br /&gt;در واقع ترنس سکسچوال می خواهد به خواهش های زنانه اش (اگر تن مردانه دارد) و به خواهش های مردانه اش (اگر تن زنانه دارد) جواب داده شود اما چون از تنی برخوردار است که اجازه ی بروز و جواب گیری مطلوب را به وی نمی دهد بنابراین وادار می شود تن اش را تغییر بدهد وگرنه هستند ترنس سکسچوال هایی که همچنان در تن خودشان زندگی می کنند و در جواب گرفتن خواهش های شان کامیاب هستند.&lt;br /&gt;پس این ذهن دگرجنسگرای جامعه است که آن ها را وادار می کند خودشان را تغییر دهند. دقیقا همین جا می توان تفاوت ظریف ترنس سکسچوال و همجنسگرا را فهمید. همجنسگرا در همین تنی که هست به خواسته های اش جواب داده می شود اگرچه پنهانی و در پستو. اما هر دو متحمل سختی ها و دشواری های زیست اجتماعی هستند.&lt;br /&gt;حرف اصلی من این است که انسان ها باید آزاد باشند تا خودشان سبک زندگی خودشان را انتخاب کنند و هیچ چیزی آن ها را وادار به هیچ کاری نکند. البته من به اخلاق معتقدم و اصل را بر این می گذارم که آزادی من آزادی شما را محدود نکند و بالعکس.&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;- اشاره کردید به این که «... آزادی همجنسگرایان، آزادی جنسی همه ی مردم از قیود یا بندهای ناروایی است که سنت و فرهنگ به اجبار به پای آن ها بسته و مانع آزادی آن ها شده است.» و هم چنین در جای دیگر از این صحبت کردید که به اخلاق معتقدید. آیا فکر نمی کنید که اخلاق موجود در هر جامعه ای وابسته به همان سنت و فرهنگ است و اگر به این موضوع باور دارید چگونه به این تناقض پاسخ می دهید.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;من زمانی که از اخلاق صحبت کردم به اخلاقی اشاره کردم که آزادی من آزادی تو را محدود نکند و بالعکس. این اخلاق در تضاد کامل با اخلاق ادیان ابراهیمی قرار می گیرد. بنابراین منظور من از اخلاق، اخلاق غالب جامعه نیست. اگر قرار باشد بر اساس اخلاق غالب جامعه داوری کنیم پس نیازمند تغییر نیستیم. همان طور که می دانید جنبش آزادی همجنسگرایان کاملا غربی و مدرن است و بنابراین اخلاقی که مستلزم این نگرش اجتماعی است باید غربی و مدرن باشد.&lt;br /&gt;خوشبختانه مردم ایران بعد از تحمل انواع استبدادهای فرهنگی و سیاسی و اجتماعی متوجه ی نابودی ارزش های فردی شده اند. بنابراین وقتی من از اخلاق حرف می زنم همسو با اخلاقی صحبت می کنم که جامعه ی کنونی ایرانی مطالبه اش می کند. اخلاقی که ارزش ها و آزادی های فردی را مد نظر دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;- می خواهم در ارتباط با شکل رابطه ای که ممکن است بین ادیان مختلف و خصوصا اسلام و همجنسگرایی داشته باشد صحبت کنید.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;تفسیر غالب هر دینی، به خصوص دین اسلام، همجنسگرایی را طرد می کند و شدیدترین و خشن ترین مجازات را برای آن قائل است. اما من بر خلاف برخی از دوستان که دین را یک چیز ثابت و غیرتاریخی می دانند به این باور دارم که تفسیرهای ما از گزاره ها و دستورات دینی، کاملا تاریخی و عصری است. و همانگونه که تاریخ دین اسلام و به خصوص فقه اسلامی نشان داده، که مستعد سازگارکردن خودش با نیازهای جامعه است، بنابراین می شود به امکان پذیرش همجنسگرایی از سوی دین اسلام هم اندیشید.&lt;br /&gt;امکان دارد گفته شود که منع آشکارِ همجنسگرایی که در قرآن و فقه آمده راه را برای چنین تفسیر خوشبینانه ای می بندد. شما را ارجاع می دهم به گفتمان های جدیدی که در این زمینه پدید آمده است، به ویژه مقاله ی چشمگیر آقای نراقی با عنوان «جایگاه همجنسگرایی در اسلام».&lt;br /&gt;ایشان در این مقاله با ارائه ی نگرشی نو به داستان لوط پیامبر و قوم اش پایه های این امکان خوشبینانه را بنا می کند. آقای نراقی در این مقاله نشان می دهد که حتی منظور خداوند از قوم لوط که آشکارا زن ها را رها کردند و خودشان را با مردها ارضا می کنند همجنسگرا نیست. چرا که لوط پیامبر دختر خودش را به مردم پیشنهاد می دهد و درخواست می کند دست از سر مردانی که مهمان اش بودند بردارند. همین نشان می دهد که قوم لوط نه تنها همجنسگرا نبودند بلکه از طریق تجاوز جنسی نیازهای خودشان را برطرف می کردند.&lt;br /&gt;حالا اگر ما کانون گزاره های همجنسگراستیزانه ی دین اسلام را خراب کرده باشیم می توانیم ادعا کنیم که تفسیر قبلی تفسیرهای نادرستی بودند و در تفسیر جدید همجنسگرایی می تواند با دین اسلام سازگار باشد. بنابراین همان طور که می بینید تفسیرها کاملا سیاسی و وابسته به هنجارهای اجتماعی و فرهنگی است. این، امکانِ «تفسیرهای» مرکزستیز را فراهم می کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;- اگرچه سئوال مربوط به اسلام و ادیان را من پرسیدم اما با توضیح شما این سئوال به وجود آمده که چرا زمانی که به گفته ی خودتان جامعه ی ایران به سمت ارزش ها و آزادی های فردی برگشته است لازم است تا در این مورد این قدر تفکر کنیم و تلاش کنیم تا این دو را – یعنی اسلام و همجنسگرایی – با هم سازگار کنیم.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;تو این را قبول داری که جامعه ی ما یک جامعه ی اسلامی است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;- خب به درجه ای شاید این چنین باشد. اما من تنها می خواهم تا این تناقض را توضیح بدهید.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;در واقع من می خواستم به همین اشاره کنم که تناقضی در کار نیست؛ وقتی ما قبول داشته باشیم که جامعه ی ما یک جامعه ی دینی است و همین جامعه بعد از گذشتن از مراحل تاریخی به ضرورت احترام به آزادی ها و ارزش های فردی رسیده و همان طور که قبلا گفتم دین یک چیز ثابت نیست بلکه تاریخمند و متغیر است، پس می توان به این فکر کرد که جامعه ی ایران مانند جوامع اسلامی مدرن دیگر به بازنگری به باورهای دینی اش رسیده است ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;- خب اگر به این بازنگری به باورهای دینی اش رسیده ، باز من می پرسم چرا این نیاز وجود دارد؟ یعنی اگر مردم ایران آن نگرش های متحجرانه ی دینی را کنار گذاشته اند چه نیازی است که باز هم به اسلام برگردیم و بخواهیم تا آن را با همجنسگرایی سازگار کنیم؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;بحثِ بازگشت به دین اسلام نیست. آزادی های فردی که قبلا اشاره کردم درباره ی آزادی دین هم صدق می کند. بله، اگر مردم ایران به اتفاق خواستار حذف کامل دین از عرصه ی اجتماعی باشند ظاهرا دیگر بحث سازگاری دین و همجنسگرایی دین مطرح نیست. اما وقتی دین به عنوان یک حق فردی مطرح است همجنسگرایی نیاز دارد برای پذیرفته شدن خودش در دین تلاش کند.&lt;br /&gt;همجنسگرایی قبل از این که با قرائت دولتی از دین مشکل داشته باشد، با نگرش پدر و مادرها، دوستان، و همکاران فرد همجنسگرا مساله دارد. یکی از این مساله ها، مساله ی توجیه و دلیل آوری دینی است. می خواهم بگویم حتی اگر ما دارای قانون اساسی سکولاری هم باشیم، باز همجنسگرایی با عدم پذیرش روبروست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;- بسیار خب! می پردازیم به موضوعی دیگر. می خواهم بدانم که آیا هیچ نزدیکی ای با جنبش های اجتماعی ای که در ایران در جریان است احساس می کنید؟ جنبش هایی از قبیل جنبش زنان، کارگران، دانشجویان و ...&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;مسلما بله. خوشبختانه مطالبات جدید جنبش ها، به خصوص جنبش دانشجویی و جنبش زنانِ بیرون از کشور، آزادی و احقاق حقوق همجنسگرایان را مد نظر قرار داده است. اما متاسفانه گفتمان آن ها به گفتمان رایج و غالب تبدیل نشده است. این تا حدودی به دلیل عدم توانایی همجنسگرایان برای آشکار کردن و بیان مطالبات شان است و تا حدودی به خاطر عدم توجه و ناهشیاری جنبش هایی است که ماشین مطالبات مدنی را به پیش می برند. این دو در رابطه ای قرار گرفته اند که هم دیگر را تقویت می کنند، یعنی عدم توانایی همجنسگرایان برای آشکارسازی ناآگاهی پیکره ی جنبش های مدنی را باعث می شود و دومی اولی را تشدید می کند. ما نیازمند شکستن این چرخه ی بازدارنده هستیم. &lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Syfz0YNuTgI/AAAAAAAAE20/1VWX8R5wYdY/s1600-h/Iranian-gays.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 314px; FLOAT: left; HEIGHT: 183px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5415565158115069442" border="0" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Syfz0YNuTgI/AAAAAAAAE20/1VWX8R5wYdY/s320/Iranian-gays.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;- آیا مطالبات تان را در مدل سیاسی-اقتصادی خاصی برآورده می بینید؟ یعنی مدل سیاسی-اقتصادی خاصی در حال حاضر وجود دارد که بتواند مطالبات شما را برآورده کند؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;فکر می کنم آزادی جنسی-فردی بنیاد خواسته ها و مطالبات جنبش همجنسگرایی است. هر سیستم اقتصادی-سیاسی ای که این اجازه را به افراد جامعه بدهد مسلما دگرباشان جنسی در آن وضعیت خودشان را آزاد و رها از ممنوعیت هایی می بینند که پیش تر تجربه کرده اند. اما خودپیداست که آزادی جنسی در سیستمی متبلور می شوند که به آزادی فردی احترام قائل است. آزادی های سیاسی، اقتصادی، جنسی، دینی، و ... در یک شبکه ی درهم تنیده ای با هم ارتباط تنگاتنگ دارند. یعنی نمی شود به جامعه ای فکر کرد که از آزادی های سیاسی و اقتصادی برخوردار باشد و در زمینه ی جنسی شاهد نادیده گرفتن آزادی های فردی باشیم.&lt;br /&gt;من فکر می کنم آزادی های جنسی مرحله ی متکامل نظام های سیاسی-اقتصادی معاصر باشد. یعنی هر نظامی که بکوشد تا ممنوعیت ها و محدودیت های فردستیزانه ی جنسی را از بین ببرد مترقی تر و مطلوب تر است. مسائل جنسی، آینه ای از مسائل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی یک جامعه است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;- آیا با جنبش سبز که اکنون شکل گرفته است و جامعه را در مرحله ی یک دگردیسی اجتماعی قرار داده است احساس مشترکی دارید؟ آیا به این جنبش اجتماعی اهمیتی می دهید یا خیر؟&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;خوشبختانه هنوز مطالبات این جنبش به طور صریح بیان نشده است. یعنی برخی می گویند تنها قدرت گیری اصلاح طلبان هدف این جنبش است و برخی دم از تغییر نظام و قانون اساسی می زنند. اما من فکر می کنم مردم بار دیگر استبداد را تجربه کردند و خواستار رهایی از این وضعیت و پیداکردن یک جایگزین سیاسی هستند.&lt;br /&gt;پذیریش بی درنگ و بلافاصله ی همجنسگرایی در مطالبات این جنبش بسیار دور از نظر است. مردم اگرچه بر ضرورت آزادی های فردی و زدودن استبداد از زندگی اجتماعی شان پی برده اند اما هنوز باورهای نادرستی درباره ی آزادی های جنسی و همجنسگرایی دارند. حتی اگر آغازگران این جنبش از اندیشه های سکولار هم برخوردار بودند باز ما با مساله ی عدم پذیرش همجنسگرایی روبرو بودیم به این خاطر که – همان طور که قبلا اشاره کردم – جنبش های مدنی در ایران هنوز حقوق همجنسگرایان را در دوردست ترین سطوح مطالبات مدنی می بینند.&lt;br /&gt;بنابراین اگر این جنبش سبز حرفی از همجنسگرایی هم به میان نیاورد کاملا طبیعی به نظر می رسد، چرا که هنوز هم مردم و هم اکثریت فعالان سیاسی و حقوق بشر عینیت ستم و فشاری که ساختار دگرجنسگرازده ی کنونی بر فرد فرد دگرباشان جنسی وارد می کند را درک نمی کنند.&lt;br /&gt;ما نیاز داریم که اهمیت حقوق دگرباشان جنسی را به این فعالین و مردم اثبات کنیم و این رسالت متقابل دگرباشان جنسی و فعالینی است که با حقوق دگرباشان جنسی همدلی دارند. برای نمونه در طرح پیشنویس قانون اساسی نوین ایران که توسط حقوقدانان سبز در دست تهیه است این چالش تجسم پیدا کرده و می تواند یکی از نقاطی باشد که نوید آزادی دگرباشی جنسی را بدهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;- در انتها به ما بگویید که آیا از جریان پرونده ی قضایی سه همجنسگرایی که حکم اعدام برای شان صادر شد اطلاع و خبری دارید یا خیر؟&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;بله، متاسفانه خبر دستگیری و زندانی کردن و نهایتا صدور حکم اعدام این سه تن که ظاهرا از چند سال پیش مراحل قضایی اش را طی کرده بود از سوی سازمان دیده بان حقوق بشر – هرچند دیر اما - مطرح شد. خوشبختانه یکی از این سه، نعمت صفوی، حکم اعدام اش به دادگاه تجدیدنظر رفته و مضطربانه منتظر اعلام رای این دادگاه هستیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;- لطفا به ما بگویید در صورتی که خوانندگان ما علاقمند باشند تا به نشریه ی شما یا رسانه های دیگرتان دسترسی داشته باشند باید به کجا مراجعه کنند؟&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;سایت چراغ، نشریه ی دگرباشان جنسی ایرانی&lt;br /&gt;&lt;a href="http://blog.irqo.org/" target="_blank"&gt;http://blog.irqo.org/&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;و همچنین می توانید برای خواندن وبلاگ های دگرباشان جنسی ایرانی به این آدرس مراجعه کنید:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.khanehonar1.blogspot.com/"&gt;http://www.khanehonar1.blogspot.com/&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/583016725296739427-527172783619627026?l=eshterak1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/527172783619627026/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/12/blog-post_15.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/527172783619627026'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/527172783619627026'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/12/blog-post_15.html' title='گفتگوی اشتراک با حمید پرنیان در رابطه با همجنسگرایی در ایران'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Syf0qrFvEtI/AAAAAAAAE28/5vzlJep2BhY/s72-c/hamid1.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-1968538499059162058</id><published>2009-12-11T06:25:00.000-08:00</published><updated>2009-12-11T12:20:29.394-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مصاحبه'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اشتراک'/><title type='text'>زیتون در گفتگو با اشتراک از وبلاگستان میگوید</title><content type='html'>&lt;a href="http://z8un.com/"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 318px; FLOAT: left; HEIGHT: 320px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5413985691120767730" border="0" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SyJXTTJNEvI/AAAAAAAAE1c/R2BvYYqGfi0/s320/DSC00036.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;- در ابتدا می خواستم سوالات را از خود شما و وبلاگتون شروع کنم، از کی وبلاگ نویسی را شروع کردید؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من از 25 شهریور 1381 وبلاگ می نویسم.&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;- اصلی ترین هدفتون از وبلاگ نویسی چیست ؟ و وضعیت وبلاگ نویسان و امنیت آنها در ایران چگونه است؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فکر می کنم مثل بقیه بلاگر ها یکی از هدف های وبلاگ نوشتنم این بود که خیلی حرفها را که نمی شد در اجتماع زد می شد در وبلاگ نوشت و کلی هم عقیده و هم صحبت پیدا کرد. این مسئله خودش به تنهایی خیلی لذت بخش بود.&lt;br /&gt;دلیل دیگرم این بود که فکر می کردم عقایدی دارم که دوست دارم در مردم اشاعه بدم مثل احترام به محیط زیست, احترام به عقاید گوناگون و ترویج مهربانی و جسارت اعتراض به بی عدالتی ها و گاهی نشان دادن زشتی اشتباه های فرهنگی خودمان... این ها را با مثال های عینی که در دور و برم اتفاق می افتد به طور غیر مستقیم بگویم. &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;- چرا وبلاگ نویسان ایران به سمت تشکل یابی پیش نمی روند؟ مثلا در چند سال پیش کانون به نام پنلاگ تشکیل شد که جمعی از وبلاگ نویسان ایران در آن کانون متشکل شده بودند، تحلیل شما از روند شروع و پایان کار پنلاگ چیست ؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وبلاگ نویس ها جدا از مردم ایران نیستند. هنوز مردم ایران در کارهای فردی بسیار موفق تر از کارهای حمعی هستند. خیلی از ما هنوز روح جمعی را درک نمی کنیم و دوست داریم در جمع حرف ما به کرسی بنشیند , این ما باشیم که در جمع شاخص باشیم, ما سخنگو باشیم, ما در جمع برنده باشیم و بقیه پله برای ما و بازنده. به خاطر همین خیلی از جمع ها از هم پاشیده می شوند.&lt;br /&gt;با اینکه در جمع بلاگرها افراد روشنفکر و فرهیخته زیاد است اما باز متاسفانه روحیه فردگرایی غلبه دارد.&lt;br /&gt;موضوع دیگر, سیاسی بودن یا شدن تمام مسائل , در ایران است.&lt;br /&gt;متاسفانه پن لاگ هم از این قاعده مستثنی نبود. با اینکه اغلب تشکیل دهندگان این گروه افراد بسیار دلسوز و فعال و انسان دوستی بودند اما بعدا" با بزرگ شدن گروه( که خیلی هم سریع بین بلاگرها محبوب شد) به بحث های متعدد فرسایشی در ای میل ها انجامید.&lt;br /&gt;عقاید سیاسی گوناگونی در پن لاگ بود یکی برانداز بود یکی اصلاح طلب, یکی مجاهد بود دیگری چریک فدایی سابق و دیگری سلطنت طلب . یکی حکمتیست بود و ضد مذهب و آن یکی مذهبی. یکی خارج کشور زندگی می کرد و بی پروا می خواست به دولت بتازد و دیگری ساکن ایران و دارای شغل دولتی .&lt;br /&gt;و تا آنجایی که ای میل ها را می خواندم هر چه می گذشت توافق اعضاء کمتر می شد. یکی می گفت برای اعدام شدن فلان زندانی بیانیه بدهیم آن یکی می گفت اعدام مثلا قاچاقچی یا قاتل و یا دارای عقاید سیاسی مخالف ما مثلا حکمتیست یا مجاهد به ما ربطی ندارد. دیگری می گفت برای فلان بلاگر که می گوید بچه اش را شوهرش دزدیده بیانیه بدهیم وگرنه من عضویتم را لغو می کنم, دیگری می گفت ما از کجا بفهمیم که راست گفته در ثانی پنلاگ سیاسی است. فکر کنید برای بعضی بحث ها تا هزار ای میل رد و بدل می شد&lt;br /&gt;خیلی از کسانی که وبلاگشان از نظر حکومت هیچ مشکلی نداشت. مثلا وبلاگ تخصصی بود یا وبلاگ شخصی روزانه, نمی خواستند هیچ وارد سیاست شوند, ترسیدند و از عضویت انصراف دادند. نمی خواستند وبلاگشان بسته یا خودشان دستگیر شوند و یا از کار اخراج شوند.&lt;br /&gt;خیلی ها ترجیح دادند که دیگر این نامه های جدلی دیگر به دستشان نرسد. من خودم وقتی دیدم قضیه در ای میل ها به تهمت به همدیگر یا تهمت به مزدوری رژیم یا توهین به عقاید هم رسیده و سر یک اطلاعیه دادن چقدر اصرار دارند میخ خودشان را بکوبند, دیگر نخواندمشان. راستش وقت زیادی هم نداشتم. به سختی به وبلاگ خودم و نظرخواهی و ای میل های شخصی ام می رسیدم.&lt;br /&gt;یک عده خیلی تلاش کردند پن لاگ در مسیر سالم خودش بماند و خیلی وقت و نیرو صرف کردند که همه را به آشتی و صلح فرابخوانند و سر اطلاعیه ها زیاد مته به خشخاش نگذارند ولی خوب, متاسفانه نشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;- اتفاقات اخیر ایران را چگونه می بینید ؟ آیا این اتفاقات تمام شده و ج.ا به روند سیاست های خود بازمیگردد ؟ یا این اتفاقات اجتماعی و سیاسی مسیر دیگری را در تاریخ ایران رقم خواهد زد ؟ نقش وبلاگ نویسان در این تحولات چگونه بود ؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اتفاقات اخیر ایران خیلی شوک آور در ضمن جالب و امیدوار کننده است و مطمئنا همینطور ادامه خواهد داشت. هر چه می گذرد خواسته های مردم بیشتر و منطقی تر می شود. تازه می فهمند در این سی سال چه ها بر سرشان آورده اند. جسارتشان بیشتر شده و هر چه می گذرد راه اتحاد و انسجام و گفتگو را یاد می گیرند. جمهوری اسلامی امکان ندارد بتواند به دوران قبل برگردد. خیلی از پرده ها افتاده و شکاف های عمیقی در درون خود حکومت به وجود آمده که قابل ترمیم نیست و جناح حاکم راهی برای بقا به نظرش نمی رسد به جز سرکوب. و سرکوب هم هر چی بیشتر می شود مردم نیاز به اتحاد با هر عقیده و مرامی را بیشتر حس می کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وبلاگنویسان در این میان نقش بسیار تعیین کننده ای ایفا کرده اند و می کنند.&lt;br /&gt;از روز اول, از طریق همین وبلاگ ها بود که بسیاری از دزدی ها و جنایت های جناح حاکم افشا شد. از طریق همین وبلاگ ها برای تجمع ها تبلیغ می شد و بعد تظاهرات از طریق همین وبلاگ ها به صورت لحظه به لحظه گزارش می شد. و از همین طریق شعارها و پوسترها و عکس ها و فیلم ها به سرعت در میان مردم رفت.&lt;br /&gt;اگر در تظاهرات کسی دستگیر یا زخمی می شد دوستش سریعا اسم و عکسش را در وبلاگش می گذاشت. وبلاگ ها به بهترین نحو به مثابه یک شبکه جهانی سراسری عمل کردند و اخبار سایت ها و رسانه های معروف حتی تلویزیون های خارج از کشور هم از طریق همین وبلاگ ها تأمین می شوند. تعداد زیادی از بلاگرها تبدیل شده اند به خبرنگاران فعال همین رسانه ها.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;- با توجه به فیلترینگ شدید اخیر در ایران، وبلاگ نویسان تا چه حد توانسته اند اخبار را به بدنه اجتماع برسانند؟ سرعت خبررسانی را چطور می بینید؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باید بگویم فیلترینگ دولتی روی وبلاگنویسی در نتیجه خبر رسانی تأثیر های سویی داشته. وبلاگهای زیادی فیلتر هستند. وبلاگ خود من چند سال است که بدون آنتی فیلتر باز نمی شود. خیلی ها عطای وبلاگخوانی را به لقایش بخشیده اند.&lt;br /&gt;ولی خوشبختانه از همان روز اول مدام آنتی فیلترهایی توسط متخصصین مبارز و طرفدار آزادی بیان ساخته می شود .برای من جالب است بعضی از کسانی این آنتی فیلترها را برای من می فرستند با عقاید من موافق نیستند اما می گویند دوست نداریم صدای هیچ بلاگری خاموش بشود.&lt;br /&gt;نوشته ها, عکس ها و فیلم هایی که در وبلاگ ها گذاشته می شود به سرعت به وسیله ای میل, کپی روی کاغذ و بلوتوث بین مردم پخش می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دولت مدت زیادی است که به قدرت وبلاگ ها پی برده و هزینه بسیار بالایی برای ناکارآمدکردن آنتی فیلترها می دهد. همانطور که برای پارازیت انداختن روی امواج تلویزیون های ماهواره ای می دهد... و گاهی موفق می شود. اما سازندگان آزادی خواه آنتی فیلتر که ساکن جای جای کره زمین هستند دست از کار نمی کشند و ورژن های بالاتری می سازند.&lt;br /&gt;هر تجمعی که قرار است انجام بگیرد از چند روز قبل دولت تمام هم و غم خود را برای عدم دسترسی مردم به اینترنت, اس ام اس و موبایل می گذارد و می ّبینیم چند روز قبل از تجمع تا چند روز بعد برای اینکه اخبار به گوش مردم نرسد اینترنت حتی قطع می شود که مثلا فیلمها و عکس ها و خبرها ثبت نشود. اما خوشبختانه عده ای راهش را پیدا کرده اند و خبر ظرف چند دقیقه به تمام دنیا می رسد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;- با توجه به اینکه شما تحولات جنبش زنان را دنبال می کنید، و جز یکی از وبلاگ نویسان زن ایران شناخته می شوید، نقش زنان را در اعتراضات اخیر پس از انتخابات ایران چگونه می بینید؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زنان در تحولات اخیر نقش بسزایی داشتند. وقتی سی سال آزگار هیچکس جرأت نداشت به حکومت انتقادی بکند, فوقش می توانست بگوید فلان قانون اساسی را – که خودتان نوشته اید- چرا درست اجرا نمیکنید یا فلان عضو حکومت چرا رانت خواری می کند, و یا... تازه گوینده یا نویسنده اش را فوری دستگیر و زندانی می کردند و روزنامه ای که این خبر را منتشر کرده بود علت می بستند.&lt;br /&gt;در چنین موقعیتی زنان آمدند گفتند ده ماده از قانون اساسی باید کلا عوض شود!&lt;br /&gt;اوائل حکومت احساس خطر نمی کرد.&lt;br /&gt;لابد با خنده پیش خودشان می گفتند ببین چطور زنان از هوودار شدن می ترسند. بگذاریم جیغ جیغ خودشان را بکنند تا آرام شوند, ما کار خودمان را می کنیم.&lt;br /&gt;ما زنان هم که می دیدیم دستمان تا حدودی باز است به طور وسیعی فعالیتمان را برای آگاهی دادن, جسارت بخشیدن و امیدوار کردن زنان شروع کردیم.(البته همه می دانیم که جنبش زنان سالهای سال است جریان دارد- درست از روزی که مردسالاری شروع شد- منظورم وبلاگ نویسی زنانه و جنبشهای جوانی مثل کمپین یک میلیون امضاست)&lt;br /&gt;زنانی که این مطالب را می خواندند می رفتند در بین اعضای خانواده مطرح می کردند و مردها هم جرأت پیدا می کردند که پس می شود چیزهایی را تغییر داد.&lt;br /&gt;شما اگر روزهای راهپیمایی به خیابان بیایید می بینید اول این زنان هستند که از چندین ساعت قبل دسته دسته با چهره هایی بشاش و امیدوار در محل حاضر می شوند و تعدادشان گاهی تا دو برابر مردان می رسد. شاید یکی از دلایلش این باشد که در این سی سال به سبب قوانین تبعیض آمیز به زنان بسیار سخت تر گذشته.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;- جمله ای این روزها دوباره بر سر زبانها افتاده است که "انقلاب آتی ایران یک انقلاب زنانه ست" مولفه های این جمله تا چه حد در جامعه حال حاضر ایران قابل مشاهده است؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;این موضوع در شروع جنبش کاملا حس می شد و حقیقت داشت. زنان حرف هایی داشتند که سالها در گلویشان مانده بود و داشتند خفه می شدند. پشتیبانی زنان دیگر و همینطور گوش شنوای مردان آزاد اندیش خیلی دلگرممان کرد.&lt;br /&gt;اما خوشبختانه هر چه می گذرد می بینیم زنان و مردان دوش به دوش هم دارند مبارزه می کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;- فیدبک کلی خوانندگان وبلاگ تان در مدت پس از انتخابات ایران چگونه بوده است؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;چون در تمام این هفت هشت سال بیشتر مطالب گزارش گونه و از اتفاقات واقعی می نوشتم خیلی از خواننده های قدیم و جدید برای خواندن در مورد وقایع اخیر به وبلاگ های من و بقیه بلاگرها می آیند و فعالانه در بحث ها شرکت می کنند. همه باهم تبادل نظر و همفکری می کنیم. جرقه ی خیلی از خلاقیت های استفاده شده در جنبش توسط خواننده های وبلاگستان زده شده و ادامه پیدا کرده.&lt;br /&gt;با اینکه به طور واضح یک عده از طرف حکومت مأمورند فضای نظرخواهی ها را متشنج کنند اما چون دستشان رو شده, مردم اینترنت باز هوشیارانه بازی نمی خورند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;- آیا تناقضات سیاسی و اجتماعی ج.ا دلیل اصلی اعتراضات بوده است یا صرف تقلب در انتخابات ایران؟&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;راستش دیگر مردم جان به لب شده بودند و در چهار سال ریاست حمهوری احمدی نژاد این عصبانیت و نفرت به اوج خودش رسیده بود .&lt;br /&gt;قبل از تقلب هم می دیدیم که مردم از ده شب قبل از انتخابات ریاست جمهوری شب ها تا صبح در خیابان ها می ایستند, بحث می کنند, شادمانی و پایکوبی می کنند که حداقل جناح راست یا جناح محافظه کار قرار است برود.&lt;br /&gt;در این سی سال, به جز در موارد برنده شدن در فوتبال, سابقه نداشت مردم به خاطر مسائل سیاسی و انتخابات اینطور هیجان زده و امیدوار در خیابان ها بریزند.&lt;br /&gt;اما عمل بی خردانه "تقلب" خشم مردم را به شدت برانگیخت و باعث شد مردم قدمهایی فراتر از درخواست عوض شدن رئیس جمهور بگذارند و به تمام بیعدالتی ها و تبعیض ها و جنایات و زورگویی های آنان در این سی سال اعتراض کنند.&lt;br /&gt;شعارهای هر شبه مردم روی پشت بام ها که تا ماهها ادامه داشت فقط به تقلب اعتراض نمی کرد بلکه کم کم به اعتراض به کل نظام تبدیل شد و هر چه می گذرد شعارها پیشرفته تر و اساسی تر می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;- با تشکر که این مصاحبه را پذیرفتید، هر نکته ای دارید در پایان ذکر کنید.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;من هم از شما تشکر می کنم. هم از شما و هم از تمام سایت های اینترنتی که بی وقفه از مبارزات مردم ایران پشتیبانی میکنید و با گذاشتن مطالبی مفید باعث ارتقای فکری و دانش و دلگرمی مردم می شوید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;zeitoon@gmail.com&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;http://z8un.com&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;December 2009 &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/583016725296739427-1968538499059162058?l=eshterak1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/1968538499059162058/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/12/blog-post.html#comment-form' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/1968538499059162058'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/1968538499059162058'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/12/blog-post.html' title='زیتون در گفتگو با اشتراک از وبلاگستان میگوید'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SyJXTTJNEvI/AAAAAAAAE1c/R2BvYYqGfi0/s72-c/DSC00036.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-2074242418389020853</id><published>2009-12-06T05:47:00.000-08:00</published><updated>2009-12-06T10:21:32.326-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اشتراک'/><title type='text'>16 آذر و حاکمیتی وحشت زده</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sxu2Uqf49_I/AAAAAAAAEsA/LKszfg6QI4k/s1600-h/IMG_3643.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 320px; FLOAT: left; HEIGHT: 240px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5412119843337467890" border="0" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sxu2Uqf49_I/AAAAAAAAEsA/LKszfg6QI4k/s320/IMG_3643.jpg" /&gt;&lt;/a&gt; تا پیش از این و هر زمانی که حکومت های مستبد و وابسته به دستگاه های نظامی و پلیس سر کار آمده اند ، دائما ترس از کسانی که آگاهی بیشتری نسبت به شرایط کشور و اوضاع عمومی در دنیا داشته اند و در واقع به واسطه ی قرار گرفتن در یک محیط علمی، می توانستند علل و ریشه بسیاری از نابرابری ها ، تبعیض ها و حتی سیستم های اجتماعی و اقتصادی حاکم را درک کنند ، وجود داشته است.&lt;br /&gt;16 آذر سال 1332 نقطه ی عطفی در تاریخ شده است که خشونت را عریان علیه این قشر نشان داد و منجر به کشته شدن سه دانشجو شد . واهمه ی حاکمیت در آنزمان و شجاعت دانشجویانی که به درکی از حقیقت در آن دوران نائل گشته بودند و راه درست مبارزه را برای اثبات و به کرسی نشاندن حقوق مردم اتخاذ کرده بودند موجبات یک چنان حاثه ای را فراهم کرد. خوشبختانه سنت مبارزه بر علیه هر سیستمی که بر پایه ی تمامی نابرابری ها و ظلم و تبعیض و خشونت بر پا شده باشد ، برای دانشجویان و خصوصا در این روز همچنان زنده است.&lt;br /&gt;امسال در حالی 16 آذر برگزار خواهد شد که فضای وحشت زده ای که سالهای پیش در جامعه حکمفرما بود ، اکنون رخت بر بسته است. سلسله ی فشارها و دستگیری ها بر فعالین دانشجویی بیشتر شده است و تعداد زیادی از آنها در زندان بسر می برند ، اما این در حقیقت تلاشی است بازگوکننده ی یک وحشت . نه وحشتی که حاکم باشد بلکه حاکمیتی است وحشت زده.&lt;br /&gt;16 آذر اکنون بیش از گذشته اهمیت یافته است و این بدان دلیل است که آرام آرام گروه ها و طبقات مختلف در جامعه ناچارند خود را اکنون در دو جناح حاکمیت و شاید فردا در چندین گروه و دسته ی سیاسی تعریف کنند و همین اجتماعات ، میتینگ ها و البته کش و قوسهای خیابانی است که تاثیر گذار و تعیین کننده خواهد بود. روز دانشجو نیز اکنون به یکی از همین روزهایی تبدیل شده است که می تواند در برگیرنده ی نه فقط دانشجویان بلکه تمامی کسانی باشد که نه تنها پرده هایی از خشونت را لمس کرده اند و موقعیت شان را کشف کرده اند ، بلکه آماده اند تا حقوق خود را از سیستمی که جز سرکوب و کشتار عایده ای نداشته است ، پس بگیرند.&lt;br /&gt;روی دیگر این روز مهم برای دانشجویان این است که چگونه از روی دو جناحی که در بالا و در پایین به دو قطب تقسیم شده اند گذر کند. گذر از این دو جناح نه صرفا به جهت خواستگاه سیاسی هر یک در حال حاضر و پیشینه و عقبه ی سیاسی شان در گذشته ، بلکه خصوصا به این دلیل است که دانشگاه همچنان باید به عنوان یک سنگر مستحکم در برابر تعرضات کلیت جمهوری اسلامی به حقوق مردم باقی بماند . اگر این یک شرط لازم الاجرا نباشد ، اما پیش شرطی است برای عدم تکرار اشتباهات. ترسیم خطوط اساسی این چنین راه کاری ، شاید در شرایطی که اکثریت جامعه خود را به پشت سبز ها و موسوی رسانده اند ، دشوار باشد اما یقینا می توان و می بایست جستجو کرد.&lt;br /&gt;16 آذر در دانشگاه هر ساله با شعارهایی که حکایت از حمایت دانشجویان از مبارزات کارگران و زنان داشت همراه بود و امسال شاید بطور واقعی بتواند حمایت اش را از جنبش کنونی و در جریان در ایران نشان دهد. حمایت دانشجویان از هر گروه و طبقه ای نمی تواند وابسته به کش و قوس خاصی در دانشگاه باشد ، مگر کش و قوسهایی مشخصا سیاسی. نمی توان مفید یا مضر بودن این چنین حمایت هایی را بدوا تشخیص داد اما می توان گفت که بنا به یک خواست نهایی و هدف عالی می بایست آنرا در مسیری گذارد که منجر به آزادی و برابری برای تمامی انسانها در جامعه باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نشریه الکترونیکی اشتراک&lt;br /&gt;16 آذر 1388&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/583016725296739427-2074242418389020853?l=eshterak1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/2074242418389020853/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/12/16.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/2074242418389020853'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/2074242418389020853'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/12/16.html' title='16 آذر و حاکمیتی وحشت زده'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sxu2Uqf49_I/AAAAAAAAEsA/LKszfg6QI4k/s72-c/IMG_3643.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-6990273935091932023</id><published>2009-11-23T15:43:00.000-08:00</published><updated>2009-11-23T15:54:47.029-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اشتراک'/><title type='text'>توضیحی کوتاه درباره مصاحبه اشتراک با فعالین چپ دانشجویی</title><content type='html'>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Swsf1tMpv4I/AAAAAAAAEkg/lI8bIhmyAcI/s1600/6252_100449376636543_100000144430965_10841_3005626_n.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 250px; FLOAT: left; HEIGHT: 400px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5407450785114603394" border="0" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Swsf1tMpv4I/AAAAAAAAEkg/lI8bIhmyAcI/s400/6252_100449376636543_100000144430965_10841_3005626_n.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;سایت اشتراک مصاحبه هایی را با برخی فعالین چپ دانشجویی در ماه گذشته صورت داد که لازم دیده ایم تا در رابطه با این مصاحبه ها این توضیحات تکمیلی را بیافزاییم.&lt;br /&gt;همانطور که از روند سوالات مشخص بود این مصاحبه ها با این هدف صورت داده شد تا بدین وسیله بتوانیم مخاطبان علاقمند را با دیدگاه کسانی که مستقیما درگیر در رویدادهای سال 86 بودند آگاه کنیم. اگر چه تعداد کسانی که در این اتفاقات بوده اند بسیار بیش از این تعداد افراد است ، اما بدلیل عدم دسترسی به بسیاری از آنها موفق نشدیم تا با آنها این چنین سوالاتی را در میان بگذاریم . در عین حال بعضی از دوستان نیز بنا به دلایلی از جمله مشغله ، عدم تمایل ، فضای موجود و پیش داوری ها نخواستند تا به این سوالات پاسخ دهند.&lt;br /&gt;ما در این مصاحبه ها تلاش کردیم تا سوالات را هر چه بیشتر به صورت کلی بیان کنیم تا دست دوستان در ارائه ی نظراتشان باز باشد و تلاش کردیم تا از هرگونه اظهار نظری در این سوالات بپرهیزیم.&lt;br /&gt;اگر این گفتگو ها نتوانسته است به صورت کامل این ماجرا را بازگو کند و دقیق تر و ریزتر به جزئیاتش بپردازد طبعا این خطا بر گردن ما نیست و ما مایل بودیم تا این اتفاق بیافتد ، اما بنا به دغدغه هایی که خود دوستان داشته اند احتمالا از بازگو کردن آن منصرف شده اند. این موضوع قابل درک است اما صرفا بدین جهت گفته شد که انتقاداتی که بر این مصاحبه ها شده است بر گردن خود افرادی است که موضوعاتی را مطرح کرده و یا نکرده اند.&lt;br /&gt;این مصاحبات براساس هیچ گزینشی صورت نگرفت و ما مصاحبه ی همه ی کسانی را که پاسخ دادند ، منتشر کردیم و از این پس نیز در صورتی که هر کسی از این دوستان بخواهد می تواند با ما تماس بگیرد و ما در انتشار آن کوتاهی نخواهیم کرد.&lt;br /&gt;در ادامه لازم به توضیح است که مطلب بالا به این خاطر منتشر شده است تا یک گزارش از عملکرد ما برای خوانندگان باشد و این گزارش از نظر ما ضروری بود.&lt;br /&gt;فراتر از موضوع فوق و البته در ارتباط با این مصاحبه ها ، امروز مطلبی منتشر شد که تلاشی بود تا سایت اشتراک را متهم نشان دهد.&lt;br /&gt;این توضیحات مجددا لازم است که سایت اشتراک سوالات را برپایه ی واقعیاتی که در گذشته وجود داشته است گذاشته است و اگر اینچنین نبود ، دوستان از پاسخ به آن صرف نظر می کردند و یا بدان ایراد میگرفتند. البته مگر در حالتی که نگارنده "مظفر محمدی" هیچ یک از این افراد را به رسمیت نشناسد. اگر چه که با لفظ "... اخیرا فعالینی پیدا شده اند ... " قصد دارد همین موضوع را خاطر نشان کند.&lt;br /&gt;در رابطه با اینکه ما اظهار نظر احزب و سازمانها را از صلاحیت انداخته ایم باید گفت که ما نخواسته ایم تا براساس داده هایی که احزاب اپوزیسیون ارائه میدهند گام برداریم و خواسته ایم تا جویای واقعیات باشیم. بنابراین احزاب بدون اینکه ما هم به این موضوع اشاره کنیم خودمختارند.&lt;br /&gt;اما همانطور که در بالا اشاره شد هیچ پیش فرض ذهنی برای طرح و ارائه ی سوالات وجود نداشته و سایت تلاش میکند تا بی غرض باقی بماند.&lt;br /&gt;امیدواریم در این فضا به دام این پیش داوری ها گرفتار نشویم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اشتراک&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;p&gt;============================================================ &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;در همین رابطه :&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;ul&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_22.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با امین قضایی &lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_23.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با سروش دشتستانی &lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_24.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با عابد توانچه&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_25.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با پریسا نصرآبادی&lt;/a&gt;&lt;/li&gt; &lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_26.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با مزدک طوسی نژاد&lt;/a&gt;&lt;/li&gt; &lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/11/blog-post.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با سیامک امین&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/11/blog-post_22.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با حسن معارفی پور&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;br /&gt;&lt;/ul&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/583016725296739427-6990273935091932023?l=eshterak1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/6990273935091932023/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/11/blog-post_23.html#comment-form' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/6990273935091932023'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/6990273935091932023'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/11/blog-post_23.html' title='توضیحی کوتاه درباره مصاحبه اشتراک با فعالین چپ دانشجویی'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Swsf1tMpv4I/AAAAAAAAEkg/lI8bIhmyAcI/s72-c/6252_100449376636543_100000144430965_10841_3005626_n.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-6543686357016558301</id><published>2009-11-22T05:21:00.000-08:00</published><updated>2009-11-22T11:26:59.953-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مصاحبه'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='چپ دانشجویی'/><title type='text'>چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با حسن معارفی پور</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Swk7xSk1OcI/AAAAAAAAEjo/SdveqTy1EYg/s1600/hasan%2520moarfi%2520por.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 84px; FLOAT: left; HEIGHT: 114px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5406918545620941250" border="0" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Swk7xSk1OcI/AAAAAAAAEjo/SdveqTy1EYg/s400/hasan%2520moarfi%2520por.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;با توجه به اینکه به 16 آذر امسال نزدیک می شویم و بنا به شرایط کنونی جامعه و اعتراضاتی که به شکلی سراسری جامعه را درنوردیده است لازم دیدیم تا با فعالین چپ که در چند سال گذشته تجارب مهمی را از سر گذرانده اند گفتگویی داشته باشیم .&lt;br /&gt;هدف از این گفتگو شناخت دقیق تر از این جنبش بواسطه ی فعالینی از آن است که تاکنون فرصت ارائه نظراتشان را در رابطه با نوع نگاهشان نسبت به گذشته و همچنین آینده این جنبش پیدا نکرده اند .&lt;br /&gt;پیش از این ما با تنی چند از فعالین این جنبش گفتگویی داشتیم و نظراتشان را هر چند مختصر در این رابطه بیان کردند ، اما در ادامه خواستیم تا علاوه بر اینکه حیطه ی بحث را منحصرا از روی دانشجویان بر میداریم ، بتوانیم بیشتر به آینده و اینکه چه می توان و باید کرد بپردازیم و البته باز هم از کسانی که پیش از این در این گفتگو ها شرکت کرده اند ، دعوت خواهیم کرد.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;براین اساس خواهشمندم در ابتدا چگونگی شکل گیری و رشد جنبش چپ و زمینه های تقویت آن را در دانشگاه، از نظر خودتان توضیح دهید .&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;-قبل از هر چيز از شما تشكر مي كنم كه اين مصاحبه را ترتيب داديد و به من اجازه داديد تا نظراتم را براي خوانندگان سايت شما مطرح نمايم.&lt;br /&gt;در مورد شكل گيري جنبش چپ دانشجويي در ايران بايد بگويم و با توجه به آنكه شما در يكي دو ماه اخير مصاحبه هاي زيادي را با فعالين سرشناس اين جنبش ترتيب داديد و هر كدام از موضع خود به بررسي اين پروسه يعني پروسه ي شكل گيري اين جنبش پرداخته اند،اما از نظر من بسياري از اين رفقاي عزيز كه شما با آنها مصاحبه كرديد به اين پروسه تك بعدي نگاه كرده و شكل گيري اين جنبش را به شكست اصلاحات جمهوري اسلامي يا رشد مبارزات طبقاتي در ايران و غيره ربط داده اند.&lt;br /&gt;از نظر من هر كدام از اين دلايل و دلايل ديگري از اين قبيل اگر چه درست يا حاوي بخش زيادي از واقعيت باشد اما كل واقعيت را بيان نمي كند.ما نمي توانيم به شيوه اي تك بعدي و يك جانبه به اين پروسه نگاه كنيم و تنها يك يا چند مولفه را در شكل گيري چپ دانشجويي دخيل بدانيم.شكل گيري اين جنبش در شرايطي بود كه مجموعه اي از عوامل و موئلفه ها دست به دست هم داده و ضرورت به ميدان آمدن يك جريان راديكال و دخالتگر كه بتواند مطالبات واقعي مردم و طبقه ي كارگر در جامعه را بازتاب دهد و نماينده ي مطالبات توده ي كارگر و زحمتكش جامعه در دانشگاه باشد. از نظر من اساسي ترين عامل در شكل گيري چپ دانشجويي رشد مطالبات راديكال كارگري در جامعه بود كه در شعارهاي دانشجويان بازتاب مي يافت. در شرايطي اين جنبش آغاز به فعاليت كرد كه اكثريت مردم جامعه ي ايران از اصلاح پذير بودن رژيم ناكام شده بودند و بعد از شكست مفتضحانه ي اصلاح طلبان دنبال آلترناتيو راديكالتري مي گشتند.&lt;br /&gt;در اين شرايط و بر اين بستر و در نتيجه ي تنفر مردم از رژيم و اصلاح طلبان و روند رو به رشد مبارزات راديكال اجتماعي نوعي چپ دخالتگر اعلام موجوديت نمود كه خود را در تقابل با ديدگاه هاي رايج در چپ سنتي ايران و همچنين در تقابل با گرايشات رفرميستي و انتقادي در ايران مي دانست.چپ راديكال فعاليت خود را اگر چه از دانشگاه شروع نمود اما افق و مطالبات خود را در جامعه و در كشمكش هاي واقعي درون جامعه طلب مي نمود.در همين راستا و به دنبال رشد گرايش چپ در دانشگاه ها و روند روبه رشد مبارزات كارگري،زنان و ديگر مبارزات راديكال اجتماعي بود كه عده اي از كهنه كارهاي دفتر تحكيمي كه از اصلاحات سرخورده شده بودند به پروسه ي شكل گيري دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب در سال 1385 پيوستند.&lt;br /&gt;در اين شرايط كه مبارزات كارگري در جامعه بيش از هر زماني رشد و نمو پيدا مي كرد گرايش چپ در دانشگاه نيز بيش از پيش راديكالتر و توده اي تر مي شد و دفتر تحكيم و تشكل هاي وابسته به حاكميت روز به روز تضعيف مي شد و جاي خود را به تشكل هاي مستقل و راديكالتري همچون دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب مي داد.&lt;br /&gt;با توجه به اينكه محیط دانشگاه نسبت به ساير محيط هاي كارگري ،زنان و اجتماعي بستري مناسبتر براي فعاليت بود مطالبات دانشجويي در اين دوره راديكالترين مطالباتي بود كه جامعه ي ايران در طول حيات رژيم جمهوري اسلامي به خود ديده بود.همچنين برقراري ارتباط بين فعالين دانشجويي با فعالين راديكال ديگر عرصه ها باعث تاثير پذيري و تاثير گذاري اين جنبش ها بر همديگر و بالا رفتن انسجام چپ در ايران مي شد آنچه رژيم جمهوري اسلامي از آن در هراس بود.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;به عللی که از نظر شما موجب سرکوب 13 آذر 86 شد ، بپردازید. شما به عنوان یک ناظر یا درگیر در این اتفاقات نگاه تان نسبت به آن چیست؟&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;-در مورد ضربه اي كه به جنبش چپ دانشجويي وارد شد، بايد بگويم عليرغم بحث ها و جار و جنجالي كه چه در بين احزاب بي تاثير اپوزيسون و چه در ميان برخي از رفقا در گرفت و هر كدام از زاويه ي منافع حزبي فردي خود به اين ضربه برخورد كردند، بايد بگويم كه اين ضربه بزرگ را نمي توان به دخالت اين يا ان حزب يا فرقه ي سياسي و يا ماجراجويي اين يا آن فعال تقليل داد. تقليل دادن اين ضربه به اين موارد جزیي از نظر من كج فهمي و عدم درك از شرايط واقعي جامعه است.&lt;br /&gt;در مورد ماجراجويي،دخالت بي مورد احزاب و جريانات بي تاثير اپوزيسون و غيره بايد بگويم كه دخالت اين جريانات تنها در تشديد ضربه و كمك بييشتر به پليس در دستگيري و شناسايي فعالين (چه به صورت عامدانه و از روي منافع سازماني و چه به صورت ابلهانه و از روي عدم درك از شرايط واقعي اجتماع و عدم تجربه در برخورد به پليس يا هر دليل ديگري از اين قبيل) کمک کرد ،اما آنچه از نظر من در اينجا دليل اصلي ضربه بود از ديد بسياري از اين احزاب و در گفته هاي آنان غائب بوده و هست،اين است كه رژيم سرمايه داري جمهوري اسلامي نمي توانست بيش از آن (منظور رشد بي رويه ي چپ است)آن هم با اين ميزان از علنيت و با اين مطالبات ساختار شكنانه، طبقاتي و جدي تحمل اين جريان و جرياناتي از اين قبيل را داشته باشد،به همين دليل از اوايل سركار آمدن رئيس جمهور اصولگرا رژيم سركوب نيروی چپ و كمونيست را در اولويت كار خود قرار داد، سركوب داب و جنبش چپ دانشجويي در اولويت كار ر‍‍ژيم قرار گرفت.بر خلاف ادعاي كساني كه برخي به شيوه ي سازشكارانه و پاسيفيستي اعلام مي كنند كه برگزاري مراسم 13 آذر 1386 عامل اصلي سركوب بود و برگزاري اين مراسم را ماجراجويي قلمداد مي كنند،از نظر من برگزاري اين مراسم نه تنها حياتي و ضروري بود و سركوب و ضربه ي 13 آذر ربطي به برگزاري اين مراسم نداشت و حتي در صورت عدم برگزاري مراسم سركوب به احتمال زياد بيشتر مي شد يا حداقل صورت مي گرفت،بايد بايد بگويم كه سرنوشت چپ دانشجويي در ايران به اين روز گره خورده بود.در صورت عدم برگزاري مراسم چپ دچار يك عقب نشيني غير قابل انتظار مي شد.خود من از زمره ي كساني بودم كه قبل از اين مراسم در زندان رژيم بودم و نه تنها من بلكه مجموعه ي وسيعي از فعالين سرشناس اين جنبش قبل از روز 13 آذر دستگير و بازداشت شده بودند،پس برگزاري مراسم بايد نقش زيادي در عقب نشيني رژيم داشته باشد.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;شما چه برآیندی برای ادامه ی کاری جنبش های اجتماعی در ایران دارید؟ به صورت دقیق تر اینکه تصور می کنید جنبش های اجتماعی در ایران به کدام سمت در حرکت هستند و در اوضاع کنونی که جنبش سبز در جامعه وجود دارد آیا می توان حرکت یا بروز شکل های دیگری از این حرکت ها و اعتراضات مردمی را فراتر از سبز ها در جامعه انتظار داشت و یا آنها حد نهایی انتظارات را برآورده خواهند کرد؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;-به نظر من جنبش هاي اجتماعي در ايران در اين مقطع از فعاليت خود دچار نوعي سردرگمي شده اند،اما اين سر در گمي نمي تواند زياد دوام داشته باشد.با توجه به اعتراضات توده ايي مردم در اعتراض به نتيجه ي انتخابات و درواقع در نتيجه انزجار و نفرت از جمهوري اسلامي به دليل ضعف چپ و عدم ناتواني در رهبري اين اعتراضات توده اي اعتراضات در ابتدا توسط اصلاح طلبان هدايت مي شد،اما با راديكاليزه شدن تقريبي اعتراضات و راديكالتر شدن شعار ها اصلاح طلبان (موسوي و كروبي و ...)وفاداري خود را به نظام اسلامي و اصول اوليه ي انقلاب اسلامي اعلام نموده و يك جنبش عظيم توده اي در اين مقطع به دليل ضعف رهبري و نبود يك حزب كمونيست راديكال كه بتواند از دل جامعه و نه در فضاي مجازي اعتراضات را رهبري كند جنبش دچار نوعي بي اميدي و سرگرداني شد و عليرغم اينكه در بسياري از موارد شعارها در تقابل با كل ماهيت جمهوري اسلامي و دم و دستگاه حاكميت اسلام سياسي بود،اما نمي توانست باعث براندازي رژيم جمهوري اسلامي شود.در اين شرايط كه جنبش چپ دانشجويي در حالت ركود بعد از سركوب 13 آذر 86 به سر مي برد و هنوز نتوانسته بود از زير اين سركوب ها قامت راست كند،نمي توانست نقش زيادي در هدايت اين جنبش توده اي داشته باشد،اما كپي برداري معترضان از شعارهاي دانشجويي همچون مرگ بر ديكتاتور غير قابل انكار است.&lt;br /&gt;بايد بگويم كه از نظر من اعتراضات به همين شكل سرگردان باقي نخواهد ماند زيرا فضاي سياسي جامعه ي ايران تحولات جدي را مي طلبد،اعتراضات اگر بتواند از كانال مبارزه ي طبقاتي و تقابل كار مزدي و سرمايه صورت بگيرد و در ان منافع طبقاتي تفكيك شود و از حالت خود به خودي خارج شود طولي نخواهد كشيد كه باعث سرنگوني رژيم خواهد شد اما همانطور كه گفتم تاكنون اعتراضات عليرغم اينكه در روز قدس و 13 آبان تا حدود زيادي راديكاليزه شده بود اما به دليل ضعف رهبري و در نتيجه ي ضعف چپ راديكال توانايي سرنگوني رژيم را ندارد.&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;&lt;strong&gt;با توجه به تجربیاتی که دانشجویان چپ و عموم فعالین این جنبش در سالهای گذشته پشت سر گذاشته اند ، از نظر شما چه باید کرد تا بتوان بر شرایط کنونی تاثیر گذار بود؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;-براي غالب شدن بر وضع موجود از نظر من افشاگري بي امان از كل رژيم جمهوري اسلامي همراه با دم و دستگاه آن و اراذل و اوباش موسوم به اصلاح طلب و هچنين روشنگري و آژيتاسيون و فعاليت عملي،تلاش براي پيوند جنبش هاي راديكال اجتماعي و بالا رفتن مطالبات مردمي و جايگزيني اعتراضات توده اي با اعتراضات طبقاتي آن هم در نتيجه ي فعاليت شبانه روزي و مداوم نيروهاي راديكال و كمونيست در عرصه هاي كارگري و ديگر عرصه هاي راديكال اجتماعي الزامي است. چپ دانشجويي (داب)زماني كه تصميم به فعاليت گرفت اگر فضاي مجازي را به عنوان عرصه ي فعاليت خود انتخاب مي كرد قطعا نمي توانست تاثيرات لازم را در راديكاليزه كردن فضاي دانشگاه و جامعه داشته باشد ،اما فعاليت عملي و پيوند تنگاتنگ اين جريان با فعالين ديگر عرصه هاي اجتماعي و نقش ماترياليزم پراتيك كه اين نوع چپ به ان معتقد بود باعث شد كه طولي نكشد كه اين جريان به يك جريان تاثيرگذار و يك تشكل مستقل دانشجويي كه بيشتر دانشگاه هاي ايران را در بر گرفته بود تبديل شود و تاثيرات زيادي در راديكاليزه شده فضاي دانشگاه و جامعه،تبليغ ماركسيسم به مثابه ي علم رهايي طبقه ي كارگر و بالا رفتن مطالبات مردمي و كارگري باشد. بنابراين براي تاثير گذاشتن بر وضعيت موجود و روند خود به خودي مبارزات دخالتگري از نزديك و نه دوري و جاروجنجال بي مورد و كناره گيري از اين جنبش يا تبليغات كاذب و انقلاب ناميدن اين جنبش،بلكه تلاش و فعاليت از نزديك و تنگاتنگ براي سازمان دهي مردم معترض و اعتراضات در كانال مبارزه ي طبقاتي و كار مزدي و سرمايه مي باشد.نمي توان به شيوه ايي توده ايستي اعلام نمود كه اين جبش ما نيست و اينگونه بي خاصيتي و بي تاثير خود را توجيه نمود و انتظار سرنگوني و انقلاب سوسياليستي را داشته باشيم،نمي توان زير نام انقلاب خواندن اين جنبش پشت اصلاح طلبان قرار گرفت،نقد خود را از اصلا طلبان در اين مقطع كنار گذاشت و آن موقع منتظر يك انقلاب توده اي بدون رهبري مشخص را داشت و دوباره شدن انقلاب 1357 را مشاهده نمود.چپ راديكال ايران در اين عرصه بايد با بازبيني در سياست هاي خود چه در داخل و چه در خارج و اپوزيسيون با همگرايي بيشتر حول مطالبات سوسياليستي و نه دمكراتيك به سوي سرنگوني جمهوري اسلامي و استقرار سوسياليزم قدم بردارد،براي اين كار همانطور كه گفته شد نه تبليغات و جارو جنجال در فضاي مجازي بلكه فعاليت كمونيستي در دل جامعه و از نزديك با جا جنبش هاي اجتماعي ضروري است.&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;p&gt;============================================================ &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;در همین رابطه :&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;ul&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_22.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با امین قضایی &lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_23.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با سروش دشتستانی &lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_24.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با عابد توانچه&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_25.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با پریسا نصرآبادی&lt;/a&gt;&lt;/li&gt; &lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_26.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با مزدک طوسی نژاد&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/11/blog-post.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با سیامک امین&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;br /&gt;&lt;/ul&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/583016725296739427-6543686357016558301?l=eshterak1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/6543686357016558301/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/11/blog-post_22.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/6543686357016558301'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/6543686357016558301'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/11/blog-post_22.html' title='چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با حسن معارفی پور'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Swk7xSk1OcI/AAAAAAAAEjo/SdveqTy1EYg/s72-c/hasan%2520moarfi%2520por.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-1175680535496467739</id><published>2009-11-17T12:44:00.000-08:00</published><updated>2009-11-17T12:46:47.389-08:00</updated><title type='text'>گزارشگران بدون مرز بار دیگر سرکوب مطبوعات و آزادی بیان در ایران را محکوم می‌کند</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SwMLcyhVkhI/AAAAAAAAEdY/JBJz2RLkCVI/s1600/arton16826-05a98.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 338px; FLOAT: left; HEIGHT: 208px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5405176567000568338" border="0" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SwMLcyhVkhI/AAAAAAAAEdY/JBJz2RLkCVI/s320/arton16826-05a98.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;دستگیری روزنامه نگاران و فشار بر وکلا، خانواده‌های زندانیان و مدافعان حقوق بشر را محکوم می کنیم&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;گزارشگران بدون مرز بار دیگر سرکوب مطبوعات و آزادی بیان در ایران را محکوم می‌کند. پنج ماه پس از آغاز تظاهرات‌های اعتراضی به انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد در ٢٢ خرداد ، روزنامه‌نگاران همچنان قربانی سرکوب‌اند. تهدید احضار و بازداشت‌ها ادامه دارند. هم اکنون ٣٢ روزنامه‌نگار و وب‌نگار در زندان بسر می‌برند. گزارشگران بدون مرز خواهان پایان دادن به اعمال فشار بر خانواده زندانیان و مدافعان حقوق بشر است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام می‌کند : " ما نگرانیم که با تشدید رعب و وحشت و سانسور مقامات ایرانی موفق شوند کشور را از روزنامه نگاران مستقل خالی کنند. حرفه کاران رسانه‌ها امروز در برابر دو انتخاب قرار دارند یا سکوت و یا روشنگری و پیوستن به همکاران خود در زندان و ترک کشور."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اکو کردنسب روزنامه نگار نشریه توقیف شده کرافتو در تاریخ ٢٠ آبان در حاشیه تظاهرات اعتراضی به اعدام زندانی سیاسی احسان فتاحیان در سنندج بازداشت و به محل نامعلومی انتقال یافته است. خانواده این روزنامه‌نگار تا امروز از وی بی اطلاع هستند. آ کو کردنسب پیش از این در ٣٠ تيرماه ١٣٨٧ توسط ماموران وزارت اطلاعات در دفتر اين نشريه بازداشت و در ٣١ شهريور ماه به سه سال زندان برای "جاسوسي" محکوم شده بود. ۲۲ آبان اعلام شد که دادگاه تجديد نظر استان کردستان حكم سه سال زندان وی را به شش ماه حبس تعزيري كاهش داده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مزدک علی نظری مدیر سایت خبرنگاران صلح در تاریخ ٢٠ آبان طی تماس تلفنی بازداشت خود را به خانواده اطلاع داد. این وب نگار که در تهران تنها زندگی می کرد، از چند روز پیش ناپدید شده بود. پس از تظاهرات مخالفان در ١٣ آبان ماه ده‌ها نفر هنوز به خانه‌های خود بازنگشته‌اند. علیرغم اظهارات دادستان تهران مبنی بر آزادی همه بازداشت شدگان، اما زندانی بودن مزدک علی نظری نشان می‌دهد که وی تنها مورد ناپدید شدن نیست. بازداشت‌های خودسرانه در ایران هر روز بیشتر به ناپدید کردن اجباری شباهت پیدا می‌کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گزارشگران بدون مرز از بازداشت رحیم غلامی همکار روزنامه‌های محلی اردبیل مطلع شده است. این روزنامه‌نگار در فروردین سال ١٣٨٥ بازداشت و از سوی دادگاه انقلاب اردبیل برای تبلیغ علیه نطام به یک سال زندان محکوم شده بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خانواده و وکلای روزنامه نگاران زندانی و مدافعان حقوق بشر در ایران همچنان قربانی تهدید و اعمال فشار مداوم نهادهای امنیتی در ایران هستند. از جمله می توان به مورد نسرین ستوده اشاره کرد که وکالت بسیاری از روزنامه نگاران زندانی را برعهده دارد و بارها به نقض آشکار حقوق موکلین خود اعتراض کرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این باره نسرین ستوده به گزارشگران بدون مرز گفت " پس حوادث انتخابات برخی از وکلا بازداشت شدند و تقریبا همه‌ی وکلای مدافع حقوق بشر احضار شده و مورد بازجویی قرار گرفته‌اند. از جمله من نیز از سوی دادگاه احضار شدم اما در آنجا به من گفتند که باید برای بازجویی به وزارت اطلاعات مراجعه کنم. که این امر خلاف قانون است."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نسرین ستوده عضو کانون مدافعان حقوق بشر است که در سال ١٣٨٢ از سوی شیرین عبادی تاسیس شد. برنده ایرانی جایزه صلح نوبل خود برای دیدار با برخی از مسئولان نهادهای بین المللی در خارج از کشور بسر می‌برد، اما خانواده وی در ایران شدیدا از سوی مقامات امنتی تحت فشار و تهدید قرار دارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گزارشگران بدون مرز نگرانی خود را از تهدید آزادی بیان بر روی اینترنت اعلام می کند. نیروی انتظامی اعلام کرده است که " کميته ويژه اي براي رسيدگی به جرايم رايانه‌ای" تشکيل داده است. رئیس پلیس مبارزه با جرائم ریانه‌ای تاکید کرده است که " نيروي انتظامی بنا بر قانون، ضابط قضايی است و با هرگونه جرمی در اينترنت از کلاهبرداری و آگهی‌های غيرمجاز تا توهين به افراد و نشر اکاذيب برخورد مي کند. "&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تصویب قانون جرايم رايانه ای در مرداد ماه سال گذشته دست نیروهای نظامی را برای سرکوب در عرصه اینترنت باز گذاشته است. پس از ٢٢ خرداد علیرغم کنترل شدید، مسدود سازی هزاران سایت اطلاع‌رسانی و بازداشت بسیاری از وب‌نگاران، اما اینترنت همچنان یکی از مهمترین وسائل ارتباط‌گیری و اطلاع‌رسانی مخالفان و مدافعان حقوق بشر است. در تاریخ ٢٦ خرداد ماه "مرکز بررسی جرایم سازمان یافته" وابسته به سپاه پاسداران با انتشار اطلاعیه ای، از مدیران سایت های اینترنتی خواسته بود مطالبی که حاوی "تبلیغ آشوبگری و تهدید مردم و شایعه" باشد را حذف کنند و گرنه "اقدامات قانونی ما می تواند برای آنها بسیار سنگین باشد." مرکز وابسته به سپاه، معترضان را متهم کرده بود که با "دروغ ها و تهمت های ساختگی و سازماندهی شورشها" از طریق اینترنت به"تبلیغ آشوبگری" و "شایعه پراکنی" مشغولند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گزارشگران بدون مرز یادآوری می کند : ايران بزرگترین زندان روزنامه‌نگاران در خاورمیانه است این کشور در رده بندی جهاني آزادی مطبوعات، منتشر شده در مهر ماه ١٣٨٨ در میان ١٧٥ کشور در رده ١٧٢ قرار دارد.&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.rsf-persan.org/article16826.html"&gt;http://www.rsf-persan.org/article16826.html&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/583016725296739427-1175680535496467739?l=eshterak1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/1175680535496467739/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/11/blog-post_17.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/1175680535496467739'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/1175680535496467739'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/11/blog-post_17.html' title='گزارشگران بدون مرز بار دیگر سرکوب مطبوعات و آزادی بیان در ایران را محکوم می‌کند'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SwMLcyhVkhI/AAAAAAAAEdY/JBJz2RLkCVI/s72-c/arton16826-05a98.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-1025229183276232754</id><published>2009-11-14T08:01:00.000-08:00</published><updated>2009-11-14T12:36:17.964-08:00</updated><title type='text'>حکم اعدام شیرکو معارفی به تعویق افتاد</title><content type='html'>&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 234px; FLOAT: left; HEIGHT: 300px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5403990960312074706" border="0" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv7VJZbSwdI/AAAAAAAAEao/qTf-RuI61Xk/s320/4abdca3c279d3.jpg" /&gt;بدنبال موجی از اعتراض در ایران و در سطح بین المللی، حکم اعدام شیرکو معارفی که قرار بود امروز شنبه ٢٣ آبان در زندان شهر سقز اجرا شود فعلا به تعویق افتاده و شیرکو که به بند قرنطینه منتقل شده بود به بند عمومی منتقل شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خطر اعدام همچنان شیرکو معارفی و تعداد دیگری از زندانیان را تهدید میکند. به مبارزه برای لغو همه احکام اعدام باید با قدرت هرچه بیشتری ادامه داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کمیته بین المللی علیه اعدام از همه مردم در سقز و سایر شهرهای ایران و کردستان میخواهد به هر شکل که میتوانند به احکام اعدام اعتراض کنند و خواهان لغو کامل حکم اعدام شیرکو و سایر زندانیان محکوم به اعدام شوند. کمیته بین المللی علیه اعدام به فعالیت خود در سطح بین المللی ادامه خواهد داد و همگان را به برگزاری اجتماعات اعتراضی در مقابل پارلمان های اروپائی و مراکز شهرها فرامیخواند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کمیته بین المللی علیه اعدام&lt;br /&gt;٢٣ آبان ١٣٨٨، ١٤ نوامبر ٢٠٠٩&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;پدر و مادر شیرکوه معارفی: نگذارید فرزند ما را اعدام کنند&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;نامه سرگشاده خانواده زندانی سیاسی، شیرکوه معارفی خطاب به مجامع بین المللی و سازمانهای حقوق بشری&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شیرکوه معارفی، در خطر اعدام قرار دارد.&lt;br /&gt;این خبری است که از دو روز پیش بارها و بارها از رسانه های گوناگون پخش شده و نگرانی ما اعضای خانواده معارفی را صد چندان کرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هم چنین بر اساس آخرین خبرهایی که به ما رسیده، ماموران زندان سقز از روز پنج شنبه شیرکوه را به سلول انفرادی بند اجرای احکام منتقل کرده اند. بنا بر این ما از این خبرها و دیگر اخباری که ازباقی ماندن تیم اعدام در سنندج و سفرقریب الوقوع رییس کل دادگستری استان کردستان به شهرستان سقز حکایت دارد چه نتیجه ای می توانیم بگیریم به جر اینکه همه چیز دست به دست هم داده است تا شیرکوه را به چوبه ی دار بسپارند؟&lt;br /&gt;بر همین اساس و نیز بر مبنای آنچه که وکلای زبردست ایرانی بر آن اتفاق نظر دارند، شیرکوه تنها به اتهام هواداری از حزبی که که سالهاست از مبارزه مسلحانه علیه حکومت جمهوری اسلامی دست کشیده و وارد فاز تبلیغاتی و فرهنگی شده، محکوم به محاربه با جمهوری اسلامی شده و حکم اعدام وی نیز در یک دادگاه چند دقیقه ای صادر شده است.&lt;br /&gt;هم چنین تقاضای تجدید نظر در حکم که از سوی وکیل شیرکوه مطرح شد نیز راه به جایی نبرد و بدتراز آن حکم در دیوان عالی کشور ایران هم به تایید رسید!&lt;br /&gt;لذا ما به عنوان اعضای خانواده و نزدیکان شیرکوه معارفی از تمامی مجامع بین المللی و حقوق بشری تقاضا داریم تا ضمن دفاع از حقوق اولیه و ابتدایی یک زندانی سیاسی، نسبت به اعدام شیرکوه با حکومت جمهوری اسلامی وارد مذاکره شده و مسوولان این حکومت را که داعیه مذهبی بودن دارد را متقاعد کنند که این حکم اجرا نشود.&lt;br /&gt;ما اعضای خانواده معارفی بر این باوریم که اگر شیرکوه مرتکب اعمالی شده است که از نظر قوانین جمهوری اسلامی جرم محسوب می شوند نیزبر اساس همان قوانین اسلامی می توان به او فرصت داد، فرصت دوباره زیستن و دوباره بودن را.&lt;br /&gt;و در آخر اینکه اعدام مطابق قوانین مجازات اسلامی در ایران اشد مجازاتی است که دستگاه قضایی برای یک متهم در نظر می گیرد، در حالی که رافت و مهربانی نیزاز بارزترین ویژگی های تمام ادیان آسمانی، به خصوص اسلام به شمار می آید و ما انتظار داریم تا جوانان این آب و خاک بر مبنای همین مهربانی ها مورد قضاوت قرار گیرند. آیا این انتظار توقع زیادی است که یک پدر پیر و مادر دل شکسته دارند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1388/8/23&lt;br /&gt;خانواده معارفی&lt;br /&gt;شهرستان بانه – ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/583016725296739427-1025229183276232754?l=eshterak1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/1025229183276232754/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/11/blog-post_14.html#comment-form' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/1025229183276232754'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/1025229183276232754'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/11/blog-post_14.html' title='حکم اعدام شیرکو معارفی به تعویق افتاد'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv7VJZbSwdI/AAAAAAAAEao/qTf-RuI61Xk/s72-c/4abdca3c279d3.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-5506076316256355539</id><published>2009-11-11T06:02:00.000-08:00</published><updated>2009-11-11T06:28:59.740-08:00</updated><title type='text'>احسان فتاحیان اعدام شد</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SvrJhazUsBI/AAAAAAAAEXI/5je6vOg-Epg/s1600-h/001.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 270px; FLOAT: left; HEIGHT: 320px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5402852278951784466" border="0" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SvrJhazUsBI/AAAAAAAAEXI/5je6vOg-Epg/s320/001.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;احسان فتاحیان، زندانی سیاسی صبح روز چهارشنبه در زندان سنندج اعدام شد.&lt;br /&gt;احسان فتاحیان سال گذشته در شهر کامیاران دستگیر و به اتهام محاربه از طریق اقدام علیه امنیت ملی کشور از سوی بابایی رئیس شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج به تحمل ۱۰ سال حبس در تبعید در شهرستان رامهرمز محکوم شد؛ دادستان عمومی و انقلاب کامیاران از جهت قِلُّت مجازات و آقای نصراله نصری به وکالت از احسان فتاحیان، تجدیدنظرخواهی نمودند که با توجه به تقاضای تشدید مجازات از طرف دادستان عمومی و انقلاب شهرستان کامیاران که مجازات تعیین شده را متناسب با شدت عمل ارتکابی ندانسته، دادگاه تجدید نظر مستنداً به تبصره ٣ ماده ۲۲ قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب و مواد ۱٨۶، ۱۹۰ و ۱۹۱ قانون مجازات اسلامی، با تشدید مجازات حبس در تبعید به مجازات اعدام، تقاضای تجدیدنظرخواهی وکیل وی نیز مردود اعلام نمود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این اعدام در حالی صورت گرفت که طی روزهای اخیر، سازمان های حقوق بشری، فعالان حقوق بشر، سیاسی، اجتماعی و خانواده ی نامبرده بارها و بارها با نوشتن نامه، صدور بیانیه و درخواست های متعدد، خواستار توقف حکم اعدام احسان فتاحیان شده بودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برادر احسان در تماسی با آژانس خبری موکریان اعدام اعدام او را تایید کرده و گفته است صبح روز چهارشنبه حکم اعدام احسان اجرا و زندان نیز خبر اجرای حکم را به خانواده وی اعلام نموده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;هرگز از مرگ نهراسیده ام&lt;br /&gt;احسان فتاحیان از چند روز گذشته دست به اعتصاب غذا زده و نامه ای را خطاب به مردم ایران منتشر کرده بود. متن آخرین نامه ی احسان فتاحیان چنین است:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رنجنامه احسان فتاحیان، زندانی سیاسی در آستانه اعدام&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;احسان فتاحیان زندانی سیاسی محکوم به اعدام در روز چهارشنبه اعدام خواهد شد نامبرده طی رنجنامه ای وضعیت خود را چنین شرح میدهد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;واپسین شعاع آفتاب شبانگاهی&lt;br /&gt;نشان دهنده ی راهی ست که خواهان در نوشتن آنم&lt;br /&gt;خش خش برگ ها زیر قدم هایم&lt;br /&gt;میگوید : بگذار تا فرو افتی&lt;br /&gt;آنگاه راه آزادی را باز خواهی یافت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هرگز از مرگ نهراسیده ام, حتی اکنون که آن را در قریب ترین فضا و صمیمانه ترین زمان , در کنار خویش حس میکنم. آن را میبویم و بازش میشناسم , چراکه آشنایی ست دیرینه به این ملت و سرزمین. نه با مرگ که با دلایل مرگ سر صحبت دارم , اکنون که " تاوان " دگردیسی یافته و به طلب حق و آزادی ترجمه اش نموده اند , آیا میتوان باکی از عاقبت و سرانجام داشت؟ " ما " ای که از سوی "آنان " به مرگ محکوم شده ایم در طلب یافتن روزنه ای به سوی یک جهان بهتر و عاری از حق کشی در تلاش بوده ایم , آیا آنان نیز به کرده ی خود واقف اند؟&lt;br /&gt;در شهر کرمانشاه زندگی را آغاز کردم , آنجا که بزرگیش ورد زبان هم میهنانم است , آنجایی که مهد تمدن میهنم بوده است. قطور ذهن ام بدان سویم کشید که تبعیضی را و وضعیتی ناروا را بفهمم و از اعماق وجود درکش نمایم که گویای ستم بود , ستمی در حق من چنان فردی انسانی و در حق من چنان مجموعه ای انسانی , پیگیری چرایی ستم و رفع آن به هزاران فکرم راهبر شد , اما وااسفا که آنان چنان فضا را مسدود و حق طلبی را محجور و سرکوب کرده بودند که در داخل راهی نیافتم و ورای محدوده های تصنعی به مکانی دیگر و مامنی دیگر کوچیدم : " من پیشمرگه ی کومله شدم " , سودای یافتن خویش و هویتی که از آن محروم شده ام من را بدان سو کشاند. دور شدن از خواستگاه کودکی هرچند آزاردهنده و سخت بود اما هیچ گاه باعث انقطاع من از زادگاهم نشد. هراز گاهی به قصد تجدید دیدار و بازیابی خاطرات روانه ی خانه ی نخستین میگشتم , اما یک بار " آنان " دیدار را به کامم تلخ کردند , دستگیرم کردند و به قفسم انداختند. از همان آغاز و با پذیرایی انسان دوستانه ی دستگیر کنندگانم !! فهمیدم که همان سرنوشت تراژدیک و غمناک همراهان و رهروان این راه پررهرو به انتظار نشسته است : شکنجه , پرونده سازی , دادگاه سرسپرده و شدیدا تحت نفوذ , حکمی کاملا ناعادلانه و سیاسی , و در نهایت مرگ......&lt;br /&gt;بگذارید خودمانی تر بگویم : پس از دستگیری در شهر کامیاران به تاریخ ۲۹/۴/٨۷ و پس از چند ساعت مهمان بودن در اداره ی اطلاعات آن شهر , در حالی که دستبند و چشمبندی قطور حرکت و دیدن را برایم ممنوع نموده بود , فردی که خود را معاون دادستان معرفی میکرد شروع به طرح یک سری پرسش بی ربط و مملو از اتهامات واهی نمود (لازم به ذکر است که هرگونه بازپرسی قضایی در محیطی غیر از محیط دادسرا و دادگاه طبق قانون مطلقا ممنوع است). بدین ترتیب اولین دور بازجویی های عدیده ام کلید خورد. همان شب به اداره ی اطلاعات استان کردستان در شهر سنندج منتقل شدم و سور واقعی را آنجا تجربه نمودند : سلولی کثیف با دستشویی نامطبوع و پتوهایی که احتمالا ده ها سال از ملاقاتشان با آب و پاکیزگی میگذشت! . از آن به بعد شب و روز دالان پایینی و اتاق های بازجویی با چاشنی کتک و شکنجه ی طاقت فرسا , به تسلسلی پایان ناپذیر و سه ماهه تبدیل شد. بازجویان محترم در جهت ارتقای منزلت شغلی خویش و در سودای چند پشیزی ناچیز و بی ارزش , در این سه ماه به طرح اتهاماتی عجیب و غریب میپرداختند که خود بهتر از هرکس به کذب بودن آنها ایمان داشتند. علی رغم آزمودن تمامی روش ها و در عملیاتی مسلحانه شرکت نموده بودم , اتهاماتی که در بسیار در اثبات آن کوشیدند. تنها موارد اثباتی عضویت در کومله و تبلیغ علیه نظام بود که بهترین گواه در یگانه بودن اتهامات رای دادگاه بدوی است , شعبه ی اول دادگاه انقلاب اسلامی سنندج حکم به ۱۰ سال حبس توام با تبعید به زندان رامهرمز داد. ساختار اداری و سیاسی ایران همیشه دچار آفت تمرکز گرایی بوده است اما در این یکی نمونه که به ظاهر قصد تمرکز زدایی از امر قضا را داشتند. به تازگی اختیار و صلاحیت تجدید نظر در احکام متهمین سیاسی را در بالاترین سطح – حتی اعدام – از دیوان عالی گرفته و به محاکم تجدید نظر استان سپرده اند , با اعتراض دادستان کامیاران به حکم بدوی و در نهایت تعجب و برخلاف قوانین موضوعه و داخلی خود ایران , شعبه ی چهارم دادگاه تجدید نظر استان کوردستان حکم ۱۰ سال زندان را به اعدام تبدیل نمود. بر پایه ی ماده ۲۵٨ قانون آیین دادرسی کیفری محاکم تجدید نظر تنها در صورتی مجاز به تشدید حکم بدوی میباشند که حکم صادره از حداقل مجازات مقرر در قانون کمتر باشد. بر طبق کیفر خواست دادستان ئ اتهام وارده _ یعنی محاربه(دشمنی با خدا) – حداقل حکم در این مورد یک سال است حال خود فاصله ی ۱۰ سال توام با تبعید را با این حداقل مقایسه کنیدتا پی به غیر قانونی, غیر حقوقی و سیاسی بودن حکم اعدام ببرید.&lt;br /&gt;البته ناگفته نماند که مدتی کوتاه پیش از تبدیل حکم, مجددا" از زندان مرکزی سنندج به بازداشتگاه اداره اطلاعات منتقل و در آنجا از من خواسته شد طی یک مصاحبه ویدیوئی به اعمالی ناکرده اقرار و کلمات و جملاتی در رد افکار خویش برزبان آورم . علی رغم فشارها ی شدید, من حاضر به قبول خواسته نامشروع آنان نشدم و آنها نیز صراحتا" گفتند حکمم را به اعدام تبدیل خواهند نمود, که خیلی زود به عهد خویش وفا کردن و سرسپردگی دادگاه را به مراجع امنیتی و غیر قضایی اثبات نمودن. پس آیا انسان می تواند بر آنان خرده ای بگیرد؟!&lt;br /&gt;قاضی سوگند خورده که همه جا, در هر زمان و در قبال هر فرد و موضوعی بی طرف مانده و صرفا" از دریچه ی حقوق و قانون به جهان بنگرد, که امین قاضی این سرزمین به قهقرا رفته می تواند ادعا نماید که سوگند را نشکسته و بی طرف و عادل باقی مانده است؟ به زعم بنده چنین قضاتی به تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسند. هنگامی که کل سیستم های قضایی ایران به اشاره یک بازجوی بی دانش و عاری از هرگونه سواد حقوقی , دستور بازداشت, محاکمه, محبوس نمودن و مرگ افراد را اجرا می نماید, آیا می توان بر یک یا چند قاضی خرده پای یک استان همیشه تحت ستم و تبعیض خرده گرفت؟ آری, خانه از پای بست ویران است......&lt;br /&gt;حال علی رغم این که در آخرین ملاقاتم در داخل زندان با دادستان صادر کننده کیفر خواست, وی به غیر قانونی بودن اجرای حکم در هنگامه ی اکنون اذعان داشت, اما برای دومین بار قصد اجرای حکم را دارند. نا گفته پیداست که اینچنین پافشاری کردن بر اجرای حکم به هر نحو ممکن , نتیجه ی فشارهای محافل امنیتی و سیاسی خارج از قوه ی قضائیه است . افراد عضو این محافل تنها از زاویه ی فیش حقوقی و اغراض و نیات سیاسی خویش به موضوع مرگ و زندگییک زندانی سیاسی می نگرند, برای آنان ورای اهداف غیر مشروع خویش هیچگونه " مسئله " ای قابل طرح و تصور نیست, حتی اگر اولین حق همزاد بشر یعنی حق حیات باشد. اسناد جهانی و بین المللی پیشکش, آنان حتی قوانین و الزامات داخلی خود را نیز هیچ و بیهوده می انگارند.&lt;br /&gt;اما سخن آخر: اگر به گمان زورورزان و حاکمان, مرگ من موجب حذف مسئله ای به نام مسئله کردستان خواهد شد باید گفت زهی خیال باطل . نه مردن من و نه هزاران چون من مرهمی بر این درد بی درمان نخواهد بود و چه بسا آتش آنرا شعله ورتر خواهد نمود. بی گمان " هر مرگ اشارتی است به حیاتی دیگر".&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;احسان فتاحیان&lt;br /&gt;زندان مرکزی سنندج&lt;br /&gt;۱۷/٨/۱٣٨٨&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/583016725296739427-5506076316256355539?l=eshterak1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/5506076316256355539/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/11/blog-post_11.html#comment-form' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/5506076316256355539'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/5506076316256355539'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/11/blog-post_11.html' title='احسان فتاحیان اعدام شد'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SvrJhazUsBI/AAAAAAAAEXI/5je6vOg-Epg/s72-c/001.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-7299003021698565696</id><published>2009-11-08T14:17:00.000-08:00</published><updated>2009-11-08T17:22:24.608-08:00</updated><title type='text'>دانشجویان دانشگاه گیلان با شعار مرگ بر دیکتاتور به استقبال صفار هرندی رفتند</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SvdKgXiD4EI/AAAAAAAAEUo/a0R2atYUras/s1600-h/255410h.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 320px; FLOAT: left; HEIGHT: 240px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5401868197987344450" border="0" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SvdKgXiD4EI/AAAAAAAAEUo/a0R2atYUras/s320/255410h.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;بعد از اعترض دانشجویان دانشگاه تهران و پرتاب لنگه کفش به سوی صفار هرندی اینبار دانشجویان دانشگاه گیلان با شعار "مرگ بر دیکتاتور" "ننگ ما ننگ ما وزیر فرهنگ ما " و پرتاب اشیای چون بطری آب از صفار هرندی وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی استقبال کردند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#666666;"&gt;گزارش ویدیوی ضمیمه مطلب&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;em&gt;به گزارش سایت حکومتی فارس :&lt;/em&gt; محمدحسين صفار هرندي عصر امروز در جمع دانشجويان دانشگاه گيلان در تالار حكمت اين دانشگاه به موضوع «ديكتارتور واقعي كيست» اشاره كرد كه در اين هنگام دانشجويان بيرون از سالن اجتماعات شيشه را شكستند و با شعار يا حسين ميرحسين وارد سالن شدند.&lt;br /&gt;صفار هرندي با روي گشاده به همه دانشجويان سلام كرد و كلمه سلام را براي آنها مقدمه آمادگي پذيرش هدايت الهي دانست و جمعيت دانشجويان حاضر را دعوت به شنيدن مطالب خود كرد و از آنها خواست تا شعارهايشان را در پايان سخنراني سر دهند.&lt;br /&gt;دانشجويان با شنيدن سخنان صفار هرندي شعار يا حسين ميرحسين و دروغگو، دروغگو سر دادند و هرندي در پاسخ به آنان اظهار داشت كه اگر من دروغگو هستم پس چرا وزير فرهنگ شما به خارج از كشور فرار كرده است.&lt;br /&gt;وي افزود: اكنون اگر كسي به طور ناگهاني وارد جلسه شود متوجه مي‌شود كه چه كسي خشونت‌طلب است.&lt;br /&gt;وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي دولت نهم گفت: آيا فرياد 13 ميليون نفر مي‌تواند صداي 24 ميليون جمعيت را خاموش كند.&lt;br /&gt;صفار هرندي تصريح كرد: از فضاي شاد دانشگاه و تظاهر افكار و ديدگاه‌هاي متفاوت ابراز شكرگزاري مي‌كنم و كشوري كه چنين فعاليت سياسي آزادي دارد نشانه آزادي همه مردم اين كشور است.&lt;br /&gt;وي ادامه داد: كسي كه به دنبال جنگ با سطل‌هاي زباله رفت، سرنوشتش همان مي‌شود كه با آن برخورد شد.&lt;br /&gt;وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي دولت نهم خاطرنشان كرد: اگر آزادي انديشه با ريش و پشم نمي‌شه پس امثال خاتمي و موسوي هم پذيرفته نيستند زيرا ما نبايد در توهم زندگي كنيم و خاتمي و كروبي بدون ريش يك توهم است همچنان كه برنده شدن شما هم در انتخابات نيز توهم بود.&lt;br /&gt;در اين هنگام دانشجويان طرفدار ميرحسين موسوي شعار ياحسين، ميرحسين را دوباره سر دادند.&lt;br /&gt;صفار هرندي در پاسخ به اين دانشجويان اظهار داشت: در كربلا وقتي امام حسين (ع) مي‌خواستند سخن بگويند عده‌اي به طبل مي‌زدند و برخي نيز پاي مي‌كوبيدند تا صداي ايشان را كسي نشنود.&lt;br /&gt;وي با بيان اينكه روزي برسد ما و شما راه سخن گفتن با يكديگر را ياد بگيريم، گفت: مقوله خط امام (ره) يعني مسيري كه از ابتداي انقلاب تا امروز درست و مشخص است.&lt;br /&gt;وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي دولت نهم با برشمردن مشخصه‌هاي خط امام (ره) افزود: اعتقاد به خداوند و وحدانيت او نخستين مشخصه خط امام است.&lt;br /&gt;صفار هرندي حمايت از نظام اسلامي، ضديت با استكبار جهاني به ويژه آمريكا، مرزبندي با منحرفان از جمله ليبرال‌ها، همراهي با مردم پابرهنه و مستضعف و ... را از ديگر مشخص‌هاي خط امام (ره) عنوان كرد.&lt;br /&gt;در اين هنگام طرفداران احمدي‌نژاد نيز فرياد برآوردند كه صفار دوستت داريم و هواداران موسوي نيز از صفار هرندي خواستند جلسه را ترك كند.&lt;br /&gt;هرندي خطاب به هواداران موسوي گفت: به دعوت شما نيامدم كه با حرف شما بروم فضاي اين جلسه، فضاي دريافت حرف حق است كه در همين لحظه دانشجويان هواداران موسوي سرود «يار دبستاني من» را سر دادند.&lt;br /&gt;وزير دولت نهم خاطرنشان كرد: اين سرود توسط آقاي جم با انگيزه ضديت با آمريكا و شاه در اوايل انقلاب سروده شد كه جا دارد از اين فرد تشكر شود.&lt;br /&gt;دانشجويان طرفدار موسوي با شنيدن سخنان صفار هرندي دوباره شعار سر دادند كه «نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران».&lt;br /&gt;صفار هرندي از اين دانشجويان پرسيد كه كدام مشخصه خط امام (ره) را سرمشق خود قرار داده‌اند، كه دانشجويان سكوت كردند.&lt;br /&gt;وي گفت: اگر از نظر مردم‌گرايي به موضوع نگاه كنيم چرا هيچ كدام از آراي كساني كه به احمدي‌نژاد راي داده‌اند را قبول نداريد.&lt;br /&gt;وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي دولت نهم در پاسخ به شعار نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران تصريح كرد: هر كس ايران را دوست دارد بايد غزه و لبنان را دوست داشته باشد زيرا آنها هزاران كيلومتر آن طرف‌تر از مرزها ايستاده‌اند در غير اين صورت شما بايد در مرزها مي‌جنگيديد.&lt;br /&gt;در همين لحظه دانشجويان شعار مرگ بر اسرائيل و مرگ بر ديكتاتور را سر دادند.&lt;br /&gt;صفار هرندي در واكنش به اين شعار گفت: ديكتاتور كساني هستند كه با راي اندك مي‌خواهند به زور حكومت كنند.&lt;br /&gt;در همين لحظه دانشجويان اعتراض كردند كه دوربين‌ها را خاموش كنند كه هرندي در پاسخ گفت: شما كه قصد انجام كار خلاف را نداريد كه نسبت به دروبين‌ها حساس هستيد در حالي كه هزاران تلفن همراه در اين جلسه در حال فيلمبرداري است.&lt;br /&gt;وي با اشاره به اينكه احمدي‌نژاد خدمت بزرگي به موسوي كرده است، افزود: موسوي حاضر به كانديدا شدن نبود و در سه دهه گذشته قصد شركت در انتخابات رياست جمهوري را نداشت اما احمدي نژاد كاري كرد كه موسوي وارد صحنه شود.&lt;br /&gt;وزير دولت نهم اظهار داشت: ميرحسين موسوي اعلام كرده بود كه گفتمان انقلاب ديگر مرده است، در چهار سال اخير چه اتفاقي افتاد كه موسوي احساس كرد گفتمان زنده شده است.&lt;br /&gt;وي ادامه داد: ميرحسين موسوي مي‌گفت اگر مقام بياورد با چه كساني بايد حكومت را اداره كنم، رفقاي من همه با آمريكا رفاقت كرده‌اند.&lt;br /&gt;صفار هرندي افزود: موسوي با اين تفكر چگونه احساس رياست جمهوري مي‌كرد.&lt;br /&gt;در اين هنگام دانشجويان طرفدار موسوي فرياد زدند كه دانشجو بيدار است و شعارهايي مي‌دادند كه قلم از نوشتن آنها شرم دارد.&lt;br /&gt;وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي دولت نهم در پاسخ به اين هتاكي دانشجويان اظهار داشت: اصلاح‌طلبان كساني هستند كه اينگونه شعارها را مي‌سازند و براي جنازه‌هايي كه وجود خارجي ندارند، عزارداري مي‌كنند.&lt;br /&gt;وي با بيان اينكه در برخي موارد با احمدي‌نژاد اختلاف نظرهايي دارم، گفت: دمكراسي به معناي همين است.&lt;br /&gt;دانشجويان فرياد مرگ بر ديكتاتور سر دادند كه هرندي افزود: ديكتاتور واقعي كساني هستند كه مي‌خواهند به زور 13 را بزرگ‌تر از 24 نشان دهند.&lt;br /&gt;صفارهرندي با اشاره به وقايع 13 آبان خطاب به دانشجويان خاطرنشان كرد: چرا طي اين جريان سياسي پس از انتخابات كه صدها هزار نفر در خيابان‌هاي تهران بيرون ريختند، در 13 آبان 3 هزار نفر بيشتر نبودند.&lt;br /&gt;وي ادامه داد: اين قماري كه متاسفانه برخي از سياسيون وارد آن شدند هر روز باخت بيشتري براي آنها به دنبال دارد و اگر موسوي از 13 ميليون راي خود استقبال و به آن افتخار مي‌كرد كه 3 ميليون راي بيشتر از رفسنجاني آورده، مي‌توانست دوره بعد امتياز بيشتري بياورد نه اينكه 13 ميليون را به 3 هزار نفر تبديل كند.&lt;br /&gt;صفار هرندي با بيان اينكه به دليل حركات بد در اينگونه جلسه‌ها يك سري از طرفداران موسوي ريزش مي‌كند، افزود: اين كانديداهاي بازنده در انتخابات مانند مالباخته‌هاي قمار هستند كه فكر مي‌كنند در دور بعد بازي برنده مي‌شوند.&lt;br /&gt;وزير ارشاد دولت نهم در پاسخ به شعارهاي مرگ بر روسيه دانشجويان طرفدار موسوي، به جمله امام (ره) اشاره كرد كه گفته بودند هرچه فرياد داريد بر سر آمريكا بكشيد.&lt;br /&gt;وي تصريح كرد: آمريكا مي‌خواهد مناطق حساس ما را بمباران كند اما روسيه مي‌گويد مخالف اين امر است، آمريكا مردم ما را تهديد به تحريم اقتصادي مي‌كند اما روسيه آن را مي‌شكند.&lt;br /&gt;صفار هرندي با اشاره به اينكه دانشجو زير بار ذلت نمي‌رود، تصريح كرد: بزرگ‌ترين ذلت، زير بار آمريكا رفتن است.&lt;br /&gt;وي افتخار بزرگ جنبش دانشجويي را ضديت با امپرياليسم ناميد نه نوكري آن و 13 آبان را پرچم برافراشته جنبش دانشجويي و 16 آذر را نشانه خيانت آشكار مستكبران به ويژه آمريكا در داخل كشور عنوان كرد.&lt;br /&gt;وزير دولت نهم از دانشجويان خواست روحيه حق‌طلبي و روحيه ضديت با ديكتاتوري را در خود حفظ كنند اما مصاديق ديكتاتوري را اشتباه نگيرند.&lt;br /&gt;صفار هرندي گفت: جمهوري اسلامي با ديدگاه «نه شرقي نه غربي» از تمام مسلمانان دنيا دفاع كرده است.&lt;br /&gt;وي در پاسخ به حركتي از يك دانشجوي طرفدار موسوي كه قصد پرت كردن لنگه كفش به طرف هرندي را داشت، تصريح كرد: اگر ديديد كه منتظرالزيدي با شهامت كفش خود را به طرف تجاوزگر خاكش پرت كرد به اين معنا نيست كه كسي كفش دوستش را بردارد و پشت كسي قايم شود و آن را به طرف هم‌وطن خود پرت كند.&lt;br /&gt;در اين موقع طرفداران احمدي‌نژاد فرياد زدند كه دانشجوي بي‌فرهنگ بي‌سواد همينه.&lt;br /&gt;صفار هرندي در پاسخ به شعار «فريبكار، فريبكار» گفت: فريبكار كساني هستند كه نشاني دوستان را به دشمنان مي‌دهند.&lt;br /&gt;وي درباره آراي كروبي اظهار داشت: آراي كروبي حتي از آراي باطله هم كمتر بود و اينقدر خجالتش ندهيد.&lt;br /&gt;صفار هرندي با اشاره به سوابق گذشته كروبي و موسوي در دوران انقلاب و عملكرد بد آنها در زمان حاضر گفت: اين عملكردها آنها را از چشم طرفداران امام (ره) و انقلاب انداخته و سرمايه‌هاي آنها ضايع شده است كه اميدواريم به راه مردم برگردند و تسليم حق شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;object width="445" height="364"&gt;&lt;param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/1UNreBuuao0&amp;amp;hl=en&amp;amp;fs=1&amp;amp;border=1"&gt;&lt;param name="allowFullScreen" value="true"&gt;&lt;param name="allowscriptaccess" value="always"&gt;&lt;embed src="http://www.youtube.com/v/1UNreBuuao0&amp;hl=en&amp;fs=1&amp;border=1" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true" width="445" height="364"&gt;&lt;/embed&gt;&lt;/object&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;object width="445" height="364"&gt;&lt;param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/1UNreBuuao0&amp;amp;hl=en&amp;amp;fs=1&amp;amp;border=1"&gt;&lt;param name="allowFullScreen" value="true"&gt;&lt;param name="allowscriptaccess" value="always"&gt;&lt;embed src="http://www.youtube.com/v/1UNreBuuao0&amp;hl=en&amp;fs=1&amp;border=1" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true" width="445" height="364"&gt;&lt;/embed&gt;&lt;/object&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;object width="445" height="364"&gt;&lt;param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/sWM0XjytgwA&amp;amp;hl=en&amp;amp;fs=1&amp;amp;border=1"&gt;&lt;param name="allowFullScreen" value="true"&gt;&lt;param name="allowscriptaccess" value="always"&gt;&lt;embed src="http://www.youtube.com/v/sWM0XjytgwA&amp;hl=en&amp;fs=1&amp;border=1" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true" width="445" height="364"&gt;&lt;/embed&gt;&lt;/object&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/583016725296739427-7299003021698565696?l=eshterak1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/7299003021698565696/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/11/blog-post_08.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/7299003021698565696'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/7299003021698565696'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/11/blog-post_08.html' title='دانشجویان دانشگاه گیلان با شعار مرگ بر دیکتاتور به استقبال صفار هرندی رفتند'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SvdKgXiD4EI/AAAAAAAAEUo/a0R2atYUras/s72-c/255410h.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-3384628092113545347</id><published>2009-11-03T13:31:00.000-08:00</published><updated>2009-11-03T14:20:50.602-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مصاحبه'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='چپ دانشجویی'/><title type='text'>چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با سیامک امین</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SvCjMX2u-7I/AAAAAAAAEP8/aKouXDTivOA/s1600-h/1871.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 147px; FLOAT: left; HEIGHT: 174px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5399995386174569394" border="0" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SvCjMX2u-7I/AAAAAAAAEP8/aKouXDTivOA/s320/1871.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;با تشکر از اینکه این مصاحبه را پذیرفتید&lt;br /&gt;با توجه به بازگشایی دانشگاهها و بنا به شرایط کنونی جامعه و اعتراضاتی که به شکلی سراسری جامعه را درنوردیده است لازم دیدیم تا با فعالین چپ دانشجویی که در چند سال گذشته تجارب مهمی را از سر گذرانده اند گفتگویی داشته باشیم .&lt;br /&gt;هدف از این گفتگو شناخت دقیق تر از این جنبش بواسطه ی فعالینی از آن است که تاکنون فرصت ارائه نظراتشان را در رابطه با نوع نگاهشان نسبت به گذشته و همچنین اینده این جنبش پیدا نکرده اند .&lt;br /&gt;- براین اساس از شما میخواهیم در ابتدا چگونگی شکل گیری و رشد جنبش چپ در دانشگاه را توضیح دهید . زمینه های شکل گیری و تقویت این جنبش را در چه میدانید .&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قبل از پاسخ به پرسش شما می خواهم نکته ای را مورد تأکید قرار دهم؛ و آن اینکه جنبش چپ دانشجویی ــ اگر نه بصورت مستقیم و برپایه ی تعلق طبقاتی افراد و نقش و جایگاه آنها در سازمان تولید ــ یک جنبش طبقاتی است، و اشتباه فاحشی مرتکب شده ایم اگر آن را در زمره ی مقولات آکادمیک قرار داده و با ابزار و محک مفاهیمی چون « اصالت سیاست » و نظرورزی های رمانتیک به تجزیه و تحلیل آن بپردازیم. بنابراین خطاست اگر در پاسخ پرسش فوق نقطه ی عزیمت را « شکست اصلاحات » و « سرخوردگی دانشجویان از جریانات اصلاح طلب » قرار دهیم و زمینه های شکل گیری جنبش چپ دانشجویی را در عرصه ی « سیاست ناب » جستجو کنیم. بلکه بر این مبنا اساساً باید ابتدا اقتصاد سیاسی جامعه در آن مقطع زمانی مشخص را مورد بررسی قرار داد تا بتوان پاسخی ابژکتیو ارائه کرد. این بحث مجال مفصل تری می طلبد و من در اینجا ناچارم به اجمال به سرتیترهای آن اشاره ای داشته باشم تا موضوع اندکی روشن شود.&lt;br /&gt;جامعه ی ایران جامعه ای طبقاتی است، شیوه ی تولید غالب در آن شیوه ی تولید سرمایه داری و سازمان تولیدش بر مبنای مناسبات سرمایه دارانه می باشد. از این رو بدیهی است که هر دولتی ــ دولت به مفهوم وسیع آن در فرهنگ سیاسی ــ در این جامعه یک دولت طبقاتی می باشد، و در صورتی که متعلق به پرولتاریا نباشد، لابد دولت بورژوازی است. در این بین جمهوری اسلامی اگرچه از این حکم مستثنی نیست و مطلقاً از همان آغاز دولت بورژوازی بود و هست، اما در شرایط تاریخی خاصی و با تضادهای خاصی در حوزه ی اقتصاد سیاسی متولد گشت. این تضادها هم چنان که به دولت این امکان را می داد تا در عرصه ی سیاست به مقابله با چپ و سرکوب آن بپردازد، در عرصه ی اقتصاد گریبانش را سخت گرفته بود. بنابراین فارغ از اقتصاد جنگی دوره ی موسوی ــ که شرایط خاص جنگ آن را ایجاب می کرد ــ ، از زمان ریاست جمهوری رفسنجانی و با احساس امنیت از جانب چپ، دولت پروسه ای را در جهت رفع این تضادها به سود طبقه ی خویش ــ بورژوازی ــ در پیش گرفت. این دقیقاً بدان معناست که در حوزه ی اقتصاد سیاسی ــ و نه لزوماً در عرصه ی سیاست به مثابه امر آگاهانه ی توده ها ــ قطب بندی و پلاریزاسیون طبقاتی بنوعی تشدید می شد. شکست اصلاحات ــ که بدلایلی که پرداختن به آنها در حوصله ی این بحث نمی گنجد، محتوم بود ــ ، خود، معلول همبسته ی این پروسه است و نه علتی مقدم بر آن. از سوی دیگر، و در بعد جهانی، با عینیت یافتن شکست نئولیبرالیسم و بی مقداری نعره های « پایان کمونیسم »، چپ رادیکال در حال کمر راست کردن از زیر آوار فروپاشی بلوک شرق ــ که ناخواسته بر سرش فروریخته بود ــ ، بانگ رساتری سرمی داد. جنبش چپ دانشجویی در ایران، به یک معنا محصول چنین شرایطی است.&lt;br /&gt;اما اگر نخواهیم انسان ها را چون موجوداتی مکانیکی در نظر آوریم که امرشان کمک به وضع حمل «مقدرات محتوم تاریخی»(!!) است، جنبش چپ دانشجویی همچنین محصول خواست و اراده ی انسان های مبارزی است که در اوایل دهه ی حاضر در قالب «چپ رادیکال» متشکل شدند و نقش بسزائی در شکل گیری و اشاعه ی ادبیات و فرهنگ مبارزاتی چپ در دانشگاه ایفا کردند؛ انسان های بزرگی که، خود، محصول همان شرایط تاریخی بودند که در بالا به آن اشاره شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;- نظراتتان را در مورد اتفاقات 16 آذر 86 برایمان بازگو کنید. اگر چه تقریبا مدت زمان بسیاری از آن حادثه گذشته است ، اما بنا به اینکه در آن دوران و پس از آن حوادث ، که منجر به دستگیری تعداد بسیاری از دانشجویان شد ، تنها شاهد اظهار نظر از سوی شخصیت ها ، احزاب و سازمانها بودیم ،شما به عنوان یکی از فعالین این جنبش این اتفاقات را چگونه بازگو میکنید .چه عواملی باعث به وقوع پیوستن سرکوب 16 آذر 86 شد.؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;در این زمینه بحث های فراوانی صورت گرفته است. شخصاً از آنجا که درست در نقطه ی سرکوب به جمع دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب پیوستم، شاید چندان مجاز به سخن گفتن در این باره نباشم. اما بعنوان فعال کنونی این جنبش و با توجه به آشنایی از نزدیک با این مجموعه و بسیاری از فعالین آن، نظرم در این باره را ــ لااقل بعنوان یک ناظر بیرونی ــ می توانم بازگو کنم. به باور من اگرچه می شد هزینه های سرکوب را تا اندازه ای کاهش داد، اما خود این سرکوب در آن مقطع مطلقاً امری محتوم و در وهله ی نخست تابع مستقیم همان شرایطی بود که در پاسخ پرسش نخست به آن اشاره کردم. بسیار کودکانه است اگر بیاندیشیم که تحت شرایطی و اگر مثلاً فلان کار از سوی بهمان شخص صورت نمی گرفت، چنین رویدادی حادث نمی شد! و یا اینکه هم چنین بلاهت محض است اگر این رویداد را با مفاهیمی چون «خیانت»، «نفوذی»، «جاسوس» و غیره توضیح دهیم؛ این بازی در زمین چیده شده و مطلوب دستگاه سرکوب است.&lt;br /&gt;بگذارید کمی روشن تر بگویم: در شرایطی که دولت درگیر پروسه ی رفع تضادهایی در حوزه ی اقتصاد سیاسی است که مانع بهره وری مطلوب سرمایه محسوب می شوند، و در حالی که سیاست هایی اقتصادی چون واگذاری صنایع به بخش خصوصی یا همان «خصوصی سازی»، و انتقال سوبسیدها با ضریب منفی به زیربخش مالیاتی تولید ناخالص ملی یا همان «هدفمند کردن یارانه ها» و واقعی سازی قیمت ها را در راستای رفع این تضادها در دستور کار دارد و بدنبال ورود به سازمان تجارت جهانی و احقاق «موقعیت حقه ی خویش» در بازار جهانی است، بطور قطع حضور یک تشکل یا جنبش نسبتاً قدرتمند چپ در هر سطحی در جامعه را برنمی تابد و کمر همت به حذف آن می گمارد. و اگر در رابطه با «داب»، دولت این مجموعه را تا مقطع 13 آذر 86 تحمل کرده بود، دلایل آن را باید در جای دیگری جست که موضوع این بحث نیست. آنچه از منظر دولت چنین سرکوبی را در آن مقطع خاص ایجاب می کرد، دقیقاً تلاقی و تصادم اعلام قدرت چپ در دانشگاه با روند پیش گفته بود. از نظر من پیش از هر چیز این نخستین عامل و رکن اصلی سرکوب چپ دانشجویی بود. اما این بدان معنا نیست که عوامل دیگری در تشدید سرکوب نقش بازی نکردند. عوامل دیگری که، برخلاف آنچه عده ای در بوق می کنند، مطلقاً ربطی به سبک کار و یا اتخاذ استراتژی و تاکتیک ندارد. این عوامل ثانوی را، که به نظر من تنها نقش تشدید کننده را دارا بودند، شاید بتوان بنوعی چنین برشمرد:&lt;br /&gt;1ــ آماتوریسم و فقدان تجربه ی مبارزاتی ( که این خود معلول همبسته ی آن چیزی است که رفیق عزیزمان امین قضایی به درست از آن بعنوان «رشد بادکنکی» یاد می کند و از نظر من [اگر بخواهم صریح باشم] مترادف است با پیوستن «تحکیمی های سابق» به این جریان، تنها و تنها به سبب سرخوردگی از اصلاحات و «جذابیت سبک کار چپ» و «شجاعت فعالین آن»؛ «تحکیمی های سابق»ی که اکنون ادعای «مارکسیست ـ لنینیست» بودنشان گوش فلک را کر می کند و گویا لازم است در هر نوشته ای و به هر مناسبت و نامناسبتی آن را تکرار کنند! )&lt;br /&gt;2ــ عدم رعایت مسائل امنیتی بواسطه ی اغراق در علنی بودن.&lt;br /&gt;3ــ و در نهایت، ابهام در مرزبندی بین کار مخفی و کار علنی. همانگونه که در نوشته ی «جمع بندی سه ساله» آمده ــ و بنده یکی از نویسندگان آن بودم ــ، بر این باورم که فرد فرد اعضای یک جریان دانشجویی مختارند هرگونه تعلق سازمانی و حزبی داشته باشند، به شرطی که حوزه ی عمل مخفی شان با کار علنی و جنبشی آن جریان دانشجویی تداخل پیدا نکند و آن را به زیرمجموعه ی یک حزب یا سازمان بدل نسازد. نمی توان دادگاه صحرائی برپا کرد و به تفتیش عقاید انسان ها پرداخت. در اینجا لازم می بینم صراحتاً مرزبندی مشخصی با جریانات و کسانی داشته باشم که نفس تعلق حزبی و سازمانی افرادی و تلفیق کار مخفی و کار علنی را موجب وارد آمدن ضربه می دانند، و به این بهانه آن انسان های شریف را مورد سرزنش و ــ چه بسا ــ فحاشی قرار می دهند؛ کسانی که در مقطع سرکوب و پس از آن همداستان دستگاه سرکوب شدند و به واقع روی حزب توده و اکثریت را سفید کردند؛ انسان های کوچکی که اکنون از «اخلاق کمونیستی» دم می زنند و ــ با اینکه شخصاً هیچ اعتقادی به چنین مفهومی ندارم ــ تنها می توانم برایشان ابراز تأسف کنم، چرا که از نزدیک شاهد فحاشی و دشنام گویی شان بوده ام!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;- در بالا اشاره کردید به تحکیمی هایی که به این جریان پیوستند و همچنین اشاره کرده اید که آماتور بودنشان و مارکسیست- لنینیست شدن آنها یکی از عمده دلایل ضربه به چپ رادیکال بوده است. آیا شما معتقدید که کسی نمی تواند پیش از پیوستن به این جریان چپ دانشجویی در تشکیلاتی همانند تحکیم وحدت عضو بوده باشد ؟ آیا برای کسانی که به عضویت این دسته از تشکل ها همانند چپ رادیکال در می آیند معتقد به یک فیلتر ایدئولوژیک هستید؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من مطلقاً معتقد به چنین فیلتری با این زمختی که شما عنوان می کنید، نیستم. این اساساً با خصلت جنبشی چپ دانشجویی در تنافر است. اما به هرحال این هم نمی شود که کسی که تا دیروز در مورد «کربلا» مقاله می نوشت، روز بعد ــ آن هم تنها و تنها به سبب «جذابیت سبک کار» و «شجاعت فعالین» چپ، و هم چنین سرخوردگی از جریان اصلاح طلب ــ در صف مقدم فعالین چپ دانشجویی قرار بگیرد! بالاخره درجه ای از پرنسیب سیاسی و تشکیلاتی لازم است. ببینید، بحث من این نیست که کسی نمی تواند پیش از پیوستن به جریانی چون چپ رادیکال مثلاً تحکیمی بوده باشد؛ همانطور که گفتم نمی توان به تفتیش عقاید افراد پرداخت. منتها آن چیزی که در این رابطه ضروری می نماید، لزوم آموزش و هم چنین درجه ای از روشنی در تبیین نوعی منشور یا چارچوب است تا از دچار شدن به آن چیزی که از آن تحت عنوان «رشد بادکنکی» یاد شد، جلوگیری شود؛ امری که چپ رادیکال تا اندازه ی زیادی از آن غفلت نمود. اما در رابطه با بخش دیگر پرسش تان، باید بگویم آن چیزی که من به آن بعنوان عامل تشدید کننده ی ضربه ــ و نه «یکی از عمده دلایل ضربه» ــ اشاره کرده ام، آماتوریسم در نسبت کل جریان چپ رادیکال و مجموعه ی «د.ا.ب» بود و نه «آماتور بودن» افراد خاصی مثلاً تحکیمی های سابق. البته همانطور که گفتم این آماتوریسم بخشاً معلول همبسته ی همین مقوله ی «رشد بادکنکی» بود؛ اما به آن محدود نمی شود. چرا که هم چنین بنوعی ناشی از گسست از سنت های مبارزاتی چپ سنتی نیز بود، و این برای جریانی که بلحاظ تئوریک از چپ سنتی عبور کرده است، طبیعی است. آنچه در رابطه با چپ رادیکال و «د.اب.» شاید بنوعی مورد غفلت واقع شده است، درجه ای از تمرکز و پرنسیب تشکیلاتی است. به هر حال این تجربه ی گرانقدری است که در تجربه های آتی چپ دانشجویی و حتا کل چپ باید از آن سود جست. هم چنین این را نیز اضافه کنم که من چنین چیزی نگفته ام که گویا «مارکسیست ـ لنینیست شدن» کسانی از دلایل وارد آمدن ضربه بوده است؛ اشاره ی من دقیقاً متوجه آنهایی است که قبلاً در مدح «کربلا» و «امام حسین» مقاله می نوشتند و اکنون جا و بیجا ادعای «مارکسیست ـ لنینیست» بودنشان را در بوق می کنند. کاش براستی چنین می بود و اینان به قول خود «مارکسیست ـ لنینیست» شده بودند؛ اما این تنها پوششی است تا تحت این عنوان اعمال پلیسی شنیع خود را توجیه کنند.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;- در ادامه ی سوال دوم این پرسش نیز برای بعضی ممکن است مطرح شود. سوال را اینگونه ادامه می دهم که شما در بالا اشاره کرده اید که " بسیار کودکانه است اگر بیاندیشیم که تحت شرایطی و اگر مثلاً فلان کار از سوی بهمان شخص صورت نمی گرفت، چنین رویدادی حادث نمی شد!" و همین طور در انتها گفته اید " و به این بهانه آن انسان های شریف را مورد سرزنش و ــ چه بسا ــ فحاشی قرار می دهند" اما شما در جواب تان به حزب توده و اکثریت اشاره کردید و از آنها به دلیل همداستان شدن با سرکوب اسم بردید. اولویت در تحلیل با کدام مورد است ، شرافت و مبارز بودن افراد و گذشت از اشتباهات و یا همانند موردی که درباره ی حزب توده عنوان کرده اید ، تاکید براشتباهات؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;من گفتم انسان های کوچکی که افراد شریفی از فعالين چپ راديكال را به بهانه ی تعلق سازمانی وحزبی تخطئه کرده و مورد هتاکی قرار دادند، روی حزب توده و اکثریت را سفید کردند. وقاحت اعمال پلیسی این عده بسیار بیشتر از آن چیزی بود که حزب توده و سازمان اکثریت در سال های پس از قیام 57 مرتکب شدند. اما در مورد سؤال تان، بحث من به هیچ عنوان بحثی اخلاقی نیست؛ اولویت در تحلیل مسلماً با رویدادها و اتفاقات ابژکتیو است، نه با مقولاتی ارزشی چون «شرافت»، «مبارز بودن» و «گذشت از اشتباهات» یا به عکس «تأکید بر اشتباهات». هرچند که این مقولات ذهنی، خود، بر شرایط ابژکتیو بی تأثیر نیست. بحث های ارزشی مبتنی بر مثلاً گذشت یا تأکید بر اشتباهات، بیشتر نشان دهنده ی جایگاه سیاسی و ظرفیت انسان هاست و ربط چندان مستقیمی به تحلیل ابژکتیو ندارد. به هر حال آنچه من در بالا تحت این عنوان مطرح کرده ام که « بسیار کودکانه است اگر بیاندیشیم که تحت شرایطی و اگر مثلاً فلان کار از سوی بهمان شخص صورت نمی گرفت، چنین رویدادی حادث نمی شد»، خود بر همین مبنا استوار است و از چنین نگرشی در تحلیل نشأت می گیرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;- پس از سرکوب 16 اذر بسیاری بر این عقیده بودند که این جنبش دیگر توان متشکل کردن دانشجویان را در سطح دانشگاه نخواهد داشت . یا به شکل دیگر از سوی برخی اعلام شد که این جنبش با شکست مواجه شده است . شما در این مورد چه فکر میکنید.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قبل از هر چیز بگویم من به جامعه و به رویدادها و یا به هر مقوله ی دیگری در چنین کانتکست سیاه و سفیدی نگاه نمی کنم. به نظر من ورای سیاه و سفید طیف متنوع دیگری از رنگ ها نیز وجود دارد که باید در نظر گرفته شود. این دوآلیسم یا دوگانه انگاری که گویا یک جنبش یا کاملاً شکست خورده است، یا به عکس، کاملاً پیروز شده است، بازمانده ی سنت اندیشه گانی پیشامدرنی است که لااقل از زمان هگل منسوخ شده است. به هر جهت، اگر بخواهم به پرسش شما پاسخ دهم، باید بگویم گزاره ای که شما طرح کرده اید، هم می تواند صحیح باشد، و هم غلط. این بسته به اینکه شما پیروزی و شکست را چه چیزی تعریف می کنید، و بسته به شرایط حادث شدن یک رویداد خاص، متفاوت است. به باور من کل تجربه ی «چپ رادیکال» و در ادامه «د.ا.ب.» پیروزی بزرگی برای چپ دانشجویی و برای کل چپ بود. نمی توان از سر اینکه چنین تجربه ای با سرکوب مواجه شد، کل دستاوردهای آن را انکار کرد. اما از طرف دیگر بدون در نظر گرفتن مؤلفه ی سرکوب مقطع 13 آذر و تبعات آن نمی توان درباره ی ادامه ی فعالیت و امکانات و محدودیت های این مجموعه سخن گفت. اغلب فعالین و رهبران «د.ا.ب.» یا از کشور خارج شده اند و یا فعالیت در این قالب را کنار گذاشته اند. بقیه نیز تحت فشار هستند و در نتیجه کل مجموعه پس از 13 آذر ــ به جز در مواردی معدود ــ راندمان چندانی نداشته است. .اما این ابداً بدان معنی نیست که چپ دانشجویی «دیگر توان متشکل کردن دانشجویان را در سطح دانشگاه نخواهد داشت». اکنون در شرایط متفاوتی بسر می بریم و تبعات ضربه ی مقطع 13 آذر تا حد بسیار زیادی از میان رفته اند. لیکن شخصاً بر این باورم که ادامه ی فعالیت در شکل کنونی و در قالب «د.ا.ب» چندان ثمربخش نخواهد بود و باید همراه با بازبینی انتقادی تجربه ی موفق «د.ا.ب»، در تکاپوی یافتن الگوها و شیوه های دیگری برای متشکل کردن و سازماندهی دوباره ی چپ در دانشگاه بود تا به نتیجه ی مطلوب دست یافت. اینجا ــ چنانکه برخی می پندارند ــ بحث بر سر یک نام نیست، بلکه هدف بنوعی یک شیفت یا تغییر ریل به فرمی مطلوب است که شرایط تغییریافته ی امروز آن را می طلبد. این امر خود با توان تولید فکری آن جریان همبستگی تام دارد و بدون آن میسر نمی گردد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;- تشکلهایی دانشجویی دیگری با دیدگاه چپ در دانشگاه فعالیت میکردند و با آنکه به علنیت "چپ رادیکال" نبودند اما فعالیت کم و بیش را پیش می برند. نظر شما در مورد فعالیت های این گروهها چیست ؟ اگر نقد یا نقاط مثبتی در فعالیت این گروهها می بینید بیان کنید ؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;اگر منظورتان جریاناتی است که پیش از آذر 86 فعالیت می کردند، باید بگویم که اغلب آنها محافلی کوچک بودند که در حاشیه ی بستر اصلی یعنی چپ رادیکال قرار داشتند. خود نیز به ناچار چنین موقعیتی را برای خود پذیرفته بودند و با آنکه بعضاً خط سیاسی متفاوتی را نمایندگی می کردند، غالباً دنباله رو چپ رادیکال بودند و پراتیک مستقل و متفاوتی نداشتند؛ چپ خرده بورژوا همیشه چنین است. البته بودند جریاناتی چون دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک و یا کسانی که به چپ نو تمایل داشتند، که نسبتاً با استقلال فعالیت خود را پیش می بردند. در کل به باور من اگر چه انتظار وحدت تصنعی جریانات چپ انتظار بیجایی است، اما پراکندگی نیروهای چپ در این مقطع بیشتر نشان نوپایی چپ دانشجویی است تا تمایز سبک کاری، استراتژیک و غیره. البته تأکید می کنم منظور من این نیست که این جریانات می توانند یا به تعبیر صحیح تر می توانستند گونه ای همگرایی را در پیش بگیرند، چه که اساساً بسیاری از آنها تعلق طبقاتی و فکری متمایزی داشتند که این همگرایی را ناممکن می کرد. مقصود من این است که در صورت رشد و بلوغ چپ پرولتری و گام برداشتن به سوی ایجاد تشکل مستقل دانشجویی، این جریانات هرچه بیشتر حاشیه ای می شدند و بستر اصلی آن قدر قدرت می یافت که این جریانات حاشیه ای عملاً موضوعیت خود را از دست می دادند. چپ رادیکال در این راستا حرکت می کرد و «د.ا.ب.» نقطه عطف این حرکت و دستاورد بزرگی در این راه بود، که متأسفانه با چنان سرکوبی مواجه گشت. نمی دانم پرسشتان تا چه اندازه شامل جریاناتی می شود که پس از 13 آذر اعلام موجودیت کردند، اما همین قدر بگویم که این جریانات متأسفانه خارج از دنیای مجازی هیچ موجودیت عینی ای ندارند که بتوان در مورد فعالیت هایشان چیزی گفت. به هر حال چپ دانشجویی در دهه ی 80 با نام چپ رادیکال و دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب گره خورده است و فارغ از میل من و شما تاریخ این را به خاطر خواهد سپرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;- با توجه به این که حوادث در ایران با سرعت به پیش میرود ، آیا در حال حاضر شما به نقش چپ در جامعه می توانید امید ببندید و آیا برای پیشبرد این تفکر در این اوضاع تلاش می کنید؟ آیا دانشجویان چپ دانشگاه می توانند باز هم در این تحولات نقش بازی کنند؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پیش از آنکه به نقشی بپردازم که چپ در دل این حوادث ایفا می کند یا می توانست و می تواند ایفا کند، بگذارید کمی آنچه را که رخ داده و در حال رخ دادن است، بشکافم تا ماهیت جنبش حاضر روشن شود. ببینید، همانطور که قبلاً در دو نوشته در حد امکان کوشیده ام توضیح دهم، بر خلاف آنچه برخی استدلال می کنند، معتقد نیستم که رویدادهای اخیر یک نبرد طبقاتی است یا اینکه جنبش حاضر را می توان به سمت چنین نبردی باصطلاح «کانالیزه کرد». به باور من این یک کشمکش درون طبقه ای بورژوازی است که بیش از هر چیز بر سر نحوه ی سیادت بر طبقه ی دیگر و در متن همان روندی که اشاره کردم، یعنی پروسه ی رفع تضادهای حوزه ی اقتصاد سیاسی، درگرفته است. و چنین کشمکشی با این ابعاد فقط و فقط در شرایطی می توانست حادث شود که اتفاقاً هر دو جناح درگیر با فراغ خاطر از سلطه ی ایدئولوژیک شان بر جامعه پا به این میدان بگذارند. بگذارید روشن تر بگویم: همانطور که در پاسخ پرسش نخست شما اشاره کردم، جامعه ی ایران یک جامعه ی طبقاتی و شیوه ی تولید غالب در آن سرمایه داری و بنابراین سازمان تولید در این جامعه مبتنی بر روابط سرمایه دارانه است. از این رو در این دستگاه، مفاهیمی چون «مردم»، «جنبش توده ای»، «خیزش توده ها»، «انقلاب مردم» و غیره مفاهیمی به غایت انتزاعی و تهی از هرگونه بار معنایی ابژکتیوی هستند؛ چرا که به هیچ وجه مشخص نمی سازند که مرادشان کدام طبقات یا کدام بخش های جامعه است. به بیان دیگر از آنجا که جامعه طبقاتی است، باید با سنج طبقاتی به بررسی جنبش ها، روندها و رویدادهای حادث در آن پرداخت. از طرف دیگر در جوامعی که انباشت اولیه سرمایه در آنها تاریخاً به تعویق افتاده است ــ یا همان کشورهای پیرامونی ــ ، از آنجا که سودآوری سرمایه بر کار ارزان متکی است نه به تکنولوژی تولید، سازمان تولید مبتنی بر نوعی استبداد است که هم چنین خود را در عرصه ی سیاسی منعکس می کند. بنابراین در چنین جوامعی اساساً چیزی تحت عنوان جنبش یا انقلاب «بورژوا-ـ دموکراتیک» موضوعیت پیدا نمی کند و تحقق خواست ها و مطالبات «بورژواــ دموکراتیک» در درون نظام سرمایه داری ممکن نیست. هم چنین از نظر من تقابل های کاذبی که مثلاً در قالب تقابل مردم / دولت عنوان می شوند، به همان دلایل پیش گفته، محلی از اعراب ندارند. از این منظر باید پرسید چنانچه جمهوری اسلامی دولت بورژوازی است ــ که هست ــ ، آیا جنبش حاضر خود را در تقابل با بورژوازی و بنابراین در تقابل با نظام سرمایه داری معنا می بخشد یا خیر؟ پاسخ مطلقاً منفی است. افق جنبش حاضر جابجایی بالانس قدرت در بالا و نهایتاً نوعی لیبرالیزم فرهنگی است که از زاویه ی اقتصاد سیاسی به هیچ عنوان نمی تواند مترقی ارزیابی شود.&lt;br /&gt;به هر جهت اگر به سؤال شما بازگردم، باید مقدمه ی نسبتاً طولانی فوق را در چند حکم کلی خلاصه کنم:&lt;br /&gt;1ــ جامعه ی ایران طبقاتی، نظام اقتصادی آن سرمایه داری، و جمهوری اسلامی دولت بورژوازی است.&lt;br /&gt;2ــ جنبش حاضر بواسطه ی افق اش یک جنبش بورژوایی و ارتجاعی است.&lt;br /&gt;3ــ این جنبش در متن هژمونی ایدئولوژیک بلوک بندی ها یا جناح های دوگانه ی بورژوازی شکل گرفته است.&lt;br /&gt;از این رو چنانچه در این کانتکست چپ بخواهد نقشی ایفا کند، و در صورتی که نخواهد به دنباله رو این یا آن بخش بورژوازی بدل شود، این نقش لاجرم معطوف به تقابل با و شکستن هژمونی ایدئولوژیک بورژوازی می باشد. موفقیت در این امردر شرایط فقدان حزب کمونیست طبقه ی کارگر، خود، به توان ارائه ی ادبیات، الگوها و افق آلترناتیو از سوی چپ در راستای آگاهی بخشی وبازتعریف یک هویت چپ و حرکت در جهت ساختن چنین حزبی از یک سو، و از سوی دیگر به امکان صف بندی مستقل طبقاتی بستگی دارد. به هرحال چپ با چنین بینشی و با درک ضرورت فعالیت دخالتگر در متن اوضاع جاری باید به ایفای نقش بپردازد.&lt;br /&gt;اما در پاسخ سؤال دوم شما، تا آنجا که به شخص من برمی گردد، قطعاً در چنین راستایی در حد توان تلاش خواهم کرد و تاکنون نیز سعی کرده ام نقش کوچکی در این بین ایفا نمایم. اما در رابطه با چپ دانشجویی، این بستگی تام پیدا می کند با میزان درک روشن فعالین آن از تحولات و نقش خطیری که بعنوان یک رسالت تاریخی بر گرده شان سنگینی می کند. دانشگاه در جوامعی مانند ایران، تریبون جامعه است و نقشی پراهمیت در آگاهی بخشی به جامعه ایفا می کند. در حال حاضر چپ در دانشگاه ها با چنین پتانسیلی غایب است و سبزها صحنه گردان بازی اند. به هم زدن این چینش در درجه ی نخست در گرو همان چیزی است که بالاتر از آن بعنوان تغییر ریل یا شیفت به فرمی مطلوب جهت بازسازی و سازماندهی مجدد چپ دانشجویی از آن یاد کردم. این امر می تواند و باید در شرایط کنونی در راستای وظیفه ی عمومی چپ، یعنی تقابل هژمونیک با تسلط ایدئولوژیک بورژوازی بر جامعه، و متناسب و همبسته با این هدف صورت بگیرد. در نبردهای بزرگ، انسان های کوچک به فراموشی سپرده می شوند؛ باید گام های بزرگی برداشت. &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;p&gt;============================================================ &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;در همین رابطه :&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;ul&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_22.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با امین قضایی &lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_23.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با سروش دشتستانی &lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_24.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با عابد توانچه&lt;/a&gt;&lt;/li&gt; &lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_25.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با پریسا نصرآبادی&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_26.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با مزدک طوسی نژاد&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;br /&gt;&lt;/ul&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/583016725296739427-3384628092113545347?l=eshterak1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/3384628092113545347/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/11/blog-post.html#comment-form' title='5 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/3384628092113545347'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/3384628092113545347'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/11/blog-post.html' title='چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با سیامک امین'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SvCjMX2u-7I/AAAAAAAAEP8/aKouXDTivOA/s72-c/1871.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-6342997109659653683</id><published>2009-10-26T12:24:00.000-07:00</published><updated>2009-10-26T12:27:43.834-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مصاحبه'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='چپ دانشجویی'/><title type='text'>چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با مزدک طوسی نژاد</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SuX3TLnIZpI/AAAAAAAAEJI/KJnmExbwlC4/s1600-h/untitled.bmp"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 249px; FLOAT: left; HEIGHT: 240px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5396991637379901074" border="0" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SuX3TLnIZpI/AAAAAAAAEJI/KJnmExbwlC4/s320/untitled.bmp" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;با تشکر از اینکه این مصاحبه را پذیرفتید&lt;br /&gt;با توجه به بازگشایی دانشگاهها و بنا به شرایط کنونی جامعه و اعتراضاتی که به شکلی سراسری جامعه را درنوردیده است لازم دیدیم تا با فعالین چپ دانشجویی که در چند سال گذشته تجارب مهمی را از سر گذرانده اند گفتگویی داشته باشیم .&lt;br /&gt;هدف از این گفتگو شناخت دقیق تر از این جنبش بواسطه ی فعالینی از آن است که تاکنون فرصت ارائه نظراتشان را در رابطه با نوع نگاهشان نسبت به گذشته و همچنین اینده این جنبش پیدا نکرده اند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- براین اساس از شما میخواهیم در ابتدا چگونگی شکل گیری و رشد جنبش چپ در دانشگاه را توضیح دهید . زمینه های شکل گیری و تقویت این جنبش را در چه میدانید .&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ارتباط با زمینه ی شکل گیری جنبش چپ در دانشگاه ها یک نگاه و نظر که بسیار شنیده شده است وجود دارد و آن اینکه شرایط سیاسی آن دوران (سال 80 و 81 ) و بسته به آن ، شرایط اجتماعی ، اوضاع را به صورتی رقم زد تا دلسردی حاصل از شکست پروژه ی دوم خرداد موجب عروج چپ در دانشگاه و میدان یافتن فعالیت های رادیکال شود. اینکه اصلاحات محبوبیت اش روز به روز کاهش می یافت کاملا صحیح است ، اما به نظر من حضور افراد مارکسیست و کمونیست در دانشگاه و در جامعه علت موثرتری بود . نسل جدیدی که با گسست از شیوه های چپ سنتی و روش های روتین گذشته ، کار را آغاز کرده بودند و مجهز به دانش این کار بودند.&lt;br /&gt;شکست اصلاحات توانست موجبات گرایش بیشتر افراد علاقمند به ایجاد تغییر در جامعه و خصوصا دانشجویان را به چپ فراهم سازد که در واقع سبب آن شد که ما تا سال 86 بیش از اندازه رشد به لحاظ کمیتی داشته باشیم.&lt;br /&gt;اما در واقع شرایط مربوط به دوران سال 80 تا 84 بود که ما را به سمت فعالیت علنی در دانشگاه و جامعه کشاند و موجب گرایش بعضی از ما به احزابی بود که شاید تا آن زمان جوابگوی ما در عرصه هایی بودند.&lt;br /&gt;این مدت ، زمانی بود که شرایط اجتماعی اجازه ی این کار را به ما میداد تا یکدیگر را پیدا کنیم و کارهای مشترک را در جامعه به پیش ببریم .&lt;br /&gt;از نظر من مبنای آشنایی ما با مارکسیسم و فعالیت های ما در قالب فعالین مارکسیست تا سال 84 ، صرفا دانشگاه نبوده است. ما در جامعه یکدیگر را پیدا کردیم ، کانون تاسیس کردیم ، جلسات برگزار کردیم و به هر شکل و نحوی افراد مختلف را از درون جامعه در خودمان جای دادیم و این روند نتوانست ادامه پیدا کند به این دلیل که ازسال 84 به بعد امکانات ما برای ادامه کار آرام آرام سلب شد و در عین حال فشارهای امنیتی افزایش یافت .&lt;br /&gt;از اینجا به بعد ما آرام آرام به ناچار تنها دانشگاه را بستر مناسب این کار یافتیم و فعالیت هایمان در جامعه نتوانست توفیقی داشته باشد .اگر چه که همچنان بر آن پای می فشردیم ، چه در محیط های کارگری و چه در فعالیت های دیگری مانند حقوق زنان .&lt;br /&gt;تثبیت نفوذ ما در دانشگاه موجب آن شد تا به ظرف بزرگتر یعنی جامعه نیز بنگریم ، خصوصا در زمانی که شرایط اجتماعی هر روز بدتر می شد و احمدی نژاد چهره ی سیاسی و اقتصادی خود را کاملا به جامعه نشان داده بود.&lt;br /&gt;شاید روشن بود که دیگر فضایی برای فعالیت اجتماعی در جامعه وجود ندارد و تنها می شد فعالیت اجتماعی را در یک محفل خلاصه کرد. بنابراین همانطور که شاهدش بودیم و پس از زندان ها نیز روشن شد ، برخی از رفقا دست به ماموریت های عجیبی نیز زدند .&lt;br /&gt;با این وصف فضای سیاسی و اجتماعی اواخر دوران خاتمی ، شکست دولت او و پروژه ی اصلاحات و حضور انسانهای مارکسیست و تشخیص اجتماعی و سیاسی درستی که برای آغاز این کار داشتند ، شاید جز مهمترین عواملی باشد که بتوان همچنان از آن به عنوان عوامل موثر اجتماعی یاد کرد . اما قطعا تمام این شرایط ، بدون تمامی حواشی فعالیت های چپ رادیکال و همچنین افراد خستگی ناپذیراش جوابگو نمی بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;- نظراتتان را در مورد اتفاقات 16 آذر 86 برایمان بازگو کنید. اگر چه تقریبا مدت زمان بسیاری از آن حادثه گذشته است ، اما بنا به اینکه در آن دوران و پس از آن حوادث ، که منجر به دستگیری تعداد بسیاری از دانشجویان شد ، تنها شاهد اظهار نظر از سوی شخصیت ها ، احزاب و سازمانها بودیم ،شما به عنوان یکی از فعالین این جنبش این اتفاقات را چگونه بازگو میکنید .چه عواملی باعث به وقوع پیوستن سرکوب 16 آذر 86 شد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;حملات بسیاری به شیوه ی عملکرد دانشجویان در دوران دستگیری ها و پس از آن شد که برخی از این انتقادات آرام آرام جنبه های فرعی دیگری پیدا کرد. اگر بخواهم مشخصا در ارتباط با سرکوب 16 آذر 86 صحبت کنم ، از نظر من این اتفاق اجتناب ناپذیر شده بود و برخی از رفقا حتی پیش از این که کسی دستگیر شود این امکان را گذاشته بودند که پس از برگزاری این مراسم احتمالا تبعاتی در انتظارشان خواهد بود. در واقع از این نظر همه چیز غافلگیر کننده بود که دو روز پیش از مراسم اقدام به ربودن برخی در خیابان و حمله به خانه ی یکی دیگر کردند .&lt;br /&gt;واضح بود که نیروهای اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی فعالیتهای ما را زیر نظر داشتند و در عین حال ما هم در دستور فعالیتهای مربوط به محیط دانشگاه و جامعه کمتر از روش های زیرزمینی استفاده می کردیم . ما روش کارمان تابعی از شرایط بود ، فرضا در دوره ای که کم کم چپ رادیکال در دانشگاه نفوذ بیشتری پیدا میکرد ، برخی افراد از جمله خودم به دلیل اینکه گفته می شد در مرکز اتهامات در رابطه با ارتباط با احزاب خارجی هستیم ، خودمان را از برخی کارها کنار کشیدیم تا به نوعی مانعی برای فعالیت ظاهرا سالم دیگران نشویم . اما از 85 به بعد واضح بود که حتی همانهایی که تصور میکردند هیچ فعالیت سیاسی خارج از دانشگاه شان زیر ذره بین نیست اشتباه میکردند و این صرفا یک اشتباه نبود . این حالت ، قرارگرفتن هر یک از رفقا در موقعیتی بود که به نوعی به این دلیل که پیشبرد هر یک از امور به حضور فعال شان بستگی داشت ، ناچار بودند تا از دستاورد ها حفاظت کنند و برای پیشبرد اهداف بجنگند و نتیجتا نمی توانستند به هیچ نحوی پا عقب بکشند و در واقع امکان عقب نشینی و یا فکر کردن به آن با توجه به موقعیتی که در آن قرار داشتیم ، شاید ممکن نبود .&lt;br /&gt;تمامی انتقادات و حمایت هایی که در این دوران دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب شنیدند ، همه براساس منافع احزاب بیان میشد ، اما این بدان معنا نیست که همه یک سر بی اعتبار است . بسیاری از انتقادات به شیوه ی عملکرد داب(دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب) می تواند به جا و درست باشد.&lt;br /&gt;سرکوب 13 آذر 86 مطمئنا عواملی دارد که به 1 ماه قبل یا 1 سال قبل مربوط نیست و می بایست بر روی شیوه ی عملکردمان و رابطه مان با احزاب اپوزیسیون دست بگذاریم. هیچ یک از احزاب هیچ شناخت دقیقی از موقعیت افراد در جامعه و وضعیت خود جامعه ندارند و تنها یک تحلیل کلی از وضعیت ارائه می دهند که چندان کارآمد نیست.&lt;br /&gt;برخی از ما همانطور که در بالا اشاره کرده ام با احزابی در اپوزیسیون ارتباطات تنگاتنگی داشته ایم که این مسئله همچنان در طول مدت فعالیت مان نه تنها مخفی نماند بلکه بواسطه ی خروجی های مختلف ما از جمله مقالات و نظرات و تحلیل ها بر صحت شک و شبه های بوجود آمده مهر تایید زد. حتی مخالفین سیاسی راست ما در دانشگاه از ابراز این موضوع و نشان دادن وابستگی ما هیچ ترسی نداشتند و همینطور هیچ اخلاقی.&lt;br /&gt;به هر حال مسئله اینجاست که ما سوخته محسوب می شدیم و دیر یا زود می بایست انتظار این سرکوب را می داشتیم و از اینجاست که می گویم اجتناب ناپذیر بود و برای بسیاری از ما فقط مسئله ی زمان مطرح بود.&lt;br /&gt;البته که این سرکوب دلایل بسیار دیگری نیز می تواند داشته باشد ، اما واضح ترین آن این است که حتی اگر خواسته ایم تا با یک حزب سیاسی ارتباط داشته باشیم ، نخواسته ایم تا آنرا بپوشانیم و هیچ وقت تلاشی هم در این راستا نکردیم و واضح و روشن است که جمهوری اسلامی حمله خواهد کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;- پس از سرکوب 16 اذر بسیاری بر این عقیده بودند که این جنبش دیگر توان متشکل کردن دانشجویان را در سطح دانشگاه نخواهد داشت . یا به شکل دیگر از سوی برخی اعلام شد که این جنبش با شکست مواجه شده است . شما در این مورد چه فکر میکنید.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;در این شکی نیست که ضربه ی 86 بسیاری از فعالین این جنبش را زمین گیر کرد و به واقع مهلک بود.&lt;br /&gt;از نظر من هیچ تشکل یا جنبشی نمی تواند ادعا کند که پس از زندانی شدن فعالین اش و شکنجه و در نهایت دادگاهی شدنشان همچنان همانند گذشته قدرتمند است. دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب نیز از این امر مستثنی نیستند ، اما معتقدم گسست ما زمانی نهایی شد که پس از زندان ، بسیاری از اتفاقات آشکار شد و همین موضوعات بصورت دامنه دار تا امروز ادامه یافت.&lt;br /&gt;قطعا فعالیت در قالب دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب امروز شکست خورده است و اگر کسی نخواهد این موضوع را به زبان بیاورد از سر ترس از انکار خودش است. اما این شکست تنها به این معنا است که دیگر ما نمی توانیم با آن نام و با همان ترکیب در دانشگاه ها فعالیت کنیم ، ولی همچنان دانشجویان چپ در دانشگاه ها حضور دارند و به هر شیوه ی ممکن دیگری امر مبارزه ی خود را به پیش می برند.&lt;br /&gt;چپ رادیکال توانست اقدامات بزرگی را در سطح جامعه ایران به انجام برساند . اولین 1 می ها پس از نزدیک به 20 سال همه با همکاری مستقیم یا غیر مستقیم این گروه در سطح شهر تهران اتفاق افتاد و بسیاری دیگر از اینچنین مراسم هایی که شاید تا مدت ها دیگر نشانی از آن را نبینیم.&lt;br /&gt;اما مسئله اینجاست که این فعالیت ها تاثیر خود را گذاشته است و این تاثیرات به همراه تجربه ی اتفاقات دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب می تواند برای دانشجویان جدید راهگشا باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;- تشکلهای دانشجویی دیگری با دیدگاه چپ در دانشگاه فعالیت میکردند و با آنکه به علنیت "چپ رادیکال" نبودند اما فعالیت کم و بیش را پیش می برند. نظر شما در مورد فعالیت های این گروهها چیست ؟ اگر نقد یا نقاط مثبتی در فعالیت این گروهها می بینید بیان کنید ؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;گروه های دیگری که بودند تقریبا از سال 85 به بعد نمود یافتند. آنها در حال تقویت خود در دانشگاه بودند و من از اهداف شان آگاهی ندارم و میبایست خودشان در این مورد نظر دهند. فعالیت های آنها بنا به نوع نگاهشان نسبت به مبانی مارکسیسم اشکال دیگری می یافت و همچنین بنا به ظرف فعالیتشان. فرضا دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک بنا به فضای سیاسی موجود در این دانشگاه برنامه هایشان را پیش می بردند و با مبانی تئوریک ما در برخی موارد سازگاری نداشت. برای ما در آن دوره مخالفت مستقیم با احمدی نژاد معنای سیاسی مستقیمی نداشت که از آن مخالفت با دولت را استخراج کنیم ، اما آنها تاکید بر این مخالفت را مهم و موثر میدانستند.&lt;br /&gt;مورد دیگر، چپ کارگری بود که از همان سال 85 به بعد آرام آرام شکل می گرفت. این گروه هم از نتایج مستقیم فعالیت چپ رادیکال بود که افرادی از درون ما بنا به دلایل تئوریک و دلایل دیگر، خودشان را از کنار ما بیرون کشیدند و چنین گروهی را شکل دادند.&lt;br /&gt;تمامی این گروه ها ظاهرا به یک نوع و شیوه فعالیت می کردند و این همان روشی بود که ما نیز داشتیم . بنابراین براساس پراتیک جنبشی نمی توانم به نقطه ی خاصی یا خصوصیت خاصی در آنها اشاره کنم.&lt;br /&gt;اما به جز این گروه ها که قابل مشاهده بودند ، هستند افرادی که از همان ابتدا با یک دسته فعالیت های مخفیانه کار خود را آغاز کردند و همچنان نیز به این شیوه ی مبارزه ادامه می دهند. کار مخفی ضعف های خاص خودش را دارد و جوابگوی دانشگاه و جامعه در آن دوران نمی توانست باشد اما شاید حسن اش این باشد که از سرکوب در امان است.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;- به فعالیت علنی و مخفی اشاره کردید . بسیاری گفته اند که بهتر بود تا فعالیت این گروه بصورت مخفی می بود و یا گفته اند که در ترکیب این دو اشتباهاتی بوده که موجب لو رفتن مسائل و نهایتا سرکوب شده است ، چرا فعالیت علنی را انتخاب کرده اید و آیا اگر جز این میکردید سرکوب حداقل مشکل تر نمی شد؟&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;بحث ، تلفیق کار مخفی و علنی است . به نظر من این کار کمتر نتیجه داده و همیشه باید یکی را فدای دیگری کنیم . انتخاب یکی از این دو و یا تلفیق شان بسته است به سطح مبارزه و شرایط امنیتی ای که در جامعه حکم فرماست .&lt;br /&gt;فعالیت سیاسی و اجتماعی در ایران غالبا بنا به اوضاع سیاسی و اجتماعی که تا امروز حکمفرما بوده بصورت جنبشی و در واقع علنی بوده است. در ایران جنبش های اجتماعی بسیار فعالند که همه از همین شیوه استفاده میکنند. اما جنبشی بودن آنها لزوما بدین معنا نیست که حتما همه چیز روشن است و هیچ قسمتی در پشت پرده وجود ندارد. من شخصا تصور نمی کنم که هیچ یک از جنبش های اجتماعی بار معنایی فراتر از خودشان و جنبش شان نداشته باشند . یعنی اگر فرضا جنبش زنان در ایران به اشکال مختلفی که هر گروهی انجام می دهد در حال فعالیت هستند ، بدین معنا نیست که آنها عده ای افراد فعال این بخش هستند که صرفا به خواست زنان توجه دارند بلکه در درون آنها یک گروه مفاهیم معنایی ، تئوریک و به تبع آن رفتار های مشخص سیاسی ، اجتماعی وجود دارد که این موجب بروز یک جنبش به شیوه های مبارزاتی و اجتماعی خاص می شود. در همین رابطه اگر حتی هیچگونه ارتباط پشت پرده ای با گرایشات مختلف در خارج از ایران نداشته باشند اما خواست هایشان با یکی از احزاب یا دسته های اپوزیسیون همخوانی پیدا خواهد کرد. این به این دلیل است که هر دسته از خواست های مدنی جامعه ایران نمایندگان صوری و یا غیر صوری در اپوزیسیون جمهوری اسلامی در خارج از کشور پیدا کرده اند و این تداخل اتفاق می افتد. از اینجاست که اطلاعات جمهوری اسلامی حداقل در حد حرف می تواند به تمامی فعالین داخل کشور انگ های اینچنینی بزند که با این گروه و آن گروه همکاری داشته و یا از فلان منبع تغذیه شده اند.&lt;br /&gt;پس فعالیت جنبشی در ایران یا همان فعالیت علنی اگر حتی در مستقل ترین حالت اش هم باشد ، باز هم می تواند درگیر این دست از مسائل با سیستم امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی شود. در اینجا اگر انگ های سیاسی و ارتباطات با خارج از کشور به مرحله ای رسیده باشد که برای آن مدارک قابل قبولی در دسترس باشد ، همان بلایی که بر سر ما آمد بر سر هر کس یا گروه دیگری هم می آید. اما در غیر اینصورت شاید کمتر در معرض آسیب های اینچنینی قرارگیرد.&lt;br /&gt;نکته ای که اینجا اهمیت دارد این است که برای یک فعال اجتماعی که بصورت علنی فعالیت دارد ، یک مرز برای ورود به حیطه ی فعالیت مخفی وجود دارد. یک ارتباط ساده ما بین فرد و یک سازمان و یا گرایش یک فرد به یک سازمان را می توان حداقل با رعایت نکات امنیتی مربوط بدان که وجود دارد برای مدتها بدون دسترس نگاه داشت و در امان بود ، اما فراتر از این یعنی شرکت در ماموریت هایی که واضح و روشن می تواند کل دستاوردهای جنبش و فعالیت علنی اش را مورد هجوم قرار دهد چیزی نیست که بتوان آن را با چند تئوری تلفیق کار مخفی و علنی پوشاند .&lt;br /&gt;به هر حال ما با یک دستگاه اطلاعاتی و امنیتی طرف هستیم که به نظرم چیزی کمتر از دستگاه های مشابه اش در کشورهای دیگر ندارد و در منطقه جز قدرتمندترین آنهاست. رعایت این نکته جز حداقل انتظارات بوده . ضمنا توجه داشته باشید که برخی از ما حتی در رعایت موارد مربوط به ارتباطات ساده با احزاب هم موفق نبودیم .&lt;br /&gt;اینکه چرا این گروه دانشجویی به این سبک کار روی آورد ، برمیگردد به شرایط امنیتی- سیاسی جامعه ، خفقان و انتظارات ما از مبارزه ای که آغاز کردیم. من در بالا هم اشاره کردم که از سال 80 تا 84 یعنی زمانی که دور دوم ریاست جمهوری خاتمی را می گذراندیم امکان فعالیت های اجتماعی و شانس موفقیت در آنها بالا بود . زمانی که چنین امکانی وجود دارد هیچ کس نیازی به اینکه بخواهد خودش را درگیر فعالیت های مخفی کند احساس نمی کند. اساسا عقب می ماندیم اگر وارد چنین فازی از فعالیت می شدیم ، زیرا دیگر جنبش های اجتماعی از همین شرایط استفاده می کردند و حرکت میکردند وما همچنان با شب نامه و شعارنویسی و غیره هیچ شانسی برای رسیدن به آنها نداشتیم . این نتیجه ای بود که حداقل من و چند نفر از دوستانم عملا به آن رسیده بودیم .&lt;br /&gt;به نظر من فعالیت های زیرزمینی مختص شرایطی هستند که دیگر هیچ راهکار جنبشی وجود نداشته باشد و امکان فعالیت های اجتماعی سلب شده باشد و مربوط به دوره هایی است که شرایط به شدت پلیسی شده است .&lt;br /&gt;براین اساس انتخاب شیوه ی فعالیت ما اشکالی نداشته و اشکالی که گریبان گیرمان شد بی توجهی نسبت به همین موضوع در درجه ی اول بود که نمی بایست ما آن بخشی از کارمان را که مخفی بوده به جنبش انتقال می دادیم و در درجه ی دوم اشتباهات شخصی افرادی که پا را فراتر گذاشتند و رسما پروژه هایی را تقبل کردند که خطرات امنیتی مستقیمی داشت .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;- با توجه به این که حوادث در ایران با سرعت به پیش میرود ، آیا در حال حاضر شما به نقش چپ در جامعه می توانید امید ببندید و آیا برای پیشبرد این تفکر در این اوضاع تلاش می کنید؟ آیا دانشجویان چپ دانشگاه می توانند باز هم در این تحولات نقش بازی کنند؟&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;با توجه به شرایط حال حاضر در ایران ، می توان به روی کار آمدن هر الگویی از جمله الگوی سیاسی ، اقتصادی کمونیستی امید داشت ، اما تصور من بیشتر بر این مبناست که بازشدن فضای سیاسی و اجتماعی در ایران بتواند زمینه ای را فراهم کند تا چپ بتواند بیش از پیش رشد کند و در آینده نقش موثر تری را ایفا کند و به نظر نمی رسد که بتواند در امروز ایران تاثیری آنی داشته باشد ، زیرا چنین امکاناتی را در حال حاضر نیروهای چپ درون جامعه ندارند. می بایست امید داشت و برای آن تلاش کرد ، اما نباید واقعیات را از نظر دور کرد.&lt;br /&gt;دانشجویان چپ ، اگر منظور دانشجویان سابق است که آنها بدلیل عواقب باقی مانده از ضربه 86 همچنان مجبورند با احتیاط عمل کنند. اما دانشجویان و جوانانی که چنین اندیشه ای را در خودشان پرورانده اند قطعا میبایست برای این تحولات نقشه عملی داشته باشند تا بتوانند تاثیر گذار باشند و این بسته به اینکه تا چه حد این نقشه درست باشد می تواند تاثیرش را نشان دهد ، در غیر اینصورت نمی توان به چیزی در این رابطه امید بست.&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;p&gt;============================================================ &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;در همین رابطه :&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;ul&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_22.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با امین قضایی &lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_23.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با سروش دشتستانی &lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_24.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با عابد توانچه&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_25.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با پریسا نصرآبادی&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;br /&gt;&lt;/ul&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/583016725296739427-6342997109659653683?l=eshterak1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/6342997109659653683/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/10/blog-post_26.html#comment-form' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/6342997109659653683'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/6342997109659653683'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/10/blog-post_26.html' title='چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با مزدک طوسی نژاد'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SuX3TLnIZpI/AAAAAAAAEJI/KJnmExbwlC4/s72-c/untitled.bmp' height='72' width='72'/><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-314603170186378919</id><published>2009-10-25T17:20:00.000-07:00</published><updated>2009-10-26T12:29:59.396-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مصاحبه'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='چپ دانشجویی'/><title type='text'>چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با پریسا نصرآبادی</title><content type='html'>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SuTqwQ7DyHI/AAAAAAAAEII/Mmjr3vFXK8A/s1600-h/parisa-bild.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 290px; FLOAT: left; HEIGHT: 277px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5396696368393996402" border="0" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SuTqwQ7DyHI/AAAAAAAAEII/Mmjr3vFXK8A/s320/parisa-bild.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;با تشکر از اینکه این مصاحبه را پذیرفتید&lt;br /&gt;با توجه به بازگشایی دانشگاهها و بنا به شرایط کنونی جامعه و اعتراضاتی که به شکلی سراسری جامعه را درنوردیده است لازم دیدیم تا با فعالین چپ دانشجویی که در چند سال گذشته تجارب مهمی را از سر گذرانده اند گفتگویی داشته باشیم .&lt;br /&gt;هدف از این گفتگو شناخت دقیق تر از این جنبش بواسطه ی فعالینی از آن است که تاکنون فرصت ارائه نظراتشان را در رابطه با نوع نگاهشان نسبت به گذشته و همچنین اینده این جنبش پیدا نکرده اند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- براین اساس از شما میخواهیم در ابتدا چگونگی شکل گیری و رشد جنبش چپ در دانشگاه را توضیح دهید . زمینه های شکل گیری و تقویت این جنبش را در چه میدانید .&lt;/span&gt; &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به اعتقاد من ظهور و بروز چپ دانشجویی در دانشگاه های کشور در اوایل دهه هشتاد محصول یک ضرورت تاریخی بود. این ضرورت از یک طرف به آشکار شدن بن بست اصلاح طلبی و شکست سیاسی _اجتماعی رفرمیست ها بر می گردد که به ویژه سرخوردگی از راه حل های سازش طلبانه در میان جوانان و جنبش دانشجویی را به همراه داشت و از سوی دیگر، باید زمینه های ابژکتیو باز تولید ایده های چپ در جنبش دانشجویی را نیز در نظر گرفت. چپ دانشجویی دقیقا در برهه ای از تاریخ سرمایه داری اسلامی زاده شد که این نظام می کوشید که در قامت یک سیستم سرمایه داری متعارف با سرمایه داری جهانی وارد تعامل بشود و خود را جا بیندازد. طبیعتا مقتضی چنین تحولی در بطن نظام سرمایه داری اسلامی، رشد خصوصی سازی، بالا رفتن نرخ استثمار، افزایش بیکاری، غیر انسانی تر شدن شرایط کار و تبعیض های گسترده و هم زمان سرکوب آزادی های دموکراتیک اجتماعی و به ویژه سرکوب مبارزات کارگران برای ایجاد تشکل های مستقل و طبقاتی شان بود که همه و همه، به ویژه درک این نکته که رفرمیسم قادر به احقاق حقوق و آزادی های دموکراتیک برای اکثریت عظیم جامعه و به ویژه طبقات محروم و تحت ستم نیست، بخشی از دانشجویان را به سمت اندیشه ها و پراتیک رادیکال و نگرش طبقاتی به مسائل سیاسی و اجتماعی سوق داد. بنابراین بنای چپ دانشجویی بر خرابه های اصلاح طلبی ساخته شد، اما چیزی که بیش از همه موجب تقویت این بخش از جنبش دانشجویی گردید، هم زمانی و مقارنت رشد و اعتلای چپ در دانشگاه، با تلاش های فعالین جنبش طبقه کارگر برای ایجاد تشکل های توده ای و طبقاتی کارگران بود که از همان زمان، پیوند میان چپ دانشجویی و جنبش کارگری برقرار گردید و به استراتژی چپ دانشجویی از آن زمان به بعد بدل گردید. در واقع شاید بتوان آغاز دهه هشتاد را دوران پر رونق تمام جبش های اجتماعی اعم از کارگری، دانشجویی ، زنان و جنبش حقوق کودک دانست.&lt;br /&gt;نکته دیگری هم که موجب شکل گیری جریانی چپ و سوسیالیست به این شکل علنی و اتخاذ سبک کار جنبشی از سوی آن گردید، این بود که اکثر کسانی که به نوعی خود در ایجاد این بخش چپ در جنبش دانشجویی مشارکت داشتند، دوران نوجوانی خود را در متن یک جنبش سیاسی گذرانده بودند، و سبک کار جنبشی، از ابتدا، بخشی از ماهیت چپ دانشجویی گردید که هم زمان استفاده از کوچکترین روزنه های موجود، تحمیل خود به سیستم و رسمیت بخشیدن به خود در فضای علنی به عنوان بخشی فعال از جنبش را پیش فرض قرار می داد. بدین ترتیب بعد از یک دهه انقطاع، نسل جدیدی از چپ، با تئوری ها و پراتیکی متفاوت از چپ گذشته سر برآورد که چندان حامل آن سنت و تجربیات نسل ماقبل خود نبود که البته من این را نقطه کوری برای چپ جدید می بینم که تکرار برخی تجربیات عملا به وی تحمیل شد و درس های بسیاری که باید می آموخت، تا از راه رسیدن یک ضربه سخت به تعویق افتاد و شاید تنها مزیتی که برای نسل جدید چپ در دانشگاه ها داشت، اتخاذ سبک کار جنبشی به عنوان یگانه راه فعالیتی که به طور اجتماعی و طبیعی می دانست در شرایط موجود بود. اما با تمام بالا و پایین ها در یک فرایند آزمون و خطا چپ دانشجویی رشد کرد و به عنوان یک نیروی جدی در بین نیروهای سیاسی موجود در جنبش دانشجویی موقعیت خود را تثبیت نمود که این محصول تلاش بسیاری از رفقا بود که با نشریات، کانون ها، آکسیون ها و فعالیت های مستمر و اراده ای که برای پیش بردن سوسیالیسم در متن جنبش دانشجویی داشتند این کار را انجام دادند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;- نظراتتان را در مورد اتفاقات 16 آذر 86 برایمان بازگو کنید. اگر چه تقریبا مدت زمان بسیاری از آن حادثه گذشته است ، اما بنا به اینکه در آن دوران و پس از آن حوادث ، که منجر به دستگیری تعداد بسیاری از دانشجویان شد ، تنها شاهد اظهار نظر از سوی شخصیت ها ، احزاب و سازمانها بودیم ،شما به عنوان یکی از فعالین این جنبش این اتفاقات را چگونه بازگو میکنید .چه عواملی باعث به وقوع پیوستن سرکوب 16 آذر 86 شد.؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ضربه آذر 86 در شرایطی فرا رسید که جبهه چپ رادیکال، به عنوان ظرف بزرگی که در برگیرنده گرایشات مختلف رادیکال چپ در دانشگاه ها بود، به چند پاره تقسیم گشته بود و دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب از یک سو، چپ کارگری که در آستانه 16 آذر منحل اعلام گردید از سوی دیگر و فعالین منفرد چپ دانشجویی هم چنین، فعالیت های مستقلی را از هم سامان می دادند.&lt;br /&gt;درست است که فعالیت علنی با عنوان چپ و سوسیالیست در دل نظام سرمایه داری اسلامی نهایتا هزینه ای را در بر می داشت و برخورد جمهوری اسلامی با چپ چه در دانشگاه ها و چه بیرون از آن ناگزیر به نظر می رسید، اما نمی توان نقش عواملی را که به مثابه کاتالیزوری (تسریع کننده) برای این سرکوب عمل نمود را نادیده گرفت.&lt;br /&gt;این که نفس برگزاری برنامه مستقل به مناسبت روز دانشجو توسط نیروهای چپ عامل یگانه سرکوب بوده نمی تواند همه واقعیت را در بر بگیرد. همان طور که در پاسخ به سوال قبلی گفتم، سبک کار چپ دانشجویی مبتنی بر علنیتی بود که عملا با عملکرد برخی چهره های شاخص و علنی چپ دانشجویی در تقابل قرار گرفت، روشن است که رهبران، سازمان دهندگان، چهره ها و و فعالین برجسته جنبش دانشجویی، نمی توانند و اساسا نباید وظایف کادرهای حرفه ای و مخفی احزاب چپ را بر عهده بگیرند، چه برسد به آنکه دست به قمارهایی بزنند که صراحتا نام آن آوانتوریسم است و هرچه غیر از این یا تعارف است یا پرده پوشی که در هر دو حالت از صداقت کمونیستی به دور است.&lt;br /&gt;واضح است که بخش رهبری و تصمیم گیرنده دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب به واسطه روابط ارگانیکی که با حزب مربوطه داشتند و بروز رفتارهای غیر متعارفی که از سوی برخی چهره های شاخص آنان بروز نمود، در واقع وظیفه چهره های چپ جنبش دانشجویی را با کادر های مخفی و نظامی یک حزب دارای شاخه نظامی آمیختند و این امر نهایتا فرصت و بهانه لازم را به دست رژیم سرکوبگر اسلامی داد. چرا که اگر چنین گزک های نابی موجود نبود، شاید اگر نگوییم ضربه به ناگاه فرود نمی آمد، اما دست کم با چنین شدت و گستره ای نازل نمی شد. حقیقتا نا روشن بودن مساله تفکیک وظایف کادر های مخفی و علنی_جنبشی بروز چنین ضربه سهمگینی را ممکن تر و عملی تر نمود و بدنه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب را که وابستگی حزبی نداشتند در کمال بی مسئولیتی و بی پرنسیپی به مسلخ کشاند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;- در رابطه با عدم تفکیک فعالیت مخفی و علنی که شما در بالا به آن به عنوان یکی از علل تقویت کننده ضربه اشاره کردید ، می خواهیم بدانیم که از نظر شما کدامیک از این دو می بایست در دستور کار فعالین داخل ایران قرار بگیرند؟ آیا تلفیق این دو ممکن است؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;فعالین جنبش سوسیالیستی ممکن است صرفا به مثابه فعالین علنی یا کادرهای مخفی به فعالیت بپردازند، و ممکن است که با تلفیق کار علنی ومخفی وظایف خود را انجام دهند، این کاملا بستگی به شرایط ، عرصه ها و سطوح مبارزه دارد. در این که تلفیق کار علنی و مخفی ممکن و برای برخی کاملا نیز ضرورت دارد بحثی نیست. مساله اساسی که من سعی کردم آن را روشن نمایم این است که چپ دانشجویی بعد از کشتار دهه 60 و به ویژه 67 و به تبعید رفتن بسیاری از فعالین کمونیست، از دل یک خلا بیرون آمد و ناگزیر گردید و در واقع به او تحمیل شد که بار سنگین و متنوعی از فعالیت های مختلف را به دوش بگیرد. اما مساله این است که به هر حال چپ در جنبش دانشجویی تا جایی پیش رفت که به تدریج می بایست بر اساس نظرگاه صحیح و اتخاذ استراتژی و تاکتیک های منطبق با شرایط و سبک کار متناسب در دانشگاه، فعالیت هایش را با موقعیت عینی اش منطبق نماید. اماچنین نشد و همان طور که گفتم، برخی چهره ها و فعالین شناخته شده آن که درگیر فعالیت علنی در دانشگاه بودند، بدون خارج شدن از ظرف فعالیت علنی، دست به اقدامات غریبی زدند که تنها بر عهده کادر های مخفی یک حزب سیاسی است. اما ابدا نباید این فاحش را تنها به تاکتیک های غلط یا سبک کار نادرست تقلیل داد. مساله بر سر نظرگاه منحطی است که چنین سبک کار یا تاکتیک هایی را مجاز می نماید و بعد از وقوع خطا نیز سعی در توجیه اشتباهات، پرده پوشی و تئوریزه کردن غلط های خود دارد! و در مقابلِ ضرورت بازنگری عملکرد و بازخوانی تجربه چپ در دانشگاه طی سال های گذشته با لا قیدی، بی مسئولیتی و فرصت طلبی به بهانه های واهی مقاومت میکند و سنت انتقاد از خود را که سنتی دیرینه در چپ در همه جای جهان است، به کل انکار کرده و نادیده می گیرد و ضد اخلاقیات کمونیستی را تجویز و تجلیل می کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;- پس از سرکوب 16 اذر بسیاری بر این عقیده بودند که این جنبش دیگر توان متشکل کردن دانشجویان را در سطح دانشگاه نخواهد داشت . یا به شکل دیگر از سوی برخی اعلام شد که این جنبش با شکست مواجه شده است . شما در این مورد چه فکر میکنید.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چپ دانشجویی مترادف با دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب نبود و لذا ضربه کاری که بر این تشکل وارد آمد نیز اگرچه همه بخش های چپ دانشجویی را تحت الشعاع قرار داد و موجب گردید که دستاوردهای عمومی چپ در دانشگاه ها از دست برود و عموم فعالین چپ زیر ضرب و ذره بین قرار بگیرند، اما تنها به دوره کوتاهی از رخوت منجر گردید که با تحرکاتی که از سوی نیروهای مختلف چپ از دانشگاه های به ویژه شهرستان صورت گرفت فضای ارعاب درهم شکسته شد. اعلام موجودیت دانشجویان سوسیالیست در دانشگاه های مختلف، دانشجویان چپ انقلابی، آنارکو کومونیست، مارکسیست و... همگی در مقطع ضربه نقطه امیدی برای مجموعه فعالین چپ دانشجویی فراهم آورد.&lt;br /&gt;بنابراین شاید بهتر است بگوییم که تشکل دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب بعد از ضربه عملا از موضوعیت خارج گردید و دیگر هم نتوانست مثل سابق به فعالیت خود در دانشگاه های کشور ادامه دهد، چپ کارگری هم که منحل گردیده بود و عملا برخی از فعالین آن بعد از ضربه نیز اصراری بر فعالیت نداشتند.&lt;br /&gt;بنابراین تشکل ها و سبک جدیدی از کار نیاز بود که هم با شرایط جدید پس از ضربه مطابقت داشته باشد و هم دوباره نیروهای پراکنده چپ را دور هم جمع کند. گرچه بخش عظیمی از نیروهای چپ دانشجویی به ویژه از میان دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب از کشور خارج شده بودند، یا در داخل منفعل گشته بودند، و تنها فعالیت شان در قالب سایت رسمی ایشان بود، اما از اقبال چپ در دانشگاه کم نگردید، مجددا نیروهای جدیدی به چپ روی آورده و خواستار فعالیت در ظرف چپ دانشجویی بودند. گرچه امکانات این بار مانند گذشته نبود و تعداد محدودی نشریات و کانون برای ما باقی مانده بود اما خوشبختانه ریشه چپ در دانشگاه بیش از آن بود که با این ضربه همه چیز از دست رفته باشد. چپ دوباره به دانشگاه ها بازگشت. این بار با تجربیاتی که سابقا نداشت، و با عزم جدی به بازخوانی گذشته اش در سال های اخیر، درک اشتباهات و خطاهایش در تحلیل، و نیز سبک کار ناکارآمد سابقش، که از یک بدنه توده ای محرومش نموده بود. بنا براین از این مقطع به بعد لزوم گام های عملی برداشتن به سوی تشکل مستقل و توده ای دانشجویان در دستور کار دانشجویان چپ و سوسیالیست قرار گرفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;- تشکلهایی دانشجویی دیگری با دیدگاه چپ در دانشگاه فعالیت میکردند و با آنکه به علنیت "چپ رادیکال" نبودند اما فعالیت کم و بیش را پیش می برند. نظر شما در مورد فعالیت های این گروهها چیست ؟ اگر نقد یا نقاط مثبتی در فعالیت این گروهها می بینید بیان کنید ؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فکر می کنم بعد از ضربه آذر 86، گروه های چپی که به وجود آمدند، به دلیل این که هنوز سناریوی سرکوب را تمام شده نمی دیدند، کمی در بازنمایی فعالیت هایشان در دانشگاه ها به شکلی که مثلا دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب رویه شان بود، متفاوت عمل کردند. به این معنا که کمتر از آن چه که عملا در جریان بود را به نمایش می گذاشتند تا مصونیت امنیتی بیشتری داشته باشند. از سوی دیگر سعی کرده بودند که از آن علنیت افراطی هم تا حدی فاصله بگیرند و کمتر فعالیت های عینی و عملی شان را در معرض دید اینترنتی مخاطبین قرار دهند و در فضای مجازی به سبک سایر جریانات سیاسی چپ عمل کنند.&lt;br /&gt;البته متاسفانه افول اخلاقیات و پرنسیپ های کمونیستی در بین برخی فعالین چپ دانشجویی که در پرتو تئوری های منحط و سبک کار فرصت طلبانه برخی احزاب شبه چپ اپوزسیون تجویز می گشت موجب گردید که به هر جریانی که با نقد به دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب فعالیت خود را آغاز می کند یا بحث نقد درونی چپ و بازخوانی تجربیات گذشته را طرح می کند، اتهام های زشتی چون پروژه وزارت اطلاعات بودن یا موازی کاری های به نفع رژیم بدهند! که البته این مغالطات و هوچی گری ها نهایتا بی نتیجه ماند و همه چیز در مقابل دیدگان همه نیروهای چپ قرار گرفت. اما به هر حال اگر شما اکنون با وجود فشارهای امنیتی شدید، با وجود دشواری های کار در شرایط جدید و کمبود امکانات چپ دانشجویی را زنده و دارای تحلیل و موضع و با برنامه های عملی در داخل جنبش دانشجویی می بینید، محصول کار همین بخش های چپ دانشجویی است که توانستند چپ را دوباره در دانشگاه ها سر پا و سر خط نمایند تا سد استواری در مقابل رفرمیسم و لیبرالیسم و مبارزه علیه دیکتاتوری در شرایط نوین باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;- با توجه به این که حوادث در ایران با سرعت به پیش میرود ، آیا در حال حاضر شما به نقش چپ در جامعه می توانید امید ببندید و آیا برای پیشبرد این تفکر در این اوضاع تلاش می کنید؟ آیا دانشجویان چپ دانشگاه می توانند باز هم در این تحولات نقش بازی کنند؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;بدون شک. من هم به آینده این جنبش امیدوارم و هم به آینده نقش چپ و هژمونی طبقه کارگر در آن و کمونیست بودنمان ما را برای این خوش بینی مجاز می کند! چون در غیر این صورت باید به هزار و یک دلیل از جنس دلایل احزاب اخته شبه چپ اپوزسیون، بگوییم این جنبش سبز است و چه است و چه است و برویم در خانه بنشینیم و خوشحال باشیم که خیلی هم رادیکال و طبق معمول متفاوت هستیم! چون تا 1 سال پیش که انقلاب بیخ گوشمان بود و اگر 2_3هزار نفر داشتیم انقلاب می کردیم اما حالا که توده میلیونی به خیابان آمده به ما ربطی پیدا نمی کند!&lt;br /&gt;روشن است که این جنبش سبز به معنایی که اصلاح طلبان می گویند نیست، و رهبران این جنبش نیز موسوی و کروبی نیستند. این جنبش رو به آینده دارد و ظرفیت های مبارزاتی برجسته ای دارد و تا کنون نیز به خوبی پیش رفته است و بدون شک از روی اصلاح طلبان و چهره های آنان عبور خواهد کرد.&lt;br /&gt;چپ دانشجویی هم اگرچه نه با تشکل و سازمان هایش، بلکه به صورت منفرد از پیش از انتخابات در فضای پیشا انتخاباتی دخالت می کرد و بعد از کودتای انتخاباتی نیز در جنبش توده ای ضد دیکتاتوری فعالانه مشارکت داشته است و اکنون نیز که رادیکالیزه کردن فضا بر عهده دانشجویان در دانشگاه است، فعالانه حضور خواهد داشت و در تمام تحرکات دخالت موثر داشته و خواهد داشت. چپ در دانشگاه ریشه دارد و به لحاظ سیاسی و اجتماعی نیز آن چنان حاوی موضوعیت است که تمام عناصر راست و رفرمیست را به وحشت انداخته؛ باید عمیقا امیدوار و هم زمان هشیار باشیم تا بتوانیم در این بزنگاه تاریخی نقش درخور و شایسته ای ایفا کیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;p&gt;============================================================ &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;در همین رابطه :&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;ul&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_22.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با امین قضایی &lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_23.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با سروش دشتستانی &lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_24.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با عابد توانچه&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_26.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با مزدک طوسی نژاد&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;br /&gt;&lt;/ul&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/583016725296739427-314603170186378919?l=eshterak1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/314603170186378919/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/10/blog-post_25.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/314603170186378919'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/314603170186378919'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/10/blog-post_25.html' title='چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با پریسا نصرآبادی'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SuTqwQ7DyHI/AAAAAAAAEII/Mmjr3vFXK8A/s72-c/parisa-bild.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-6079383400800215345</id><published>2009-10-24T12:03:00.000-07:00</published><updated>2009-10-26T12:30:48.222-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مصاحبه'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='چپ دانشجویی'/><title type='text'>چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با عابد توانچه</title><content type='html'>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SuNRHv-NPXI/AAAAAAAAEG0/3s8fI270Q5k/s1600-h/20icnc4.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 240px; FLOAT: left; HEIGHT: 303px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5396245972098301298" border="0" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SuNRHv-NPXI/AAAAAAAAEG0/3s8fI270Q5k/s320/20icnc4.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;با توجه به بازگشایی دانشگاهها و بنا به شرایط کنونی جامعه و اعتراضاتی که به شکلی سراسری جامعه را درنوردیده است لازم دیدیم تا با فعالین چپ دانشجویی که در چند سال گذشته تجارب مهمی را از سر گذرانده اند گفتگویی داشته باشیم .&lt;br /&gt;هدف از این گفتگو شناخت دقیق تر از این جنبش بواسطه ی فعالینی از آن است که تاکنون فرصت ارائه نظراتشان را در رابطه با نوع نگاهشان نسبت به گذشته و همچنین اینده این جنبش پیدا نکرده اند .&lt;br /&gt;- براین اساس از شما میخواهیم در ابتدا چگونگی شکل گیری و رشد جنبش چپ در دانشگاه را توضیح دهید . زمینه های شکل گیری و تقویت این جنبش را در چه میدانید .&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فعاليت دوباره ي چپ در دانشگاه بعد از پاکسازي دانشگاه با عنوان انقلاب فرهنگي و نيز بعد از کشتار سیاسی دهه ي 60 مسئله ي ساده اي نبود و بعد از آن فرار اجباری بازماندگان برای چند سال باعث غیبت چپ از عرصه ی دانشگاه شد. شما و هر کس دیگری می داند ریشه یابی و شکافتن پدیده ای که عمیقا با دو مساله ی «انقلاب فرهنگی» و «کشتارهای دهه ی شصت» ارتباط دارد کار آسانی نیست و در فرصت کوتاه شما نمی توان حق مطلب را ادا کرد. به هر حال من سعی می کنم در چند جمله شمای کلی آنچه را که اتفاق افتاد بیان کنم و خودم پیشاپیش افراد دیگر اعلام می کنم این جملات همه ی آنچه که اتفاق افتاد نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعد از زندانها، شکنجه ها، تیرباران ها، طنابهای دار، تیرهای خلاص، خاوران ها، سالهای سیاه دهه ی شصت و کشتارها ، جان به در بردن ها، پناهندگی ها و در یک کلام مرگ مبارزان و فرار بازماندگان حتی برای خوش بین ترین افراد ديگر کوچکترين احتمالي براي بازگشت دوباره ي چپ به عرصه ي جامعه و دانشگاه باقي نمي گذاشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما چپ در سال 79 به طور « علني » در فاز فرهنگي و اجتماعي مجددا وارد فضاي دانشگاه شد و شروع به انتشار نشرياتي در همين زمينه کرد. در سال 81 نسل ديگري از فعالان چپ شروع به فعاليت علني کردند که معتقد به موضعگيري سياسي در راستاي ايدئولوژي فکري خود بودند. نسل اول با دلايل گوناگوني که بيشتر رنگ و بوي ملاحظات امنيتي داشت با حرکت جدي سياسي چپ دانشجوئي مخالفت مي کردند. متاسفانه دعواهاي شخصي و مشکلات فردي هم اضافه شد و اين اختلاف طبيعي و ساده را بسيار پيچيده کرد که من تمايلي به ورود به اين بحث ندارم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کم کم چپها در همه ی دانشگاه های تهران و چند دانشگاه شهرستان به انواع و اقسام روشها از انتشار بیانیه و نشریه گرفته تا برگذاری جلسات سخنرانی و نمایشگاه کتب چپ و ... اعلام حضور کردند. دانشگاه تهران، پلی تکنینک، سهند، رجایی، شریف، بابلسر، مشهد، اصفهان، کردستان، کرمانشاه و ... همه شاهد فعالیت چپها بودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گرچه عده ای از فعالان جدید چپ دانشجویی از خانوده هایی بودند که با درجات کم و زیاد نقشی در فعالیت گذشته ی چپ داشتند اما بیشتر اعضای چپی که دوباره در دانشگاه جوانه زده بود کسانی بودند که با مطالعات شخصی خود و بدون تاثیر خانوده و یا گذشتگان گرایشات مارکسیستی پیدا کرده بودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کم کم تعدادی از فعالان چپ برای استفاده از امکانات تنها تشکل رسمی دانشگاه وارد شورای مرکزی انجمنها و تحکیم شدند که این اختلافات جدیدی را بین نیروهایی که تنها معتقد به کار فرهنگی بودند و نیروهایی که معتقد به کار توامان سیاسی و فرهنگی بودند ایجاد کرد.&lt;br /&gt;به هر حال چپ جدید دانشگاه باید این اعتماد به نفس را پیدا می کرد که وارد فضای مبارزه ی سیاسی شود و خوب پیش بینی اینکه به زودی حتی چپهایی که معتقد به کار فرهنگی صرف بودند به فعالیت سیاسی خواهند پرداخت برای کسانی که در متن ماجرا بودند کار سختی نبود. به نظر من «بیانیه هسته ای شش تن از فعالان چپ دانشگاه» در زمانی که به دستور دادستان تهران هرگونه موضع گیری در رابطه با پرونده ی هسته ای در روزنامه ها و توسط گروه های سیاسی ممنوع اعلام شده بود نقطه ی عطف ورود چپ جدید دانشگاه به عرصه ی مبارزه ی سیاسی بود. این بیانیه مفصل مرزبندی کاملا برجسته و صریحی با نیروهای راست دانشگاه داشت و مدتها در صفحه ی اول رسانه ها خودنمایی می کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعد از آن به مرور در دانشگاه های بسیاری ما شاهد راه اندازی سایتها و وبلاگهای شخصی و گروهی مارکسیستها و انتشار مجلات و سخنرانیها و مراسم پرشمار دیگر چپها بودیم. همه فعالیت خوبی می کردند. ارتباط بین نیروهای چپ در دانشگاه هر روز بیشتر میشد. تا کار به جایی کشید که سال 85 سال قدرتنمایی چپها در دانشگاه بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به نظر من دوره ی دوم ریاست جمهوری خاتمی نقش اساسی را در ظهور نیروهای چپ در جامعه و دانشگاه بازی کرد. شکست سیاستها و تفکرات اصلاح طلبانه، زمزمه های عبور از خاتمی ، جبهه گیری دانشگاه و گروه های دوم خردادی روبه روی هم، حمله ی بیرحمانه اصلاح طلبان (در سخنرانیها و روزنامه ها و تلویزیون و ...) به جنبش دانشجویی دانشگاه بعد از آنکه فعالان دانشجویی از سمت «رای جمع کن»های اصلاح طلبان خسته شدند و استعفا دادند و از همه مهمتر بی توجهی اصلاح طلبان در عرصه قدرت به معیشت طبقه پائین جامعه و روشن شدن این موضوع برای مردم که روی کار آمدن محافظه کاران و اصلاح طلبان تفاوتی در وضعیت اقتصادی آنان ایجاد نمی کند بستر مناسبی برای چپ در جامعه و دانشگاه ایجاد کرد. درجا زدن اصلاح طلبان و ناتوانی آنها از ایجاد هر نوع تغییری در ساختارهای سیاسی و اجتماعی ایران زمین بازی را به سمت چپها شیب دار کرد و آرام و آرام دانشجویان به سمت ما تمایل پیدا کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;- نظراتتان را در مورد اتفاقات 16 آذر 86 برایمان بازگو کنید. اگر چه تقریبا مدت زمان بسیاری از آن حادثه گذشته است ، اما بنا به اینکه در آن دوران و پس از آن حوادث ، که منجر به دستگیری تعداد بسیاری از دانشجویان شد ، تنها شاهد اظهار نظر از سوی شخصیت ها ، احزاب و سازمانها بودیم ،شما به عنوان یکی از فعالین این جنبش این اتفاقات را چگونه بازگو میکنید .چه عواملی باعث به وقوع پیوستن سرکوب 16 آذر 86 شد.؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;13 آذر بود و نه 16 آذر. چپ در دانشگاه مثل قطار سریع السیر جلو می رفت اما متاسفانه عده ای از روی منافع گروهی ای که کاملا با منافع جنبش چپ در تضاد قرار داشت نابخردانه خط را عوض کردند و سبب شدند در نهایت امر در 13 آذر 1386 این قطار از ریل خارج شود. با هزینه های سنگین تر و با تلاشهایی کمر شکن تر این قطار دوباره روی ریل خودش قرار خواهد گرفت و همه چیز دوباره در جای مناسب خود خواهد بود اما ما زمان را از دست دادیم. فرصتهای طلائی ای مثل انتخابات ریاست جمهوری و اعتراضات مردمی پس از انتخابات را از دست دادیم. این قطار اگر از مسیر خود خارج نمی شد با سرعتی که داشت اکنون فرسنگها جلوتر از جایی بود که اکنون هستیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اشتباهات فاحش و کودکانه ی عده ای سبب شد بهانه و فرصت طلایی لازم برای سرکوب چپ در دانشگاه به دست حکومت بیافتد. حرکات غیر عقلانی عده ای از نیروهای چپ به پای همه نوشته شد و اطلاعات با کمترین هزینه به سرکوب چپ در دانشگاه پرداخت. تعداد زیادی از فعالان دانشجویی چپ دستگیر شدند و میلیاردها تومان وثیقه و پرونده های باز فعالان تاثیر گذار چپ دانشجویی که قسمت مهمی از جبهه مبارزه علنی جنبش چپ به حساب می آمدند در دانشگاه وارد فضای انفعال و سرخوردگی شود که متاسفانه تا امروز نیز ادامه دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنچه که ما در 13 آذر 1386 شاهد آن بودیم سر باز کردن دملی چرکین بود که طی زمانی عفونت زیادی در آن جمع شده بود. غلبه منافع گروهی به آرمانها و منافع کلی جنبش چپ، رفتارهای عشیره وار محافلی کوچک در خارج ایران که به اسم حزب انجام می شد،هل دادن فعالان تازه وارد و بی تجربه به ماجرایی که اصلا آمادگی لازم برای آن را نداشتند، گافهای بزرگ امنیتی و شخصیتی، انجام فعالیتهای بی ارزش و غیر ضروری و ده ها اشتباه مهلک و مضحک دیگر.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من به عنوان یک مارکسیست _ لنینیست از حزب و حزبیت دفاع می کنم اما تاکید می کنم ما اکنون چه در خارج ایران و چه در داخل ایران فاقد حتی یک حزب( به معنی و مفهوم لنینی ) هستیم. از نظر من لنینیست حزب با یک محفل، با یک محفل خانوادگی، با یک انجمن تبعیدیان، با یک گروه کوچک قومی و با خیلی چیرهای دیگر تفاوت دارد. خیلی ها اسم خودشان و روابط فامیلی بین خودشان را گذاشته اند حزب اما مگر اسمها تعیین کننده ی ماهیت ها هستند؟ فرض کنید تخم و ترکه ی شاه مخلوع ایران بیایند و یگ گروه سیاسی راه بیاندازند و اسمش را بگذارند «حزب سوسیالیستهای ایران» یا «حزب کمونیست ایران» یا «کمونیستهای دو آتشه ی ایران» یا هر اسم و صفت پر زرق و برق و دهان پر کن دیگری. آیا به صرف این اسامی که بر روی خودشان گذاشته اند جزئی از نیروهای چپ ارزیابی می شوند؟ فرض کنید چند خانواده از یک اقلیت قومی در خارج ایران دور هم جمع شوند و به بزرگ فامیلشان بگویند دبیر کل و اسم جمع خودشان را بگذارند حزب این دلیل نمی شود که کسی بپذیرد اینها واقعا «حزب» هستند و به صرف ادعای خودشان «کمونیست» هستند. کم ندیدیم گروه های که ادعای چپ بودن داشتند ولی عاقبت یا زیر پرچم اصلاح طلبان درون حکومتی ایران سینه زدند و یا زیر پرچم آمریکا. کم ندیدیم کسانی که ادعای چپ بودن داشتند اما به جای توجه به طبقه ی پرولتاریا و مردم و تغییراتی از پائین و از داخل جامعه به تغییراتی از خارج و از بالای جامعه دل خوش کردند و آنرا تبلیغ کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قصد ندارم وارد این بحث شوم که این خود بحث مفصل و جدی ای است اما هدف این بود که روشن کنم چرا ادعا می کنم که جنبش چپ دانشجویی باید مستقل می ماند. جنبش چپ دانشجویی که حزب نبود. فعالان چپ دانشجویی از یک طبقه ی خاص نبودند و حتی از طبقاتی نزدیک به هم نیز نبودند. آنچه که چپهای دانشگاه را به هم گره می زد اندیشه بود و نه پایگاه طبقاتی. چپ دانشگاه باید نقش ضد ساختاری و فعالیت علیه وضعیت موجود را پی می گرفت. ترویج علنی کمونیسم و ساپورت فعالان کارگری در مسائل خبری، تبلیغاتی، حقوقی و ... و ایجاد بستری جهت همگرایی نیروهای چپ و گام نهادن آنها در مسیر ایجاد یک حزب لنینیست وظیفه ی مشخص چپ دانشجویی بود نه دیوار نویسی و انجام حرکات ماجراجویانه و راه اندازی دسته کشی و ایجاد شکاف بین نیروهای چپ در جامعه و دانشگاه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عده ای از دانشجویان به جای اندیشیدن و تحلیل شرایط حال و آینده به صرف اعتماد به دوستی ها و روابط شخصی و عاطفی اختیار خود را به کسانی دیگری سپردند و به عضویت یکی از گروهای خارج کشور در آمدند. آن گروه هم نه تنها به امنیت این دانشجویان توجهی نکرد که برای مقاصد و منافع خود امنیت این دانشجویان را عمدا و آگاهانه قربانی خود کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نیروهای امنیتی با جمع کردن گافهای بزرگی که یکی پس از دیگری توسط دانشجویان غیر مستقل داده می شد توانستند مقامات قضایی و تصمیم گیرندگان را به خوبی قانع کنند تا یک دستگیری وسیع و همه جانبه در سراسر ایران از نیروهای چپ دانشگاه صورت بگیرد. بعد از بازداشتها هم گروهی که بعضی از دانشجویان عضو آن بودند وقتی دید این مهره ها سوخته اند تصمیم گرفت از مرده ای که روی دستش مانده بود هم منفعت اندوزی کند و در حالی که دانشجویان در زندان بودند آنها علنا عضویت این دانشجویان را در رسانه های خود تایید می کردند تا به تبلیغ خود بپردازند. آنها به نفع حکومت و وزارت اطلاعات حرکت می کردند و گروهای راست دانشگاه و بیرون دانشگاه که از اوج گیری چپ در دانشگاه به ستوه آمده بودند و کاری از دستشان برای مقابله با چپها بر نمی آمد مشتاقانه و با حرص و ولع سرکوب چپ دانشگاه را نگاه می کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دانشجویان غیر مستقل تازه در زندان فهمیده بودند که دست به چه کاری زده اند. تازه در زندان یادشان افتاد که فکر کنند. تازه در زندان یادشان افتاد سبک و سنگین کنند و ببینند کارشان درست بوده و ارزشش را داشته و یا نه. نتیجه این شد که از ترس 15 سال زندان برای هیچ و پوچ حرف زدند و همه چیز را گفتند و حتی برای نجات خود مستقلها ها را هم لو دادند و برای فرار از اتهام «عضویت در گروهکها» امنیت بقیه دانشجویان زندانی را نیز معامله کردند تا خود را نجات دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دانشجویان زندانی بعد از ماه ها آزاد شدند و کسی که سر دسته ی دانشجویان وابسته بود و در زندان همه چیز و همه کس را لو داده بود از ایران خارج و پناهنده شد. بعضی از دانشجویان غیر مستقل برای نجات دادن خود در بیرون زندان هم به همکاری با وزارت اطلاعات ادامه دادند و بعضی دیگر فعالیت را کنار گذاشتند. این وسط همه ی مشکلات گریبان دانشجویان چپ مستقل را گرفت. نیروهای امنیتی اهرم لازم برای کنترل دانشجویان وابسته را داشتند و به اصطلاح آنها در مشتشان بودند اما در کنار وثیقه های سنگین و پرونده های باز فشارها بر دانشجویان مستقل برای شکستن و از میدان به در کردن آنها ادامه پیدا کرد و این سبب انفعال بسیاری از نیروهای چپ دانشگاه شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;- شما به اشتباهات فاحش و حرکات نابخردانه اشاره کردید که از سوی برخی سر زد ، آیا بر فرض با پاک کردن این فاکتورها و تصور اینکه اساسا چنین اتفاقاتی نمی افتاد می توانستیم به ادامه ی راه این جنبش امیدی داشته باشیم ؟ در واقع سوال اینجاست که گذشته از اشتباهات فردی آیا عواملی مربوط به سبک کار و یا موضوعاتی از این دست که عموما به این دانشجویان و نحوه فعالیت شان مرتبط باشد را می توان به عنوان اشتباه برشمرد؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اشتباهات تلفیقی از اشتباهات تاکتیکی و اشتباهات فردی بود. منظور من از برشمردن اشتباهات فردی دقیقا به این دلیل بود که وقتی یک نفر در جایگاه تصمیم گیری برای دیگران بر می پاید یا مجموعه ای به او اعتماد می کنند تمام اشتباهات فردی و مشکلات شخصیتی او تبدیل به مشکلات تاکتیکی مجموعه می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جدای از این مساله موضوعات کلی دیگری نیز وجود داشت. باید جمع های دانشجویی چپ می نشستند، مطالعه می کردند، بحث می کردند و در پایان به یک جمعبندی می رسیدند که «وظیفه ی یک گروه چپ دانشجویی در شرایط زمانی و مکانی حاضر چه چیزی است؟» پاسخ صحیح به این سوال می توانست جلوی بسیاری از اشتباهات و انحرافات را بگیرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی یک گروه دانشجویی تصمیم می گیرد در نقش یک حزب سیاسی ظاهر شود، وقتی یک گروه دانشجویی در شناخت کمیت و کیفیت یک گروه سیاسی خارج از دانشگاه ناتوان است، وقتی یک گروه دانشجویی بیش از نیمی از توان و انرژی خود را صرف خط کشی و مرزبندی با سایر نیروهای چپ در دانشگاه و جامعه می کند، وقتی یک گروه دانشجویی تبدیل به یک باشگاه سیاسی بسته می شود و بعد از مدتی عضو گیری آن کاهش یافته و سپس قطع می شود، وقتی ... اینها همه نشان می دهد که یک گروه چپ دانشجویی نسبت به شناخت خودش به عنوان یک گروه دانشجویی و یک گروه کمونیستی دچار مشکل است. هنگامی که فرد یا گروهی نتوانند جایگاه خود را درک کنند مسلما نمی توانند وظایف خود را نیز بشناسند و به آن عمل کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نبود هرگونه طرح و برنامه ی میان مدت و بلند مدت در گروه های چپ دانشجویی به خوبی دیده می شد. اجرای مرزبندی های سیاسی بر پایه مشکلات شخصی علنا دیده می شد. پرداختن به اعمال ماجراجویانه در خارج از دانشگاه در حالی صدها کار انجام نشده در دانشگاه روی زمین مانده بود. پناه بردن به دست نوشته ها و مقالات و سخنرانی های لیدرهای گروه های سیاسی چپ خارج از ایران و کپی برداری کودکانه از آنها که هم به راحتی گرای امنیتی به حکومت می داد و هم سیالیت فکر و اندیشیدن را در بین فعالان چپ دانشجویی کمرنگ کرده بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اعمال یک سانترالیسم دگم و تبدیل سازوکار حاکم بر یک گروه دانشجویی به یک سازوکار نظامی و روابط از بالا به پائین، پاسخگو نبودن بالادستیها به پائین دستیها، خارج شدن مرکز تصمیم گیری از اعضا به شورای مرکزی و از شورای مرکزی به خارج از محیط دانشگاه و ده ها مشکل ریز و درشت دیگر که همگی ناشی از وابستگی یک گروه دانشجویی به محفلی داشت که با شرایط روز ایران از وضعیت جامعه گرفته تا شرایط امنیتی و ... بیگانه بودند و نسخه هایی می پیچیدند که در هیچ عطاری ای پیدا نمی شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من بارها در بحثهای دانشجویی پس از بازداشتهای آذر 86 گفتم و دلیلی آوردم که _ حتی با تمام کارهایی که عده ای به آن دست زده بودند _ اگر پای وابستگی بعضی از دانشجویان به محافل خارج ایران وسط نبود حکومت نمی توانست چنین برخوردی با چپ در دانشگاه انجام دهد و دانشجویان زندانی به مراتب با خطر زندان کوتاه مدت تری روبه رو بودند. دادن هزینه ی زیاد برای عملی که می توانست با هزینه ی کمتری انجام شود. دادن هزینه های زیاد برای اعمالی که اصلا توجیه منطقی و ضرورتی برای انجام آن وجود نداشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به نظر من اگر پای وابستگی به خارج ایران وسط نبود و گروه های دانشجویی میتوانستند خودشان فکر کنند و تصمیم بگیرند به مرور زمان با تغییر شرایط ، با انجام آزمون و خطا، با ورود اعضای جدید و طرح مسایل جدید و در حین انجام حرکات دانشجویی هماهنگ و ... بسیاری از مشکلات تاکتیکی و حتی مشکلات فردی کم کم از میان می رفتند. گروه ها و فعالان چپ دانشجویی مجبور به همگرایی بودند و حتی می توانستند فعالان چپ جامعه را هم به هم نزدیک تر کنند. فرآیند زندان و بازداشت و پرونده ها و حکمها روال عادی خودش را طی می کرد و به ناگاه دانشگاه با غیبت بسیاری از فعالان چپ دانشجویی مواجه نمی شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روندی که حاکم بود حتی بدون در نظر گرفتن مشکلات گروهی و فردی هم روند مثبتی نبود اما روندی بود پویا و هر لحظه در معرض تغییر که عاقبت راه خودش را پیدا می کرد. باید تجربه ها مجموعه ها و آدمها را صیقل می زدند تا تمام قطعات با یکدیگر جفت شوند و چپ دانشجویی پایه محکمی در دانشگاه پیدا می کرد. متاسفانه با بروز مشکلاتی که در بالا بیان کردم زمان از چپ دانشجویی گرفته شد و فرصت تغییرات کمی و کیفی از چپ دانشگاه گرفته شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;- پس از سرکوب 16 اذر بسیاری بر این عقیده بودند که این جنبش دیگر توان متشکل کردن دانشجویان را در سطح دانشگاه نخواهد داشت . یا به شکل دیگر از سوی برخی اعلام شد که این جنبش با شکست مواجه شده است . شما در این مورد چه فکر میکنید.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;یکی دانستن جنبش چپ دانشجویی با آن تعداد از دانشجویانی که تصمیم گرفتند با بعضی محافل سیاسی خارج ایران همکاری کنند به نظر من اگر فرصت طلبانه نباشد احمقانه است. اولا همه ی نیروهای چپ دانشجویی آنهایی نبودند که بازداشت شدند و چپ در دانشگاه به بازداشت شدگان محدود نمی شد. دوم اینکه بسیاری از فعالان دانشجویی چپ بازداشت شده مستقل هستند و با روشن شدن وضعیت پرونده هایشان مجددا برای فعالیت خود برنامه ریزی خواهند کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چپ در دانشگاه با شکست مواجه نشده است. چطور میشود وقتی چپ در جامعه با شرایط مساعد برای اوج گیری روبه رو شده است در دانشگاه با شکست روبه رو شود. ما اکنون در ایران با یک شرایط پلیسی روبه رو هستیم. کدام یک از گروه ها و ساختارها و روابط قبلی در دانشگاه سر جای قبلی خودش است که چپ در دانشگاه بخواهد سر جای قبلی خود باشد. در فضای پلیسی جدید خبری از نشریات و تشکلها و ... نیست. همه ی نشریات دانشجویی را توقیف کرده اند و همه ی فعالان دانشجویی را به دانشگاه ممنوع الورود کرده و برای یک تا 3 ترم از تحصیل محروم کرده اند. پرونده ها را به جریان انداخته اند و شروع به صدور حکم زندان برای فعالان دانشجویی کرده اند. حتی درب انجمنهای اسلامی را که تنها تشکل دارای مجوز قانونی در دانشگاه بودند را تخته کرده اند. وقتی از پشت بام ساختمان بسیج به مردم شلیک می کنند و کهریزکها را به راه می اندازند چه کسی توقع دارد همه چیز سر جای قبلی خود باشد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کسانی که فکر می کنند بعد از 13 آذر 1386 چپ در دانشگاه با شکست روبه رو شد بدانند که 13 آذر 1386 و بازداشتهای بعد از ان تنها یک درس بزرگ برای چپ در دانشگاه بود. درس بزرگی که جلوی تکرار یک انحراف بزرگ و مهلک را در آینده ی چپ دانشگاه خواهد گرفت. خوشبختانه با روشن شدن وضعیت پرونده ها و خارج شدن وضعیت آزاد شدگان از وضعیت «انتظار» ما به زودی شاهد یک شوک جدی به جنبش چپ در دانشگاه خواهیم بود. نیروهای امنیتی یکبار دستشان را دراز کردند و یقه ی چپ را در دانشگاه گرفتند اما مسلما با درس بزرگی با بازداشتهای آذر 86 به چپ دانشجویی داده شد دفعه ی بعد هرکس که برای گرفتن یقه ی چپ در دانشگاه دستش را دراز کند در قلمرو در دسترس خود جز شعله های آتشی که دستهایش را می سوزاند دستاورد دیگر نخواهد داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;- تشکلهایی دانشجویی دیگری با دیدگاه چپ در دانشگاه فعالیت میکردند و با آنکه به علنیت "چپ رادیکال" نبودند اما فعالیت کم و بیش را پیش می برند. نظر شما در مورد فعالیت های این گروهها چیست ؟ اگر نقد یا نقاط مثبتی در فعالیت این گروهها می بینید بیان کنید ؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;بحث بر سر علنیت بیشتر و کمتر نبود. حضور چپ رادیکال از مجموعه های دیگر پررنگ تر بود دقیقا به دلیل اینکه ارتباطش با دانشجویان مستقل چپ قوی تر از سایر گروه ها بود. چند ماه قبل از بازداشتهای آذر 86 من گفتگویی داشتم با آقای سعید حبیبی که روی سایت دانش سرخ منتشر شد. من همان وقت گفتم که گروه های موجود چپ در دانشگاه به دلیل مشکلاتی که دارند توانایی به دست گیری رهبری چپ در دانشگاه را ندارند و دیر یا زود شکسته شده و گروه یا گروه های دیگری که جای آنها را خواهند گرفت. خوب بازداشتها و حوادث بعد از آن اوضاع را تغییر داد. همه ی آن گروه ها از هم پاشیده شده اند اما هنوز گروه جدیدی به وجود نیامده است اما من مطمئن هستم ظرف 2 سال آینده گروههای جدیدی از دانشجویان چپ در دانشگاه شکل خواهد گرفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اصطلاحا می گویند حرف زدن پشت سر مرده درست نیست. چپ رادیکال و چپ کارگری کم و بیش دچار یک سری مشکلات مشابه بودند و هر دو هم اکنون منحل شده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گروه های دیگر مثل این دو گروه مدام مشغول خط کشی و مرز بندی نبودند و نیروهای چپ را به خودی و غیر خودی تقسیم نمی کردند. گروه های دیگر مستقل بودند و محافل کوچک خارج ایران با نام پر زرق و برق «حزب» نتوانستند آنها را مشغول به خود کنند اما مشکلاتی هم داشتند و دارند که به دلایلی مایل به بازگو کردن آنها نیستم چون اینها موضوعاتی داخلی هستند که من حضورا به خود آنها گفته ام و جای مطرح کردن آن در رسانه نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;- با توجه به این که حوادث در ایران با سرعت به پیش میرود ، آیا در حال حاضر شما به نقش چپ در جامعه می توانید امید ببندید و آیا برای پیشبرد این تفکر در این اوضاع تلاش می کنید؟ آیا دانشجویان چپ دانشگاه می توانند باز هم در این تحولات نقش بازی کنند؟&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;به قول قدیمی ها بعد از کلی توی صف ماندن تازه رسیده ایم پای تنور! چپ را نمی توانید از سوراخ تنگ سوزن دانشگاه نگاه کنید. اکنون اصلاح طلبان درون حکومتی تنها بازندگان یک قمار تمام مخملی هستند و بخواهند یا نخواهند در قضاوت مردم و قضاوت حکومت مردود شده اند. به جز معدودی که من اسمشان را گذاشته ام «سنگ پاهای طبقه ی متوسط» و همچنان خودشان را در فضای مجازی سر کار گذاشته اند و دلشان را به دستکاری فتوشاپی تاریخ و اضافه کردن مچبند و دستبند سبز به عکسهای امیر کبیر، باقر خان، ستار خان، قمرالملوک وزیری و ... خوش کرده اند مابقی کسانی که در سستی و ضعف اصلاح طلبان را در آزمون زندان و مقاومت دیدند و سردی آب یخ «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر» را بر تن «مرگ بر دیکتاتور» حس کردند نمی توانند بار دیگر به فرصت طلبان فرصت دوباره ای بدهند. مردمی که چکمه ها، گاز اشگ آور، گلوله و ... نتوانست مانع عبورشان از خطوط ممنوعه شود چرا باید به درخواست کسانی که به آنها خیانت کرده اند بازگردند به ساختارهایی که «غیر قابل انعطاف» بودنشان را به عینه دیده اند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تصویب طرح هدفمند کردن یارانه ها (حذف سوبسیدها) اعلام رسمی فرا رسیدن آن فرصتی بود که ما در انتظارش بودیم. حکومت چاره ای جز پناه بردن به اقتصاد آزاد ندارد و می خواهد یکبار و برای همیشه کاری که عاقبت مجبور به انجام آن است را انجام دهد. حکومت مجبور است یارانه ها را حذف کند. سود آور ترین بخش صنایع به سپاه پاسداران تحویل داده خواهد شد و صنایع کم بازده و زیانده دولتی به بخش خصوصی واگذار خواهد شد. قدرت سیاسی یک دست و از صافی گذشته و بورژوازی نظامی – امنیتی جدید پنجه هایش را در جسد بورژوازی سنتی فرو خواهد کرد. بورژوازی سنتی ایران هیچ شانسی برای مقاومت ندارد و باید شکست و تقلیل جایگاه خود را بپذیرد. بر خلاف اعتراضات مردمی در قالب تضاد حکومت کننده – حکومت شونده، کل بلوای سیاسی پس از انتخابات برای اصلاح طلبان آخرین تیر در ترکش برای بقای سیاسی – اقتصادی بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حکومت و اصلاح طلبان 8 سال سعی کردند که به مردم تلقین کنند که تضاد اصلی جامعه ی آنها آزادی با دیکتاتوری، دموکراسی با اقتدار گرایی و ... است اما انتخابات اخیر و کشیده شدن تیغ اقتصاد لیبرالی توسط احمدی نژاد علیه مردم و طبقه پائین تمام این توهمات را یکجا از سر مردم و فعالان سیاسی پراند.&lt;br /&gt;حالا بگذار صدای آمریکا و بی بی سی و تلویزیون های لس آنجلسی و باقیمانده ی مشارکت و راستهای ایران از جنبش سبز و دموکراسی و پرهیز از خشونت و موسوی و ... بگویند. بحران معیشت در ایران آغاز شده است و از این به بعد نه از موسوی و جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشترش چیزی باقی نخواهد ماند و نه از هاشمی رفسنجانی در نقش لیدر اپوزیسیون جدید ایران و نه از اصلاح طلبانی که در انتخابات و ماجراهای پس از انتخابات محک خوردند و داشته هاشان برای مردم رو شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با اجرای این سیاست پنج ساله در سال اول بیست درصد به قیمت حاملهای انرژی و طبیعتا ده ها درصد به قیمت کالاهای اساسی افزوده خواهد شد. تورم خارج از کنترل به شکل سرسام آوری بالا خواهد رفت. کسی که بدنبال رای خود به خیابان آمده شاید با شلیک هوایی از گشتن به دنبال رای خود منصرف شود اما کسی که برای نان خود به خیابان آمده با شلیک گلوله تنها جری تر می شود. دور دور ماست. به زودی اعتراضات و اعتصابات کارگری وسیعی در نقاط مختلف ایران شکل خواهد گرفت و مردمی که دیگر قادر به تامین معاش خود نیستند به خیابانها خواهند ریخت. این نیروی مادی عظیم نیروی سیاسی خودش را هم میسازد و شکل می دهد. امید و آرزو ها را بریزید توی سطل آشغال توی خیابانها شیپور یک جنگ طبقاتی تمام عیار را می دمند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;p&gt;============================================================&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;در همین رابطه :&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;ul&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_22.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با امین قضایی &lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_23.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با سروش دشتستانی &lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_25.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با پریسا نصرآبادی&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_26.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با مزدک طوسی نژاد&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/583016725296739427-6079383400800215345?l=eshterak1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/6079383400800215345/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/10/blog-post_24.html#comment-form' title='11 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/6079383400800215345'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/6079383400800215345'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/10/blog-post_24.html' title='چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با عابد توانچه'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SuNRHv-NPXI/AAAAAAAAEG0/3s8fI270Q5k/s72-c/20icnc4.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>11</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-5037905647410962010</id><published>2009-10-23T14:11:00.000-07:00</published><updated>2009-10-26T12:31:29.393-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مصاحبه'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='چپ دانشجویی'/><title type='text'>چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با سروش دشتستانی</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SuIdTQlcirI/AAAAAAAAEFE/IYIJh19bLyo/s1600-h/untitled.bmp"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 257px; FLOAT: left; HEIGHT: 203px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5395907520250022578" border="0" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SuIdTQlcirI/AAAAAAAAEFE/IYIJh19bLyo/s320/untitled.bmp" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;با تشکر از اینکه این مصاحبه را پذیرفتید&lt;br /&gt;با توجه به بازگشایی دانشگاهها و بنا به شرایط کنونی جامعه و اعتراضاتی که به شکلی سراسری جامعه را درنوردیده است لازم دیدیم تا با فعالین چپ دانشجویی که در چند سال گذشته تجارب مهمی را از سر گذرانده اند گفتگویی داشته باشیم .&lt;br /&gt;هدف از این گفتگو شناخت دقیق تر از این جنبش بواسطه ی فعالینی از آن است که تاکنون فرصت ارائه نظراتشان را در رابطه با نوع نگاهشان نسبت به گذشته و همچنین اینده این جنبش پیدا نکرده اند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;براین اساس از شما میخواهیم در ابتدا چگونگی شکل گیری و رشد جنبش چپ در دانشگاه را توضیح دهید . زمینه های شکل گیری و تقویت این جنبش را در چه میدانید .&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;برای جواب دادن به این سوال باید دقت کرد که همیشه تفکر چپ به عنوان اندیشه ای آزادیخواهانه در دانشگاه حضور داشته است. این خصوصیت هم مخصوص ایران نیست و با نگاهی به تشکل ها و جمعیت های مختلف در دانشگاههای اروپا، آمریکا و ژاپن و ... نیز ما را به این نتیجه می رساند که مارکسیسم در قرن گذشته و حاضر همواره حضور داشته باشد. اما در ایران چند مولفه است که حضور و نمود چپ را در دانشگاه را خاص می کند که لزوما به خود دانشگاه نیز مربوط نیست و اتفاقات اجتماعی و سیاسی است که تاریخ ایران آنرا از سر گذرانده است. یکی نقش گروهها و احزاب چپ در انقلاب 57 و پاکسازی های جمهوری اسلامی بعد از به شکست کشاندن این انقلاب است. در راس آنها اعدام های فله ای دهه شصت، خاوران ها و گورهای دسته جمعی و زندان های طولانی مدت از فعالین چپ است که تاثیر مستقیم در اثرگذاری گفتمان چپ در اجتماع و به تبع آن در دانشگاه است.&lt;br /&gt;مولفه بعدی که آن هم به اوضاع سیاسی دهه شصت برمیگردد واقعه ای به اصطلاح "انقلاب فرهنگی" است که اسم رمز پاکسازی دانشگاه از دانشجویان و اساتید آزادیخواه و چپ و دگراندیش می باشد که نتیجه تاریخی – سیاسی آن ترورهای دگراندیشانی چون پوینده و مختاری توسط وزارت اطلاعات می باشد.&lt;br /&gt;در همچین فضای سیاسی هیچ بحثی از چپ و تفکر مارکسیستی در دانشگاه مطرح نبوده و اگر هم بوده افراد اتمیزه و جداجدایی بودند که محدود به کتاب خواندن بودند. اما در همین فضا هم تضادهای اجتماعی و اقتصادی حضور داشته و پایه شکل گیری و رشد دوباره چپ در دانشگاه و اجتماع هستند. در واقع این گونه نیست که عده ای با هم فکر کنند که کاپیتال مارکس را بخوانند و تشکل چپ تشکیل دهند، در واقع عده ای تضادهای اقتصادی کاپیتالیسم و سرمایه داری ناقص ایران را می بینند و آلترناتیو رهایی از بند جمهوری اسلامی در مرحله اول و سرمایه داری را در مرحله بعد مارکسیسم می بینند.&lt;br /&gt;البته پراتیک یک عده آدم مشخص در فضای زمانی و مکانی دانشگاههای ایران را نیز نباید از یاد برد و همین پراتیک نیز به رشد و صیقل خوردن نوع کار نیز منجر می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;اشاره کردید به اینکه تفکر چپ به عنوان اندیشه ای آزادیخواهانه همیشه در دانشگاه حضور داشته اما مولفه هایی که از آن به عنوان عوامل رشد و شکل گیری چپ در دانشگاهها نام بردید بیشتر مربوط به دهه 60 است در حالی که ما در اوائل دهه 80 با شکل گیری جریانات چپ بخصوص جریان چپ رادیکال به صورت علنی در دانشگاه مواجه هستیم . چرا شکل گیری این جنبش در اوئل دهه هشتاد اتفاق افتاد ؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;توضیح دادم که تا اواخر دهه شصت سرکوب ها و اعدام ها و زندان به قوت خود باقی بود. با سر کار آمدن دولت رفسنجانی، جمهوری اسلامی تصمیم بر این داشت که چهره ای ملایم تر و با تکیه بر شکل بندی زیرساخت های اقتصادی بتواند جمهوری اسلامی پس از جنگ را به نظامی متعارف تبدیل کند. در این سالها جنبش دانشجویی در راه ساخت خود و متشکل شدن گام برداشت. چپ در دهه هفتاد هم در دانشگاه حضور داشت که متاسفانه در انتخابات دو خرداد پشت سر اصلاحات صف بندی کرد. البته این چپ همواره این خصوصیت را دارد و اینقدر کوتاه بین و تو سری خور است که در انتخابات 88 هم باز اشتباه تاریخی خود را تکرار کرد و پشت موسوی و کروبی و ... که خود آنها دستهایشان به خون هزاران کمونیست و آزادیخواه ایران آلوده است، قایم شد. این چپ به همراه شخصیت های کتاب خوان خود در دانشگاه حضور داشتند.&lt;br /&gt;اما این چپی که من از آن سخن می گویم و خود را با آن تداعی می کنم جریانی بود که در سالهای آینده با نام "چپ رادیکال" شناخته می شد. این چپ به چیزی جز انقلاب سوسیالیستی و دیکتاتوری پرولتاریا قناعت نمی کرد. جریانی از افراد به واقع کمونیست، تیزبین و شرافتمند در ابتدا تشکیل شد. چون من نیز از ابتدای شکل گیری این جریان با آن بودم می توانم به طور قطع به شما بگویم که این جریان یکی از موثرترین جریانات تاریخ چپ ایران می توان قلمداد کرد.&lt;br /&gt;بهر حال برای ساخت و شکل گیری یک قطب در دانشگاه زمان لازم است. آن اتفاقات دهه شصت را کنار فروپاشی شوروی و منزوی شدن کمونیست های اردوگاهی بگذارید، می بینید که این زمان لازم است تا بتوان جبهه ای علیه استبداد و سرمایه تشکیل داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;نظراتتان را در مورد اتفاقات 16 آذر 86 برایمان بازگو کنید. اگر چه تقریبا مدت زمان بسیاری از آن حادثه گذشته است ، اما بنا به اینکه در آن دوران و پس از آن حوادث ، که منجر به دستگیری تعداد بسیاری از دانشجویان شد ، تنها شاهد اظهار نظر از سوی شخصیت ها ، احزاب و سازمانها بودیم ،شما به عنوان یکی از فعالین این جنبش این اتفاقات را چگونه بازگو میکنید .چه عواملی باعث به وقوع پیوستن سرکوب 16 آذر 86 شد؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;من در جواب دادن به این سوال نمی خواهم این واقعه را بازگو کنم، میخواهم از نظر خودم توضیح بدهم که چرا این واقعه به وقوع پیوست. در واقع تشکل غیر اعلام شده و پراتیک بدون تشکل رسمی که از سال 81 کم و بیش در دانشگاه حضور داشت، بدون هیچ پشتوانه فکری و تجربی از گذشته خود عمل می کرد. این شاید یک ضعف باشد. باید هر عملی را تجربه می کردیم و نتایج خوب و بد آنرا می سنجیدیم.&lt;br /&gt;مولفه دیگر در دستگیری ها ماجراجویی ها و کارهای بدون فکر عده ای در این بین بود که شاید نبود تشکیلات از پایین به بالا باعث می شد که یک جمع برای عملکرد یک فرد ضربه بخورند. جمهوری اسلامی یک نظام سر تا پا توحش و زندان و شکنجه است، این توحش فقط شامل حال چپ ها یا راست ها هم نمی شود. از هر سمتی که احساس خطر کند با تمام قوا به کوبیدن آن می پردازد.&lt;br /&gt;موضوع بعدی که از نظر من مخرب ترین آن بود تعلق حزبی چند تن از فعالین دانشجویی به احزابی بود که کمترین توانایی در اداره کردن خود نیز ندارند. حزب و کار حزبی همیشه در تاریخ چپ دنیا موضوع بحث بوده و هست. من منتقد کار حزبی به طور عام نیستم و خودم را لنینیست می دانم اما بحث اینجاست که باید فعالین چپ با یک حزب چپ و حزب طبقه کارگر در ارتباط باشد نه یک حزبی که تنها و تنها پروپاگانداست. حزب طبقه کارگر فقط به حرف نیست و این طور نمی شود که من به تشکیلات خانوادگی و جمع دوستان خودم بگویم حزب طبقه کارگر و از فردای آن روز این ترم به پیشانی جمع دوستانم بخورد. البته هر کسی آزاد است که با هر حزبی که می خواهد در ارتباط باشد و خود را با آن تداعی کند و ضمنا در یک منطقه خاص مثل دانشگاه یا محل کارش کار سیاسی یا صنفی خود را ادامه دهد اما باز به دلیل نبودن یک تشکیلات قوی دانشجویی این تحزب اگر بشود نامش را تحزب گذاشت، چپ را در دانشگاه و در مقابل توحش حاکمیت ضربه خور کرده بود.&lt;br /&gt;نکته بعدی جنگ روانی وزارت اطلاعات از همین داستان برای ضربه زدن به کل جریان چپ رادیکال بود. نقش مخرب این احزاب پفکی اینجاست که خودنمایی می کند. یکی حنجره اش را پاره می کرد که دانشجویان داب متعلق به ما هستند، آن یکی هم سینه چاک می کرد که دانشجویان داب اعضای فلان حزب هستند و بگیرید و ببندیدشان. متاسفانه این جنگ روانی و اطلاعاتی خیلی بیشتر در سرکوب موثر بود که بتوان تصور کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;پس از سرکوب 16 اذر بسیاری بر این عقیده بودند که این جنبش دیگر توان متشکل کردن دانشجویان را در سطح دانشگاه نخواهد داشت . یا به شکل دیگر از سوی برخی اعلام شد که این جنبش با شکست مواجه شده است . شما در این مورد چه فکر میکنید.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;من پیشگو نیستم که بگویم یا تشکل چپ دیگری بعد از ما در دانشگاه شکل می گیرد یا نه، اما نباید این نکته را از یاد برد که این دستگیری ها و بعد از آن دادگاهها ضربه بزرگی به دانشگاه و چپ دانشجویی بود اما تجاربی هم برای فعالین داشت که در مراحل بعدی مبارزه مطمئنا موثر خواهد بود. با توجه به اوضاع پرتلاطم سیاسی ایران احتمال قدرت گیری چپ ها کم نیست و با دست در دست گذاشتن فعالین دانشجویی و کارگری و زنان مطمئنا می توان جبهه ای مترقی بر علیه حاکمیت موجود شکل داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;تشکلهایی دانشجویی دیگری با دیدگاه چپ در دانشگاه فعالیت میکردند و با آنکه به علنیت "چپ رادیکال" نبودند اما فعالیت کم و بیش را پیش می برند. نظر شما در مورد فعالیت های این گروهها چیست ؟ اگر نقد یا نقاط مثبتی در فعالیت این گروهها می بینید بیان کنید ؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;به نظر من در یک چهارچوب مشخص که ما در آن فعالیت می کردیم جایی برای فعالیت مخفی وجود نداشت، و باید با تعین چپ و با علنیت به جنگ حاکمیت وحشی از یک سو و دیگر تفکرات راست می رفتیم. نمی شود پشت دیوار قایم شد و مشت را به صورت حریف زد. مطمئن باشید در آن گروهها هم نقاط ضعف و قوتی وجود دارد که نمیشود از آنها چشم پوشی کرد و نمی توان فقط با این حرف که آنها علنی کار نمی کنند بگوییم که انها هیچ کاری انجام نمی دهند. اما در حال حاضر نمی توان به یک روزنامه اینترنتی یا یک شب نامه بسنده کرد و یک شبکه با چهره های علنی نیاز است که بتواند منسجم مبارزه را برنامه ریزی کند و آنرا به پیش ببرد. البته این نکته هم قابل ذکر است که من به شخصه تصویر درستی از این رفقا و سبک کارشان ندارم و نمی دانم که وجه مشخصه آنها دقیقا با چپ رادیکال چیست، شاید یک حس رقابت بچه گانه باشه و شاید هم حرفی برای گفتن داشته باشند. من قضاوت خاص و دقیقی نمی توانم داشته باشم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;با توجه به این که حوادث در ایران با سرعت به پیش میرود ، آیا در حال حاضر شما به نقش چپ در جامعه می توانید امید ببندید و آیا برای پیشبرد این تفکر در این اوضاع تلاش می کنید؟ آیا دانشجویان چپ دانشگاه می توانند باز هم در این تحولات نقش بازی کنند؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;جواب من به این سوال قطعا مثبت است. توضیح دادم که گفتمان چپ همواره در اجتماع حضور دارد، چون این کشور مراکز تولیدی و کارگر و سرمایه دار و کارفرما دارد. در این تظاهرات و تجمعات اعتصاب پزشکان و پرستاران و کارگران یکی از بزرگترین بیمارستان یکی از وقایع بزرگ بود. می توان در مراکز کارگری تجمعاتی برای استیناف حقوق صنفی و سیاسی را تشکیل داد، مسلما تنها اوضاع سیاسی پرتلاطم هم نیست که این وسط نقش بازی می کند. از این به بعد اوضاع اقتصادی ایران شاهد رکود شدید و تورم بی سابقه در قیمت ها شاهد هستیم. و این یعنی فشار بر گرده طبقه کارگر. جمهوری اسلامی نشان داده است که هر چه کمر را بیشتر خم کنی بهتر سواری می گیرد و کارگران ایران نباید در مقابل این فشار ساکت بمانند. و دانشگاه و دانشجویان نیز در دفع کردن این فشار می توانند موثر باشند، شعار اتحاد کارگران و دانشجویان یکی از کلیدی ترین شعارهایی بود که چپ در چند سال گذشته به دانشگاه آورد و آنرا به سطح جامعه پرتاب کرد که نتیجه طبقاتی مهمی را در بر دارد. من خوشبین هستم که چپ اجتماع نیز بتواند در این اوضاع نقش مهمی را در پیشبرد خواست طبقاتی خود داشته باشد. ============================================================ &lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;در همین رابطه :&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;ul&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_22.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با امین قضایی &lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_24.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با عابد توانچه&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_25.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با پریسا نصرآبادی&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_26.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با مزدک طوسی نژاد&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/583016725296739427-5037905647410962010?l=eshterak1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/5037905647410962010/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/10/blog-post_23.html#comment-form' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/5037905647410962010'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/5037905647410962010'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/10/blog-post_23.html' title='چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با سروش دشتستانی'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SuIdTQlcirI/AAAAAAAAEFE/IYIJh19bLyo/s72-c/untitled.bmp' height='72' width='72'/><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-359986187686072504</id><published>2009-10-22T12:09:00.000-07:00</published><updated>2009-10-26T12:31:57.358-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مصاحبه'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='چپ دانشجویی'/><title type='text'>چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با امین قضایی</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SuCvFe6kHhI/AAAAAAAAEDs/jrIGckLY9TY/s1600-h/n1298098278_432.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 200px; FLOAT: left; HEIGHT: 225px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5395504862322761234" border="0" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SuCvFe6kHhI/AAAAAAAAEDs/jrIGckLY9TY/s320/n1298098278_432.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;&lt;strong&gt;با تشکر از اینکه این مصاحبه را پذیرفتید&lt;br /&gt;با توجه به بازگشایی دانشگاهها و بنا به شرایط کنونی جامعه و اعتراضاتی که به شکلی سراسری جامعه را درنوردیده است لازم دیدیم تا با فعالین چپ دانشجویی که در چند سال گذشته تجارب مهمی را از سر گذرانده اند گفتگویی داشته باشیم .&lt;br /&gt;هدف از این گفتگو شناخت دقیق تر از این جنبش بواسطه ی فعالینی از آن است که تاکنون فرصت ارائه نظراتشان را در رابطه با نوع نگاهشان نسبت به گذشته و همچنین اینده این جنبش پیدا نکرده اند .&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;براین اساس از شما میخواهیم در ابتدا چگونگی شکل گیری و رشد جنبش چپ در دانشگاه را توضیح دهید . زمینه های شکل گیری و تقویت این جنبش را در چه میدانید .&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای اینکه یک جنبش چپ در دانشگاه و به طوری کلی در جامعه ، شکل می گرفت لازم بود که دو گسست صورت بگیرد. از یک طرف ، گسست از چپی که یاس و تجربه ی شکست سالهای اوایل انقلاب را با خود یدک می کشید و از طرف دیگر فراروی از چپ به عنوان یک گفتمان و مطالعه ی آکادمیکی صرف. این حرف بدان معنا نیست که چپ رادیکالی که در سالهای اوایل دهه ی 80 تنها توسط چند دانشجو،که من هم جزو آنها بودم، بنیان نهاده شد ، از تجربه ی نسل گذشته ی مبارزین چپ و یا از دانش تئوریک هیچ بهره ای نبرده بودند. برعکس چپ رادیکال از تئوریک ترین و باهوش ترین دانشجویان از اقصی نقاط ایران تشکیل شده بود. چپ سنتی پذیرفته بود که بورژوازی اصلاح طلب رهبری و ابتکار عمل را در دست دارد که هنوز هم اینطور فکر می کنند. که البته تصور آنها یک پایه ی واقعی دارد و هنوز می بینیم که این مشروعیت در نزد توده ها از بین نرفته است. اما چپ سنتی سوای تحلیل های غلط و بعضا خائنانه ی خود ، هویت ، امید ، حقانیت و افق نظری خود را از دست داده بود، باید از کالبد تشکیلاتی مرده و روح شکست طلبی آن گسست می کردیم. پس در مرحله ی اول این دو گسست لازم بود. همچنین از منظر شرایط عینی ، ما از محیط یاس و ناامیدی دانشجویان نسبت به اصلاح طلبان و دلسردی آنان از مصالحه جویی های رهبران دانشجویی ، رشد کردیم . بنابراین من از فلسفه ی وجودی ( البته نه از تمامی اقدامات یا سبک کار ) چپ رادیکال و آنچه بعدا دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب نامیده شد ، دفاع می کنم. ما در آن موقع تصور درستی از جایگاه خودمان داشتیم و انچه که الان می گویم در آن موقع هم همین تحلیل را داشتیم. اگر دانشگاه را به عنوان ظرف فعالیت خود انتخاب کردیم ، به این دلیل نبود که پای ما از جامعه بریده بود یا نسبت به دامنه ی رشد جنبش دانشجویی توهمی داشتیم. دانشگاه ، در ان موقع تنها محل زایش یک چپ پراتیکی جدید بود. وقتی قرار است جنبش مستقل طبقه ی کارگر از صفر آغاز کند ، مطمئنا باید آگاه ترین بخش های آن یعنی دانشجویان چپ و فعالین کارگری آگاه پیشقراول آن باشند. همانطور که مارکس در زمان خود این امید را به کارگران متخصص و اتحادیه های انگلیسی داشت. در نهایت ما در سال 1386 دچار یکی از شدیدترین سرکوب های جنبش دانشجویی شدیم. اگرچه نمی توان ضعف تاکتیک های تشکیلاتی خود را منکر باشیم ، اما هر تشکیلاتی تا یک جایی ما را جلو می برد. نباید متوقع بود که شما با یک گروه و یک دسته بتوانید تا خود مقصد یعنی انقلاب سوسیالیستی پیش بروید. زمانی که دیگر فعالین دانشجویی دچار سردرگمی بودند و تنها تز مبهم خروج از حاکمیت را مطرح می کردند ، ما درست به قلب بدنه ی دانشجویی نفوذ کرده بودیم و شعار تشکل مستقل دانشجویی را می دادیم. اکنون هم چپ در دانشگاه یک گفتمان مطرح است ، جوانان چپ در دانشگاه فعال و پویا هستند و چپ رادیکال توانست مطالبات دانشجویان را تغییر دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;نظراتتان را در مورد اتفاقات 16 آذر 86 برایمان بازگو کنید. اگر چه تقریبا مدت زمان بسیاری از آن حادثه گذشته است ، اما بنا به اینکه در آن دوران و پس از آن حوادث ، که منجر به دستگیری تعداد بسیاری از دانشجویان شد ، تنها شاهد اظهار نظر از سوی شخصیت ها ، احزاب و سازمانها بودیم ،شما به عنوان یکی از فعالین این جنبش این اتفاقات را چگونه بازگو میکنید .چه عواملی باعث به وقوع پیوستن سرکوب 16 آذر 86 شد.؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چیزی که مایه ی تاسف است تحلیل های بچه گانه ای است که از احزاب و سازمان های چپ در مورد دلایل سرکوب می شنویم. شما بگویید در این چهار سال کدام یک از جنبش های سیاسی و اجتماعی در ایران است که سرکوب نشده باشند؟ برخی از سر نادانی می گویند که تاکتیک های اشتباه مانند برگزاری مراسم مستقل ، یا ماجراجویی کسانی که در راس این گروه قرار داشتند باعث سرکوب شد. هر کسی که با روش کار اطلاعات جمهوری اسلامی و هر سازمان اطلاعاتی اندکی آشنایی داشته باشد می داند که آنها سالها فعالین را زیر نظر می گیرند و سپس در مرحله ای که اطلاعات آنها تکمیل می شود، به یکباره مبارزین را از ریز و درشت به طور وحشیانه ای بازداشت می کنند. قرار نیست مبارزه در دل ِ یکی از وحشی ترین نظام های دیکتاتوری طوری پیش برود که جاخالی بدهد و با سرکوب مواجه نشود. مهم این است که با دگردیسی ، تغییر تاکتیک و سبک کار ، استمرار مبارزین و حمایت معنوی دیگران، بتوان مبارزه را ادامه داد. همانطور که مارکس نیز بین الملل اول را به نفع تشکیل احزاب سیاسی و مبارزه ی سیاسی در کشورها رها کرد، هر مجموعه و تشکیلاتی تا حدی جنبش را به پیش می برد. معمولا در این موارد که سرکوب گسترده است ، نیروهای چپ باید وارد اتحاد عمل شوند و با تبلیغات و ایجاد سمپاتی در توده ی مردم ، روح مبارزه را با تزریق از فعالین معدود به کل توده ها حفظ کنند. امری که به خاطر کوته نظری و رقابت های بین حزبی ، فقط در لحظه ی سرکوب رخ داد و بعد از آن احزاب تنها نقش تخریبی ایفا کردند. طنز قضیه اینجاست که اگر نیروهای راست دستگیر شوند تقصیر جمهوری اسلامی است و اگر نیروهای چپ دستگیر شوند تقصیر خودشان است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;&lt;strong&gt;پس از سرکوب 16 اذر بسیاری بر این عقیده بودند که این جنبش دیگر توان متشکل کردن دانشجویان را در سطح دانشگاه نخواهد داشت . یا به شکل دیگر از سوی برخی اعلام شد که این جنبش با شکست مواجه شده است . شما در این مورد چه فکر میکنید.&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;دانشجویانی که موسس این طیف موسوم به دانشجویان آزادی خواه وبرابری طلب بودند اکنون دیگر فعالیتی در این زمینه نمی کنند و خود من هم ، فعالیت در این قالب را موثر نمی بینم. اما این به معنای نابودی چیزی نیست بلکه به معنای تغییر ریل است. متاسفانه از اوایل سال 1385 ما تا حدی دچار رشد بادکنکی شدیم و عناصری با عقاید راست گرا ، بی بهره از تئوری و با اخلاقیات فرصت طلبانه و فاسد به ما نفوذ کردند که در نهایت ضربات سختی به ما زدند و فعالیت در قالب این مجموعه را ناممکن ساخته است. این افراد تصور می کردند که می توانند با دزدیدن نام یک جریان و هوچی گری فعالیت ما را به جای ما ادامه دهند، اما آنها هیچ درکی از مارکسیسم سازمانده ندارند و مضمحل شدند.پس اگر بحث بر سر یک نام باشد ، مطمئنا دیگر چیزی به نام دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب وجود ندارد و فعالیت با این نام با شکست مواجه شده است. اما این به معنای شکست مبارزین چپ و کوتاه شدن دست دانشجویان چپ از دانشگاه نیست. مطمئن باشید که مبارزه ادامه دارد و آنچه تغییر کرده است سبک کار و شکل صوری مبارزه است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;براساس آنچیزی که در بالا گفته اید معتقدید که یکی از عوامل شکست این جنبش حداقل با این نام ، رشد بادکنکی و نفوذ عناصر راست گرا بوده است . با توجه به این گفته آیا نمی توان گفت که پس اشتباهاتی در شیوه عملکرد این جریان دانشجویی وجود داشته است و در نتیجه بسیاری از انتقادات تاکنونی بی مورد نبوده است؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همانطور که گفتم من از فلسفه ي وجودي شکل گیري چپ راديکال در دانشگاه دفاع کردم . ما براساس عقاید درست و با استراتژی یعنی ايجاد هژمونی براي گفتمان چپ پراتيکی عمل کردیم. مطمئنا بحث من اين نیست که عملکرد ما طی اين چند سال قابل نقد نبوده يا خالی از اشتباه نیست. ولي نقدهايي که من تاکنون شنيدم به هدف نزده اند.آنها بيشتر در گير رقابت های بین احزاب هستند و وقتی وزارت اطلاعات رسما اعلام می کرد که ما به یک جریان خاص وابسته هستيم ،برخي از انها بلافاصله از این گفته ی اطلاعات استقبال کردند و عملا به تيم پلیس سياسی جمهوري اسلامي پیوستند.&lt;br /&gt;اين واقعیت تلخي است. همچنين در نظر داشته باشيم که اغلب این نقدها متوجه دلايل سرکوب است اما همانطور که گفتم دلیل سرکوب اشتباهات ما نبود.&lt;br /&gt;اینطور نيست که ما اگر فلان وبهمان کار را می کرديم با سرکوب مواجه نمی شدیم .مسلما جمهوري اسلامي اجازه تشکل چپ دانشجويي با اين درجه از قدرت عمل را نمی دهد کسانی که در اين نقطه از زمان ايستاده اند نتایج ابلهانه می گیرند مثلا اينکه چرا مخفيانه فعاليت نکردید و يا سبک کار شما تند روي بود اينها کوچکترین درکي از فعالیت در محیط دانشگاه ندارند و متوجه نمي شوند مهمتر از بقاي يک جریان زنده کردن گفتمان ايدئولوژي بود که در آنزمان تنها در خاطرات چپ های بازنشسته می توانستيم ردی از آنرا بیابيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;&lt;strong&gt;تشکلهایی دانشجویی دیگری با دیدگاه چپ در دانشگاه فعالیت میکردند و با آنکه به علنیت "چپ رادیکال" نبودند اما فعالیت کم و بیش را پیش می برند. نظر شما در مورد فعالیت های این گروهها چیست ؟ اگر نقد یا نقاط مثبتی در فعالیت این گروهها می بینید بیان کنید ؟ &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;اینکه عده ای دانشجو با نام چپ رادیکال فعالیت می کردند ، عده ای دیگر با نام چپ کارگری یا دموکرات و غیره ، تقسیم بندی های کودکانه ی مشتی دانشجو است. اگر مسئله بر سر تعداد و نفوذ واقعی این جریان ها باشد ، هیچکدام شانسی ندارند. انگیزه ی اصلی موسسین چپ رادیکال از فعالیت، ایجاد دار و دسته در دانشگاه نبود تا مثلا خودی نشان دهند. عده ای از فعالین به اصطلاح چپ فقط بلد هستند که پس از هر کاری با مطبوعات مصاحبه کنند تا در بین جامعه ی کوچک اطرافیان و یا حزب مطبوع خود ، به چهره ای تبدیل شوند. استراتژی ما در وهله ی اول ، ایجاد هژمونی برای گفتمان چپ در دانشگاه بود تا بتوانیم در نشریات و آکسیون ها ، طبقه ی کارگر را به زنده شدن چپ در دانشگاه متقاعد کنیم و نگاه آنها را به خود جلب کنیم. برخی با بلاهت تمام و بعضا با فحاشی و تحقیر تصور می کردند که صراحت ما در تبیین اصول مارکسیسم لنینیستی چپ روی کودکی و اولترالفتی و نشانه ی عدم درک شرایط عینی است. هدف بعدی ما عینی تر بود یعنی ایجاد تشکل مستقل چپ دانشجویی که در همین مرحله بود که دچار سرکوب شدیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;با توجه به این که حوادث در ایران با سرعت به پیش میرود ، آیا در حال حاضر شما به نقش چپ در جامعه می توانید امید ببندید و آیا برای پیشبرد این تفکر در این اوضاع تلاش می کنید؟ آیا دانشجویان چپ دانشگاه می توانند باز هم در این تحولات نقش بازی کنند؟&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;چپ همین اکنون در تحولات نقش ایفا می کند اما مخفی تر و اصولی تر. اگر نگاه شما به فعالین دانشجویی باشد که فقط بلد هستند جارو جنجال راه بیاندازند و بویی از الفبای مارکسیسم نبرده اند ، مطمئنا هیچ امیدی به آنها نیست. اما بسیاری از جوانان گفتمان چپی را که ما در دانشگاه بیان کردیم، پذیرفته اند و مبنای عمل کار خود قرار داده اند. اکنون اگر کسی از سوسیالیسم سخن بگوید یا در نشریه دانشجویی مقاله ای بنویسد کسی تعجب نمی کند. اگر یک فعال چپ دانشجویی را در دانشگاه تصور کنید ، او برخلاف ما، در شش سال قبل ، با امید به موفقیت بیشتری به تبلیغ چپ در دانشگاه خواهد پرداخت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;============================================================&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;در همین رابطه :&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;ul&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_23.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با سروش دشتستانی &lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_24.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با عابد توانچه&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_25.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با پریسا نصرآبادی&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.net/2009/10/blog-post_26.html"&gt;چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با مزدک طوسی نژاد&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/583016725296739427-359986187686072504?l=eshterak1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://eshterak1.blogspot.com/feeds/359986187686072504/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/10/blog-post_22.html#comment-form' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/359986187686072504'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/583016725296739427/posts/default/359986187686072504'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://eshterak1.blogspot.com/2009/10/blog-post_22.html' title='چپ دانشجویی؛ گفتگوی اشتراک با امین قضایی'/><author><name>اشتراک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06211251278544138335</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='20' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/Sv0jzQrS3ZI/AAAAAAAAEZI/cMP7kg10dsQ/S220/n100000144430965_5685.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SuCvFe6kHhI/AAAAAAAAEDs/jrIGckLY9TY/s72-c/n1298098278_432.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-583016725296739427.post-6309341665383041070</id><published>2009-10-22T09:08:00.000-07:00</published><updated>2009-10-22T09:16:11.380-07:00</updated><title type='text'>در هر مدرسه حداقل 10 كودك افغاني ثبت‌نام نمي‌شوند</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SuCFHJnLBrI/AAAAAAAAEDk/MYK2uJ58szQ/s1600-h/koodak_afghan.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 2px 10px 10px 2px; WIDTH: 320px; FLOAT: left; HEIGHT: 240px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5395458711475652274" border="0" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_Fp7bAQAnshQ/SuCFHJnLBrI/AAAAAAAAEDk/MYK2uJ58szQ/s320/koodak_afghan.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;يكي از اعضاي كميته هماهنگي شبكه ياري كودكان ايران از وجود يك معضل در مدارس كشور خبرداد كه علي رغم اعمال برخي از قوانين توسط دولت،‌باز هم كودكان افغاني براي ثبت نام د
